اطلاعنگاشت | راه علاج تحریم
حضرت آیتالله خامنهای در بیانات در تاریخ ۹۹/۵/۱۰ به تبیین دو جریان تحریف و تحریم پرداختند که در این اطلاعنگاشت مرور میشود. [PDF]

خط حزبالله ۲۵۳ | ته خط مذاکره
شمارهی دویستوپنجاهودوم هفتهنامهی خط حزبالله با عنوان «ته خط مذاکره» منتشر شد.
به گزارش خط حزبالله، در هفتهای که گذشت عکسی قابل تأمل از دیدار ترامپ و ووچیچ رئیسجمهور صربستان در رسانههای جهان به سرعت منتشر شد که حاکی از اوج حقارت مقام ارشد یک کشور در مقابل رئیسجمهور ایالات متحدهی آمریکا را نشان میداد. با توجه به این تصویر و تفکرات غربگرایانه و موضعگیریهای گاه و بیگاه از غربگرایان برای مذاکره مجدد در داخل کشور و عاقبت مذاکره با آمریکاییها، خط حزبالله در سخنهفتهی این شمارهی خود به موضوع سیاست آمریکا در قبال کشورهای مختلف و مذاکره پرداخته است.
همچنین به مناسبت تذکر مجدد رهبر انقلاب دربارهی توقف اجرای سند آموزش ۲۰۳۰ در کشور، نشریهی خط حزبالله روند بحثها و تصمیمگیریها پیرامون سند ۲۰۳۰ در چهار سال گذشته را در قالب اطلاع نگاشت مرور کرده است.
دیگر بخشهای نشریهی خط حزبالله به شرح زیر است:
کدام افتخار بالاتر از این.../ کلام امام
جوان مؤمن انقلابی! این کار شما خلاف است/ درس اخلاق
من خانوادههای بسیاری را دیدم که احساس زینب کبری در آنها هم بود/ خانواده ایرانی
آقاى شیخ محمد خیابانى شوهر عمهى ماست / خاطرات رهبری
سبک زندگی اسلامی اینگونه است/ اصول عدالتخواهی
قرآن میفرماید قوی شوید/ عکسنوشت
انسان طراز اسلامی / حزبالله این است
طبق رسم هفتگی خط حزبالله، شمارهی این هفته به برکت خون شهدا روح بلند شهید نادر مهدوی تقدیم میشود.

نگذارید نام و خصوصیات آیتالله طالقانی فراموش بشود
بسماللهالرّحمنالرّحیم (۱)
اوّلاً از آقازادهی مرحوم آقای طالقانی (رحمةاللهعلیه) و دوستان همکارشان تشکّر میکنیم که نام طالقانی و بیت طالقانی را همچنان که آن شخصیّت زندگی کرد و بود، حفظ کردند. بعضی از بیوت و وابستگان به شخصیّتها، بعد از آنکه آن شخصیّت پایش از این عالم مادّی بریده میشود و بیرون میرود، نام او را حفظ میکنند لکن محتوای او را بکلّی -گاهی اوقات به ۱۸۰ درجه عکس- تغییر میدهند. شاید اگرچنانچه ایشان -که خب در بین برادرها به این مسئله همّت گماشتند- همّت نمیکردند و پا جلو نمیگذاشتند، شاید سرنوشت آقای طالقانی هم به همان سرنوشت دچار میشد؛ امّا خب الحمدلله شما توانستید چهرهی آقای طالقانی را حفظ کنید.
آقای طالقانی، یک شخصیّت بسیار مغتنمی بود. این جهاتی که جنابعالی ذکر کردید،(۲) واقعاً در ایشان بود. خدای متعال یک قالب خوبی در ایشان متجلّی کرده بود؛ یک انسان صریح، باصفا، باصداقت. از جملهی خصوصیّات آقای طالقانی، یکی صفای ایشان بود؛ آدم باصفایی بود، آدم باصداقتی بود. وقتی انسان با ایشان مینشست، جز یکرنگی و صفا و راستی، واقعاً انسان هیچ چیز نمیدید. ما با ایشان جلسات طولانی [داشتیم]؛ بنده هر وقت تهران میآمدم -آنوقتهایی که ایشان از زندان آمده بودند بیرون- منزل ایشان حتماً یک بار، دو بار میرفتم، مینشستیم دو ساعت با ایشان صحبت میکردیم؛ آدم لذّت میبرد از صفا و صداقت این مرد؛ این یکی از خصوصیّات ایشان بود.
در عین این صفا و صداقت و راستی و درستی، مردی بود در کمال اعتماد به نفس؛ یعنی یکی از خصوصیّات ایشان، اعتماد به نفس بود؛ مطلقاً تحت تأثیر قدرتها و ظواهر و مانند اینها قرار نمیگرفت. من اوّلْباری که آقای طالقانی را دیدم، یا آخر سال ۴۲ بود یا اوائل ۴۳ که ایشان در عشرتآباد محاکمه میشدند. رفتم من در دادگاهشان [شرکت کردم]؛ گفتند دادگاه عمومی است منتها صندلی محدودی گذاشتند؛ ما خیلی زود رفتیم آنجا که شرکت کنیم و الحمدلله جا پیدا کردیم، رفتیم داخل. من تا آنوقت آقای طالقانی را از نزدیک ندیده بودم؛ ایشان و مرحوم مهندس بازرگان و دیگران بودند -آن عدّهی نهضت آزادی- که آنجا محاکمه میشدند و به نظرم آن محاکمهی دوّم هم بود؛ از آن دادگاههای پنج قاضی که پنج نفر آن بالا با درجه و نشان و واکسیل(۳) و اینها نشسته بودند؛ آقای طالقانی هم آن جلو بیاعتنا نشسته بود؛ اسم ایشان را آوردند، ایشان باید بلند میشد حرف میزد، [ولی] ایشان اعتنایی نکرد، همانطور که نشسته بود و عصا هم دستش بود -آنوقت با اینکه سن ایشان هم زیاد نبود امّا عصا داشت؛ این عصا هم دستش بود- اصلاً اعتنایی نکرد، بلند نشد، جواب نداد؛ یعنی اینجور بود، آن دادگاهی که جوری آن را ترتیب میدادند که آن متّهم خودش در آن بهاصطلاح هیمنهی ظاهری دادگاه هضم بشود -معمولاً اینجور بود؛ ما هم چند بار دادگاه رفتیم، دیدیم- ایشان اصلاً و مطلقا اعتنائی نداشت. وقت تنفّس هم ما رفتیم جلو، ایشان با ما گرم، گیرا -حالا بنده آنوقت یک طلبهای مثلاً بودم، یک طلبهی جوانی؛ و شنیده بودند من چون اندکی قبلش زندان قزلقلعه بودم و ایشان و مهندس بازرگان شنیده بودند- [وقتی] بنده را معرّفی کردند، گرم گرفتند، محبّت کردند؛ به آن مقامات، بیاعتنا؛ به ما که یک طلبهای بودیم، اینجور گرم و گیرا و با محبّت و مانند اینها.
خود ایشان میگفتند در مسجد هدایت که مال هدایتها و خاندان هدایت و مربوط به آنها بود که اینها فواتحشان را اینجا میگرفتند -در فواتح خاندان هدایت که یک خاندان قدیمی مرتبط با دربار و دستگاه بودند؛ خب ایشان هم پیشنماز مسجد هدایت بودند و گاهی شرکت میکردند- من رفتم؛ یکی از زنهایشان یا مردهایشان مُرده بودند و مجلس ترحیم داشتند و من هم آنجا رفتم؛ دمِ در، این امرای بلندپایه با درجههای سرلشکری و سپهبدی و فلان همینطور ایستاده بودند با لباسهای فلان؛ از جمله، آن ارتشبد هدایت معروف آن زمان هم ایستاده بود؛ ایشان گفتند من نگاه کردم دیدم من در ردیف اینها نمیتوانم [بنشینم]، رفتم آنطرف یک جایی نشستم. ایشان میگفت بعد گذشت این قضیّه، افتادیم زندان -در همین اواخر بوده؛ به نظرم این زندانهای آخر بوده- من در حیاط زندان قصر داشتم میرفتم و قدم میزدم؛ دیدم یک نفر آمد جلوی من و [گفت] قربان! سلام عرض میکنم، خم شد و تعظیم کرد به من و [گفت] سلام عرض میکنم؛ [گفتم] علیکمالسّلام، شما کی هستید؟ [گفت] بنده هدایت؛ معرفی کرد خودش را و معلوم شد بله، ارتشبد هدایت است و حالا افتاده زندان. ایشان میگفت دیدم آن آدم با آن جاه و جلال و با آن کَرّوفَر، یک آدم کوچک حقیرِ واقعی است؛ ولی من نه در آن مجلس نه اینجا، فرقی نکرده بودم، من همین خودم بودم! اینجور بود، با این اعتمادبهنفس و احساس شخصیّت.
این هم ناشی از ایمان بود. ایشان واقعاً مؤمن بود. آنوقت همین ایشان، در مقابل امام تواضع میکردند. من تواضع ایشان را در مقابل امام دیدم، هم در غیاب امام، هم در حضور امام. در غیاب امام ایشان به بنده گفتند که آقای خمینی گاهی یک حرفهایی میزند که به نظر آدم نشدنی میآید، بعد میبینیم واقعاً شد، ایشان به یکجایی متّصل است! یعنی برداشت آقای طالقانی این بود -به این مضمون، حالا عین عبارت ایشان یادم نیست- میگفت از یکجایی به ایشان خبر میرسد، به یکجایی ایشان متّصل است. در حضور امام هم من دیده بودم، ایشان کمال تواضع را در مقابل امام میکردند؛ این آدمی که آن جاه و جلال آن دستگاهها برایش صفر بود و هیچ نبود، در مقابل امام تواضع میکرد.
شخصیّتهای ماندگار تاریخ از اینجور فضائل در وجودشان مستتر است؛ اینها را بایستی باز کرد، شناخت، معرفی کرد. بههرحال این تشکیلات شما تشکیلات خوبی است و آقای طالقانی واقعاً سزاوار و شایستهی این است که از ایشان تجلیل بشود، احترام بشود؛ نگذارید نام ایشان فراموش بشود و خصوصیّات ایشان فراموش بشود و نسبتهای واقعی ایشان با انقلاب، تبدیل بشود به نسبتهای غیر واقعی؛ اینها را باید مانع بشوید و نگذارید. انشاءالله موفّق و مؤیّد باشید.
۱) در ابتدای این دیدار -که در چارچوب دیدارهای دستهجمعی برگزار شد- آقایان سیّدمهدی طالقانی (فرزند آیتالله طالقانی) و موسی حقّانی (مسئول ستاد) مطالبی بیان کردند.
۲) اشارهی مسئول ستاد به این مطلب که در دیدار قبلی ستاد بزرگداشت آیتالله طالقانی، معظّمٌله در ۱۳۸۹/۱۲/۱۹، بر مجاهد بودن و انقلابی بودن شخصیّت آیتالله طالقانی تأکید فرمودند.
۳) رشتههای بههمبافتهای که بر شانهی لباسهای رسمی نظامی میآویزند.
آرمانشهر غربزدهها
حضرت آیتالله خامنهای: «ناامنی درونی شهرهای آمریکا در دنیا کمنظیر است؛ واقعاً در خیابان جوانی که بیرون میرود، خاطرجمع نیست که یک نفری، یک دیوانهای، او را به قتل نرساند. این همان آرمانشهری است که غربزدهها به عنوان آرمانشهر به آن نگاه میکردند.» ۱۳۹۹/۰۶/۰۲
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR براساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، لوح «آرمانشهر غربزدهها» را منتشر میکند.

بیانیه رهبر انقلاب در پی اهانت یک نشریه فرانسوی به ساحت مقدس پیامبر اعظم

حضرت آیتاللهخامنهای در بیانیهای، اهانت اخیر یک نشریه فرانسوی به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم را محکوم کردند.
متن بیانیهی رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسمهتعالی
گناه بزرگ و نابخشودنی یک نشریّهی فرانسوی در اهانت به چهرهی نورانی و قدسی حضرت رسول اعظم (صلّی الله علیه و آله) بار دیگر عناد و کینهی شرارتبار دستگاههای سیاسی و فرهنگی دنیای غرب با اسلام و جامعهی مسلمانان را آشکار ساخت. بهانهی آزادی بیان برای محکوم نکردن این جرم بزرگ که از سوی برخی سیاستمداران فرانسوی گفته شده کاملاً مردود و غلط و عوامفریبانه است. سیاستهای عمیقاً ضدّ اسلامیِ صهیونیستها و دولتهای استکباری عامل اینگونه حرکتهای دشمنانه است که هر چند یکبار بُروز مییابد. این حرکت در این برههی زمانی میتواند، نیز به انگیزهی منصرف کردن ذهن ملّتها و دولتهای غرب آسیا از نقشههای شومی باشد که آمریکا و رژیم صهیونیستی برای این منطقه در سر دارند. ملّتهای مسلمان بویژه کشورهای غرب آسیا، ضمن حفظ هوشیاری در مسائل این منطقهی حسّاس، باید هرگز دشمنیهای سیاستمداران و سردمداران غربی نسبت به اسلام و مسلمین را فراموش نکنند.
والله غالب علی امره
سیّدعلی خامنهای
۹۹/۶/۱۸
خاطرۀ رهبر انقلاب از روز ۱۷ شهریور سال ۵۷/ طرفداران امام(ره) را افراطی میخواندند

رهبر معظّم انقلاب فرمودند: به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامهای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم "اینها با این تدبیرِ خباثتآمیز میخواهند بهانهای برای سختگیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند."
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پایگاه اطلاعرسانی رهبر معظّم انقلاب اسلامی خاطرهای از آیتالله خامنهای از روز 17 شهریور سال 57 منتشر کرده است که متن کامل آن بهشرح زیر است:
«از روز هفدهم شهریور سال 1357 خاطرهای در ذهن دارم، قبل از آنکه این حادثه خونبار در تهران اتّفاق بیفتد، سیاست رژیم ستمشاهی بهدنبال این بود که مبارزان و بهتبع آن ملّت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند، این، نکته خیلی قابلتوجّهی است که امروز مثل آیینهای، همهی عبرتها را به ما درس میدهد.
کسی که روزنامههای آنوقت و اظهارات مسئولان رژیم ستمشاهی را مطالعه میکرد، میفهمید که اینها میخواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه میکنند، از هم جدا کنند، عدّهای را که طرفداران و علاقهمندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار میکردند، بهعنوان تندرو و افراطی و متعصّب معرفی میکردند، در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که علاقهمند به مبارزه بودند، اما خیلی جدّی در آن راه نبودند، یا جدّی بودند، اما دستگاه آنطور خیال میکرد اینها جدّیّتی ندارند، بهعنوان افرادی که معتدلاند و با اینها میشود مذاکره و صحبت کرد، معرّفی میکردند.
من در آن روز این احساس خطر را کردم. آن زمان من در جیرفت تبعید بودم، شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامهای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم "اینها با این تدبیرِ خباثتآمیز میخواهند بهانهای برای سختگیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آنها قرار دهند."
این نامه را نوشته بودم؛ اما هنوز نفرستاده بودم. روز شنبه هجدهم شهریور بود که رادیو و روزنامهها، خبر کشتار هفدهم شهریور را پخش کردند. فردای آن روز، ما در جیرفت از این قضیّه مطّلع شدیم، من برداشتم در حاشیه آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است»
آن نامه را بهوسیله مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آنها شروع کردند سختگیریها را علیه مبارزان و انقلابیّون حقیقی راه انداختن که نمونهاش کشتار هفدهم شهریور بود.» (بیانات در دیدار جمعی از پرستاران 76/06/19)
موافقت رهبر انقلاب با تمدید برگزاری دادگاههای ویژه اقتصادی

قرار است دادگاههای ویژه اقتصادی براساس موافقت رهبر معظم انقلاب و البته با اِعمال برخی اصلاحات به کار خود ادامه دهند.
به گزارش خبرنگار قضائی خبرگزاری تسنیم، با توجه به اینکه مهلت فعالیت دادگاههای ویژه اقتصادی براساس استجازه رهبر معظم انقلاب 20 مرداد امسال به پایان رسیده بود، ایشان با تمدید این استجازه موافقت کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به درخواست رئیس قوه قضائیه مبنی بر تداوم فعالیت شعب ویژه دادگاه انقلاب اسلامی جهت رسیدگی به پروندههای اخلالگران و مفسدان اقتصادی با لحاظ برخی اصلاحات، با این درخواست موافقت کردند.
رئیس قوه قضائیه در نامهای با اشاره به استمرار شرایط و ضرورتهای اعلامشده در نامه دو سال قبل قوه قضائیه برای تشکیل این دادگاهها، درخواست مزبور را مطرح و خاطرنشان کرده است بهزودی پیشنهادات و نیازمندیهای قانونی قوه قضائیه در جهت مبارزه قاطع، سریع، قانونی و توأم با عدالت به مجلس شورای اسلامی تقدیم خواهد شد.
به گزارش تسنیم، این استجازه مدت زمان دوساله داشت و مدت آن 20 مرداد به پایان رسید، پیشتر نیز موضوع پایان مدت استجازه مورد بحث و پرسش رسانهها بود. حجتالاسلام غلامحسین محسنیاژهای در نشست خبری خود در 27 خردادماه امسال در این باره گفته بود: "پیشبینی ما این بود که ممکن بود در مجلس تصویب نشود و بنای ما این بود که بهدنبال اصلاح قانون باشیم، به همین دلیل اعتبار دوساله مطرح شد و الآن هم دنبال این موضوع هستیم. اگر چنانچه در مجلس فعلی تا قبل از پایان این دو سال یعنی تا 20 مرداد توانستیم قانون مجلس را بگیریم، نیازی به تمدید استجازه نیست اما اگر شرایط طور دیگری بود درخواست تمدید خواهیم کرد."