من حتما ماسک میزنم...
رهبر انقلاب اسلامی در ارتباط تصویری روز هفتم تیرماه ۹۹ با مسئولان قضایی نسبت به عدم استفاده از ماسک توسط برخی مسئولین که در اجتماعات حاضر میشوند، گلایه کردند و گفتند: اگر دو سه نفر دور من باشند، بنده هم حتماً ماسک میزنم، کما اینکه آدم میبیند این ماسک زده نمیشود؛ خب وقتی که شما که مسئول دولتی هستید، در یک اجتماع مردمی ماسک نمیزنید، این جوانی هم که در خیابان دارد راه میرود و حوصلهی ماسک ندارد، تشویق میشود که نزند.
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در پی این تذکر و توصیه رهبر انقلاب درخصوص استفاده از ماسک، تصویری از جلسهی کاری اخیر ایشان را که نشاندهنده اهتمام حضرت آیتالله خامنهای به استفاده از ماسک و رعایت قواعد بهداشتی توصیه شده است، منتشر میکند.

سخنرانی رهبر انقلاب در ارتباط تصویری با همایش سراسری قوه قضائیه

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در ارتباط تصویری با رئیس و مسئولان عالی قضائی و همچنین رؤسای کل دادگستریهای سراسر کشور با ابراز خرسندی از اقدامات انجامشده در یک سال اخیر، بر لزوم استمرار حرکت تحولی در قوهی قضائیه بهصورت متوازن و با محوریت مردمی بودن قوه تأکید کردند و گفتند: مبارزه با فساد که در این دوره به اوج خود رسیده است باید بدون اغماض و بر اساس حق و عدل و قانون و همچنین بدون تعدی و ظلم به افراد بیگناه با قدرت ادامه یابد.

حضرت آیتالله خامنهای همچنین با تأکید بر اینکه ماجرای کرونا تمام نشده و همچنان ادامه دارد، همهی مردم و مسئولان را به جدی گرفتن رعایت دستورالعملهای بهداشتی و جلوگیری از شیوع مجدد ویروس کرونا فراخواندند.
رهبر انقلاب اسلامی با گرامیداشت یاد شهید مظلوم آیتالله بهشتی، شهید قدوسی، شهید لاجوردی و دیگر شهیدان دستگاه قضا، «تدوین نسخهی ارتقایافته و پیشرفتهتر سند تحول قضائی» را با استفاده از اندیشمندان حوزه و دانشگاه و تجربیات درونقوهای، کاری باارزش خواندند و افزودند: در زمانهای لازم از اجرای این سند و برنامههای مترتب بر آن به مردم گزارش دهید که این کار در امیدواری مردم به دستگاه قضا قطعاً تأثیرگذار است.
ایشان تحول را ضرورتی مستمر، مدیریتشده و توأم با دریافتهای جدید و ابتکارات تازه خواندند و افزودند: این کار باید بر اصول و مبانی اسلامی و دینی مبتنی باشد وگرنه تحول بدون مبنا، به تذبذب و هرجومرج منجر میشود.
حضرت آیتالله خامنهای ایجاد تحول را در عمل بسیار دشوار خواندند و گفتند: البته برخی مقاومتها نه از روی سوءنیت بلکه از سر ناتوانی و یا نداشتن حال و حوصلهی تغییرات بنیادین است. البته مخالفتهای کسانی که از وضع موجود منتفع هستند و کارشکنیها و فضاسازیهای شبکهی درهمتنیدهی مفسدان و مجریان نیز ایجاد تحول را سختتر میکند.
حضرت آیتالله خامنهای تلاشهای بیوقفهی دشمنان برای «خنثی کردن هر حرکت اصلاحی و تحولی در نظام» را از طریق جوسازی رسانهای و ایجاد وسوسه و بدبینی در افکار عمومی، از دیگر دشواریهای ایجاد تحول خواندند و تأکید کردند: تنها راه مؤثر برای مقابله با همهی عوامل و عناصر ضد تحول، «منفعل نشدن، استقامت، توکل بر خدا و ادامهی شجاعانهی مسیر تحول» است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به وظایف مهم و بسیار گستردهی قوهی قضائیه در قانون اساسی، پیگیری و اجرای متوازن همهی این وظایف را ضروری برشمردند.
ایشان در همین زمینه، موضوع «احیای حقوق عامه» را مهم خواندند و با ابراز خرسندی از فعالیتهای اخیر قوه در این زمینه، گفتند: اگر دادستانیها احساس کردند حقوق عامه در حال تضییع است باید وارد کار شوند و از حق مردم دفاع کنند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به یکی دیگر از وظایف اساسی دستگاه قضا در قانون اساسی یعنی «پیشگیری از وقوع جرم» افزودند: اگر بسترهای شکلگیری و وقوع جرم بدرستی شناخته شود، پیشگیری علمی از وقوع جرم و درنتیجه کاهش فراوان هزینههای مقابله با جرم محقق خواهد شد که این کار نیازمند همراهی همهی قوا بخصوص قوهی مجریه است.
رهبر انقلاب گفتند: در مسائل گوناگون از جمله پیشگیری از وقوع جرم و تعاریف حقوق عامه، دانشِ صرفاً قضائی مشکلگشا نیست و باید از نخبگان حوزه و دانشگاه در علوم مختلف کمک گرفت.
ایشان با ابراز خرسندی از مشخص شدن برخی مصادیق حقوق عامه از جمله محیط زیست و نیز واگذاریهای غیردقیق بنگاههای تولیدی گفتند: اگر مراکز تولیدی به اشخاص ناصالح یا ناتوان واگذار شود، تولید کشور ضربه میخورد؛ بنابراین این مصادیق جزو حقوق عامه است.
رهبر انقلاب، تعمیم تحولخواهی از مسئولان دستگاه قضا به بدنه و همهی کارکنان دستگاه را ضروری خواندند و افزودند: «مردمی بودن» از دیگر ضروریات ایجاد تحول است.
حضرت آیتالله خامنهای، نگاه از بالا به مردم را غیر قابل قبول دانستند و گفتند: همهی ما مسئولان نظام، جزو مردمیم و خیلی از مردم از ما بالاتر هستند؛ بنابراین همه باید خود را در عمل خدمتگزار مردم بدانیم.
«دسترسی آسان مردم به دستگاه قضا»، «تلاش برای ارتقای آگاهی و اطلاعات قضائی مردم»، «حضور مستمر و مواجههی مستقیم با مردم» و «بهرهگیری از کمک و اطلاعات مردمی در مسائلی نظیر مبارزه با فساد» از دیگر تأکیدات رهبر انقلاب به مسئولان قضائی بود.
ایشان بیان گزارش زبانی و آماری به مردم را لازم اما ناکافی دانستند و با اشاره به ضرورت بهرهگیری از هنر و ظرفیتهای رسانهای در ارائهی گزارش فعالیتها گفتند: متأسفانه با غفلت برخی مسئولان مربوط در عرصهی نظارت بر فیلمها، شاهد نمایش فیلمهایی هستیم که اساس و مبانی قضائی جمهوری اسلامی را زیر سؤال میبرند.
رهبر انقلاب افزودند: غربیها برخلاف واقعیت، در فیلمهای سینمایی، دادگاههای خود را عرصهی عدالت محض نشان میدهند ولی ما حتی در ارائهی واقعیات کشور از ظرفیتهای هنری و رسانهای بهره نمیگیریم و گاهی برعکس نشان میدهیم.
ایشان با اشاره به سخنان رئیسجمهور آمریکا دربارهی ده سال حبس برای کسانی که نمادهای بردهداری و نژادپرستی را به پایین بکشند و یا جدا کردن فرزندان مهاجران از والدینشان گفتند: البته از این بیقانونیها در غالب فیلمهای غربی خبری نیست.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه، نکاتی را درخصوص مبارزه با فساد بیان کردند.
حضرت آیتالله خامنهای با بیان اینکه مبارزه با فساد از دورهی قبل در قوهی قضائیه آغاز شده بود و اکنون به اوج خود رسیده است، گفتند: مردم از مبارزهی بدون ملاحظه و بدون اغماض با مفسد امیدوار میشوند زیرا فساد مالی و اقتصادی همچون ویروس کرونا، بسیار خطرناک و بشدت واگیردار و مُسری است.
ایشان افزودند: تنها تفاوت ویروس کرونا با ویروس فساد این است که ویروس کرونا با شستشوی دست برطرف میشود اما تنها راه مقابله با ویروس فساد، قطع دست مفسد است.
رهبر انقلاب اسلامی، وظیفهی قوهی قضائیه را برخورد متوازن با همهی اَشکال و ابعاد فساد برشمردند و درعینحال تأکید کردند: باید مبارزه با فساد، در درجهی اول در داخل قوه و بهصورت جدی و کارشناسی انجام شود، زیرا تبعات و ضربهی فساد در داخل قوهی قضائیه بسیار سنگین خواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر لزوم نگاه کارشناسی برای شناخت بسترهای فسادزا و مقابله با آن، افزودند: ملاک در مبارزه با فساد باید فقط حق، عدل و قانون باشد و هیچ ملاحظهی دیگری در کار نباشد.
ایشان گفتند: البته همانطور که در برخورد با فساد نباید اغماض وجود داشته باشد اما افراد بیگناه هم نباید مورد تعدی قرار گیرند و رسیدگیها باید کاملاً بر اساس قانون و عدالت و بدون جوگیری انجام شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گسترش فضای مجازی و قضاوت افراد مختلف دربارهی رویدادها و مسائل، خاطرنشان کردند: عموم مردم و فعالان فضای مجازی مراقب باشند تا نسبت به افراد بیگناه تعدی و ظلمی واقع نشود.
حضرت آیتالله خامنهای با گلایه از اهانت و ظلم به برخی بزرگان پاکدست قبلی قوهی قضائیه در جریان قضاوتها و اظهارنظرهایی که درخصوص دادگاه اخیر شده افزودند: خطاب من در این موضوع مردم و جوانان مؤمن است که مراقب باشند تعدی نکنند و به افراد معاند که به دنبال گرفتن انتقام از مواضع انقلابی و محکم قاطع فلان شخصیت هستند، کاری ندارم.
ایشان تأکید کردند: حرکت مبارزه با فساد که اکنون در قوهی قضائیه بخوبی مشاهده میشود و خود را نشان داده است، از دورهی آقای آملی لاریجانی آغاز شد و ایشان، هم در داخل و هم در بیرون از قوه شروعکنندهی آن بودند و اینها نباید از نظر دور باشد.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از اقدامات خوب قوهی قضائیه در مبارزه با فساد را «حمایت از تولید و جلوگیری از تعطیلی واحدهای تولیدی» دانستند و گفتند: در شرایط کنونی که مردم از لحاظ معیشت دچار سختی هستند، هر دستگاهی که بتواند به اقتصاد کشور کمک کند، باید این کار را انجام دهد و این اقدام قوهی قضائیه درواقع کمک به اقتصاد کشور است.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به ابلاغیهی اخیر رئیس قوهی قضائیه مبنی بر اینکه برخی بانکها حق مصادره و تعطیلی واحدهای تولیدی را ندارند، خاطرنشان کردند: این کار، بسیار درست و قابل تعمیم در مورد کسانی است که با خرید واحدهای تولیدی و اخراج کارگران و فروش تجهیزات، کاربری این واحدها را تغییر میدهند، زیرا اینگونه اقدامات، ضربه به اقتصاد کشور است.
ایشان یکی از نکات مهم در زمینهی مبارزه با فساد را «نظارتها و گزارشهای مردمی» خواندند و افزودند: باید برای این موضوع زیرساختهای حقوقی در قوهی قضائیه فراهم شود تا امنیت مادی و معنوی گزارشگر حفظ شود و آمر به معروف و ناهی از منکر دلگرم باشد که دستگاه قضائی پشتیبان او است، و در مقابل زمینهی تهمتزنی نیز فراهم نشود.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنانشان به یک موضوع غیرقضائی اما مهم یعنی مسئلهی کرونا نیز اشاره کردند و با انتقاد از برخی افراد که مسئلهی کرونا را تمامشده میدانند، گفتند: در اثر فداکاری دستگاهها و کادرهای درمانی و بهداشتی و همچنین مجاهدت داوطلبانهی گروههای مردمی و همکاری عموم مردم، ایران بهعنوان یک کشور موفق در دنیا معرفی شد اما این مربوط به ابتدای کار بود و اکنون متأسفانه آن حرکت و مجاهدت از جانب بعضی مردم و مسئولان سست شده است.
حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از خدمات طاقتفرسای کادرهای درمانی، شیوع بیماری را موجب خسته شدن این زحمتکشان دانستند و افزودند: اینکه گفته میشود باید کاری کرد که مشکلات اقتصادی از ناحیهی کرونا به وجود نیاید، حرف درستی است اما در صورت بیتوجهی و شیوع گستردهی بیماری، مشکلات اقتصادی هم بیشتر خواهد شد.
ایشان با تأکید بر لزوم مراقبت از کشور در همهی جهات از جمله در مقابل دشمنیهای آمریکای خبیث و انگلیس خبیث و همچنین در مواجهه با اقدامات دولتهای اروپایی، خاطرنشان کردند: اگر ما به وظایف خود عمل کنیم، به توفیق الهی آنها در هر کاری سرشان به سنگ خورده و نمیتوانند مقاصدشان را عملی کنند و نتیجهی فشار به قول خودشان حداکثری برای به زانو درآوردن مردم، نشستن مشت ملت ایران بر سینهی آنها و به عقب راندنشان خواهد بود.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان از زحمات همهی مسئولان، قضات و کارکنان قوهی قضائیه در سراسر کشور و همچنین از خانوادههای آنان تشکر کردند.
در این نشست، پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، رئیس قوهی قضائیه با بیان گزارشی از رویکردها و برنامههای تحولی این قوه در یک سال اخیر گفت: رویکرد فناورانه و گسترش دادرسی الکترونیک و ایجاد سامانههای مختلف برای تسهیل دسترسی مردم به عدالت، رویکرد فعال در برخورد با مسائل از جمله جلوگیری از تعطیلی ۱۲۰۰ واحد تولیدی با همکاری دولت، تقویت بُعد نظارتی و فعالتر کردن سازمان بازرسی کل کشور، افزایش اتقان آراء، سامان دادن و تعیین تکلیف بیش از نیمی از پروندههای معوق، مردمی شدن قوه و افزایش نقش دادن به مردم در کشف و یا پیشگیری از وقوع جرم، از جمله رویکردها و برنامههای قوه در سال گذشته بود.
حجتالاسلام والمسلمین رئیسی، مبارزه با فساد را اولویت جدی قوهی قضائیه خواند و افزود: بیش از هزار حکم در محاکم علیه مفسدین اقتصادی صادر شده و این کار با جدیت دنبال خواهد شد؛ همچنین ارتقای سلامت دستگاه قضائی و مبارزه با هر گونه فساد و کژی در درون این قوه، جزو اولویتها و مطالبات همهی قضات متدین و سالم دستگاه قضائی و عموم مردم است.
خط حزبالله ۲۴۲ | تحول ایجاد کنید
شمارهی دویستوچهلودوم هفتهنامهی خط حزبالله با عنوان «تحول ایجاد کنید» منتشر شد.
به گزارش خطحزبالله، رهبر انقلاب در بیانات روز چهاردهم خرداد ماه امسال بمناسبت سالروز ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی به موضوع تحول و تحولخواهی پرداختند. سال گذشته رهبر انقلاب در دیدار با رئیس و مسئولین این قوه نیز به موضوع تحول در این قوه اشاره فرمودند، که خط حزبالله بمناسبت هفتهی قوه قضائیه به بازخوانی برخی از محورهای آن از منظر رهبر انقلاب پرداخته است.
همچنین خط حزبالله بهمناسبت سالروز بمبگذاری دفتر حزب جمهوری و شهادت شهید بهشتی و جمعی از یارانشان در ۷ تیرماه ۶۰، مروری سریع بر بیانات رهبر انقلاب در قالب اطلاع نگاشت دربارهی ایشان داشته است.
دیگر بخشهای نشریهی خط حزبالله به شرح زیر است:
خصوصیت ممتاز جمهوری اسلامی/ روایت پیشرفت
آن سیل هم از الطاف خفیّه الهی بود/ خاطرات رهبری
به چنین سربازانی افتخار میکنیم/ کلام امام
جامعه باید قدردان چنین زنانی باشد/ خانواده ایرانی
ببینید انقلاب از شما چه میخواهد/ حزب الله این است
طولانی شدن پروندهها اقتدار قضایی را خدشهدار میکند/ مطالبه رهبری
خون تازه در کالبد نظام/ عکس نوشت
با فساد و ویژهخواری مبارزه جدی بشود/ مسئله روز
مگر میشود در کشور عدالت را مستقر کرد؟/ اصول عدالتخواهی
طبق رسم هفتگی خط حزبالله و به برکت خون شهدا شمارهی این هفته به روح مطهر شهید نسیم افغانی تقدیم میشود.

قوه قضائیه؛ عیار سلامت جامعه

رهبرانقلاب درباره اهمیت قوه قضائیه فرمودند: «قضا در یک کشور، معیار سلامت آن کشور است. اگر دستگاه قضایی سالم بود، میتوان نتیجه گرفت که وضع عمومی جامعه و کشور از جهت برخورداری از عدالت و دوری از تبعیض و ستم و اجحاف و تجاوز واین غصههای بزرگ بشری، سالم است.» ۱۳۷۰/۴/۵ به مناسبت سالروز شهادت شهید بهشتی و هفته قوه قضائیه، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR گزیدهای از مطالبات رهبرانقلاب از قوه قضائیه که در دیدارهای سالیانه قوه قضائیه مطرح شده است را در این مطلب مرور میکند.
اهداف
ایجاد عدالت قاطع و امیدوارکننده
آنچه که بنده به عنوان یک طلبه مسؤول از قوّه قضائیّه انتظار دارم، همان چیزی است که ما چهره زیبا و منوّر آن را در قضاوت امیرالمؤمنین علیه سلام اللَّه الملک الحقّ المبین در تاریخ مشاهده میکنیم: آن عدالت قاطع، آن عدالت بیملاحظه، آن عدالت فراگیر، آن عدالت امیدوار کننده، آن عدالتی که در آن افراد ضعیف و معمولی جامعه در مقابل قانون و معامله قانونی، با افراد مقتدر و قدرتمند یکسانند. در اسلام این گونه است؛ در قانون اساسی ما هم این گونه است.(۱)
گسترش عدل و احیاء حقوق عامه و آزادیهای مشروع و نظارت بر اِعمال قانون را که در شمار هدفهای قوه قضائیه در قانون اساسی است در رأس برنامهها قرار دهید. این موجب اعتماد مردم و دلگرمی آنان به قوه قضائیه در حوادث و منازعات خواهد شد.(۲)
تبدیل دستگاه قضا به ملجأ و مأمن امن برای دادخواهی
حقیقتاً دستگاه قضایی باید ملجأ و مأمن مردم به حساب آید. در جامعه، کمبود و مشکلات و درگیری و ظلم به افراد و تعرض به اموال و جان و حیثیت اشخاص وجود دارد؛ اما دستگاه قضایی باید به گونهیی باشد که هر کس در جامعه مورد ظلم هر مقامی واقع شد، خاطرش آسوده باشد که رسیدگی میشود؛ مثل فرزندی که پدر عاقل و مهربان و قوییی دارد و هر کس به او اندک تعرضی کند، دلش محکم است و میگوید ظلم تو را به پدرم میگویم و او حق من را از تو خواهد گرفت. بایستی بر تمام آحاد کشور، چنین روحیهیی نسبت به دستگاه قضایی حکمفرما باشد. اگر به کسی ظلم شد، بداند که با مراجعه به دستگاه عدل اسلامی، قطعاً آن ظلم برطرف خواهد شد.(۳)
سلامت و کارآمدی توأمان قوه قضائیه
در قوهی قضائیه دو هدف اعلی را باید همیشه در نظر داشت؛ همهی کارها باید در جهت این دو هدف اعلی انجام بگیرد؛ که اگر این دو هدف تحقق پیدا کرد، آن وقت محصول آن را جامعهی اسلامی خواهد چشید. آن دو هدف، یکی عبارت است از سلامت قوه، دوم کارآمدی قوه. همهی تلاشها باید این باشد که این قوه تبدیل شود به یک مجموعهی کاملاً کارآمد و کاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به برکت حضور قوهی قضائیه. این برای یک کشور، برای یک جامعه لازم است.(۴)
وظایف
ریشهکنی مفاسد اقتصادی
مفاسد اقتصادی، مفاسد فرهنگی را هم با خود میآورد، مفاسد اخلاقی را هم میآورد. وجود و رواج مفاسد اقتصادی یکی از بزرگترین خطرهایش این است که عناصر خوب دستگاهها را متزلزل میکند، زیر پای آنها را سست میکند. بسیاری از این موارد و قضایای مفاسد اقتصادی که به طور مشخص گزارش شده و برای ما گفته شده است، به این ترتیب بوده است که آن مفسد اقتصادی برای پیشبرد کار خود لازم دانسته در داخل فلان دستگاه نفوذ کند و تعدادی از عناصری را که در آنجا کار میکنند، با خودش همراه کند. خوب، آن عناصری که آنجا کار میکنند، مردمان مؤمنی هستند؛ اما شیطانِ هوس، زیاده طلبی و پول را به جان اینها میاندازد، همه هم طاقت نمیآورند، مجذوب میشوند، میلغزند؛ این یکی از بزرگترین خطرات مفاسد اقتصادی است... بدانید سهم قوهی قضائیه در مقابلهی با مفاسد اقتصادی سهم بسیار سنگین و مهمی است.(۵)
ملموس کردن عدالت در زندگی مردم
عدالت هم از جملهی آن چیزهائی است که «الحقّ أوسع الأشیاء فی التّواصف و أضیقها فی التّناصف»؛ گفتنش آسان است، التزام به آن آسان نیست؛ خیلی سخت است. انسان با موانع بزرگی برخورد میکند. اگر عزم راسخ و توکل به خدا وجود نداشته باشد، انسان وسط راه خواهد ماند؛ این را باید در قوهی قضائیه دائماً تزریق کرد، دائماً باید این روحیه را در سرتاسر قوهی قضائیه پمپاژ کرد؛ که ما وظیفهمان تناصف است، ایجاد عدل است.(۶)
اگر شما به ذهنیت عامهی مردم و به ذهنیت اسلامی نگاه کنید، میبینید که توقع از قوهی قضائیه این است که عدالت در زندگی مردم ملموس شود؛ عدالت را حس کنند و این عمومیت پیدا کند.(۷)
رسیدن به کفایت عدل قضائی در کشور
ما باید قوهی قضائیه را به طور دائم ارتقاء ببخشیم. آنچه که متوقع است، ارتقاء قوهی قضائیه است به معنای کفایت عدل قضائی در کشور؛ این هم ممکن نخواهد شد، حاصل نخواهد شد، مگر آن وقتی که انسان خروجیهای آن را مشاهده کند.(۸)
مسئولین قوه باید نگاه کنند، ضعفها را پیدا کنند، مشکلات را پیدا کنند، گرههای کور را پیدا کنند، اینها را با ابتکار برطرف کنند؛ ذهنهای برتر و ذهنهای ممتاز میتوانند کمک کنند؛ بحمدالله در درون قوه هم هستند، از بیرون قوه هم استفاده بشود. زیرساختهای فنی تأمین بشود، زیرساختهای انسانی تأمین بشود؛ این میشود اقتدار قوهی قضائیه؛ یک قوهی قوی و مقتدر که توانائی حرکت به سمت اهداف خودش را دارد.(۹)
نظارت بر حُسن اجرای قوانین و امور جاری
در قانون اساسی تصریح شده است که نظارت بر حُسن اجرای قوانین و نظارت بر حسن اجرای امور بر عهده قوه قضائیه است و دیوان عدالت اداری و سازمان بازرسی کل کشور به عنوان دو بازوی اصلی قوه، مسئولیت این دو وظیفه مهم را بر عهده دارند.(۱۰)
ساختار
حفظ ثبات همراه با نگاه نقادانه به شیوههای دیوانسالاری غلط
آن چیزی که اهمیتش از مسئلهی نیروی انسانی کمتر نیست، مسئلهی ساختار دیوانی قوهی قضائیه است. دائم باید به دنبال نو کردن ساختارها و بهروز کردن وضعیت قوه در مجموع ساختاری آن بود. عرض نمیکنیم که ما ثبات را از سازمان قوهی قضائیه بگیریم؛ نه، ثبات و استقرار، در عین نگاه نقادانه به شیوههای دیوانسالاری غلط، که بعضاً میراث گذشته است و بعضاً تقلید از کشورهای اروپائی است، آن هم از روشهای منسوخ آنها.(۱۱)
تنظیم دیوانسالاری در جهت خدمت به عدالت
اگر دیوان سالاری و تشکیلات ما عدالت را مختل میکند، مضر است. باید دیوان سالاری را به نحوی سازماندهی وتنظیم کردکه به عدالت کمک کند؛ زیرا عدالت ملاک و اصل است؛ اجرای عدالت و احقاق حق و ابطال باطل.(۱۲)
تنظیم قوانین طبق مقررات اسلامی
دستگاه قضایی اسلام یکی از کارآمدترین دستگاههاست. ما احتیاجی نداریم که برای مواد قضایی یا قوانین لازم برای اداره دستگاه قضایی یا نحوه اجرای عدالت، از هیچ نظامی، از هیچ کشوری، از هیچ تمدّن دیگری چیزی وام بگیریم. در اسلام همه چیز پیش بینی شده است. قوانین باید طبق مقررات اسلامی تنظیم و آماده شود و با جرم به هر شکلی مقابله گردد.(۱۳)
حاکمیت معیارهای اسلامی در قضاوت
یک بُعد دستگاه قضایی، حاکمیت احکام و ارزشها و ملاکها و معیارهای اسلامی است، که قویترین و متقنترین و محکمترین ملاک و معیار برای ادارهی یک مجموعهی قضایی است. نباید در مقابل جنجال مخالفان و دشمنان و کسانی که هر نقطهی مثبتی هم در جامعهی اسلامی باشد، مورد انتقاد قرار میدهند، دچار انفعال بشویم. فرهنگ غربی، شیوهی قضایی اسلامی را قبول ندارد؛ ما هم شیوهی قضایی آنها را قبول نداریم؛ «ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ماعبدتم»(۱۴). آنها حاضر نیستند موازین قضایی مبتنی بر ارزشهای اسلامی را درک کنند و بفهمند. اصلاً فرهنگ غربی اجازه نمیدهد که کسی ارزش بینه و قسم و حد و تعزیر و دیگر معیارهای قضایی اسلام را درک کند و بفهمد.(۱۵)
مدیریت نظاممند و استقرار فناوری نوین در همه بخشها
فناوری نوین همه جا مستقر بشود؛ همهی کارها مشخص بشود؛ دسترسی به اطلاعات برای مسئولان بالای قوهی قضائیه در هر لحظهای مهیا باشد. نظارت هم باشد، که من بر روی نظارت هم در دیدارهای قبلی تکیه کردهام؛ نظارت بر کارکرد قوهی قضائیه. از همه بالاتر، برنامهای و نظاممند عمل شدن در قوهی قضائیه است، که مدیریتها نظاممند و برنامهای باشد. (۱۶)
تشکیلات
افتخار و حسنه دانستن خدمت در قوه قضائیه
عضویّت و کار کردن در این قوّه، حقیقتاً یک افتخار است. هر تلاشی که در این قوّه یا در جهت همکاری و همراهی و کمک به این قوّه صورت گیرد، یک حسنه و یک کار برجسته و نیکِ عنداللَّه است. مسأله قوّه قضاییّه، مسأله کمی نیست؛ لذا همه وظیفه دارند کمک کنند تا این قوّه تعیین کننده بتواند نقش ممتاز و بیبدیل خود را به انجام برساند. اگر خدای نکرده این قوّه فلج باشد، هر چه دستگاههای دیگر خوب کار کنند، نخواهند توانست خلأهای ناشی از تجاوزها و سوء استفادهها و قصورها و تقصیرها را پُر کنند؛ یعنی تمامیّت نظام جز به تمامیّت و کمالِ قوّه قضاییّه تحقّق پیدا نخواهد کرد.(۱۷)
انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن
قوه قضائیه باید صددرصد انقلابی باشد و انقلابی عمل کند. البته انقلابی گری بر خلاف نظر و تبلیغ برخی ها، تندروی نیست بلکه انقلابی گری یعنی «عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن.(۱۸) در همهی فصول تحول، مردمی بودن و انقلابی بودن و ضد فساد بودن را رعایت کنید.(۱۹)
جذب نیروهای شایسته و جوانان انقلابی و فاضل
از جوانان صالح و انقلابی و فاضل در مسؤولیتهای قوه استفاده کنید.(۲۰) البته نیروی انسانی خوب در داخل قوه احتیاج دارد به نظارت از موضع بالا و مدیریت بر کارکردها. انسانِ خوب در معرض لغزش و انحراف قرار میگیرد. اینجور نیست که انسانهای خوب، همیشه خوب باقی خواهند ماند؛ نه، امتحانها برای همه هست؛ باید مراقب امکان لغزشها در همهی احوال بود. این یک جریان است؛ جریان نیروی انسانی؛ که خوب، اهمیت هم دارد.(۲۱)
اولویت داشتن برخورد با فساد در درون قوه قضائیه
مبارزهی با فساد، هم در درون قوّه محلّ کلام است، هم بیرون قوّه؛ لکن اولویّت با درون قوّه است. خب، هزاران قاضی شریف و پاکدامن و کارمندان امین در سراسر قوّه دارند کار میکنند، تلاش میکنند؛ یک عنصر ناباب در یک دادگستریای در یک شهری پیدا میشود، یک حرکتی انجام میدهد، این روانهای پاکیزهی شریف را بدنام میکند... نسبت به فسادِ درون قوّهی قضائیّه سختگیری کنید. علّتش هم این است که این [قوّه]، مسئولِ رفع فساد است؛ اگر خودش فاسد شد، گناه او نابخشودنی است.(۲۲)
باید در داخل قوه قضائیه با افراد متخلف و فاسد در همه استانها و شهرها، با جدیت و قاطعانه برخورد شود و این شیوه باید استمرار یابد.(۲۳) بازرسیها را هر چه میتوانید افزایش دهید و قوه قضائیه را از درون اصلاح کنید.(۲۴)
تشویق قضات عادل و درستکار
قضات عادل، شجاع، قاطع، منصف و پر کاری را که بشدت خداترس هستند و عالمانه و بدون ملاحظه قضاوت میکنند، مشهور و به جامعه معرفی کنید.(۲۵)
اطلاعرسانی کارهای انجام شده به مردم
باید برای انعکاس حجم سنگین کارهایی که در دستگاه قضایی انجام میگیرد، از شیوههای جدید و جذاب اطلاعرسانی و تبلیغی استفاده شود.(۲۶)
جلوگیری از نفوذ پول و پولدار در داخل قوه قضائیه
از نفوذ پول و پولدار در داخل قوّه قضاییّه باید بهشدّت برحذر باشید و پرهیز کنید. یکی از خطرات بسیار بزرگ این است. در دنیا ثابت شده است که زورِ پول از خیلی چیزهای دیگر بیشتر است. امروز خیلی از هدفهای صهیونیستی در دنیا با قدرت پول اعمال میشود. یکی از بزرگترین خطرات حکومتهایی که معتقد به مبنایی هستند، این است که صاحبان پول بتوانند در ارکان حکومت اعمال نفوذ کنند. اینها همه چیز را خراب میکنند. هر بخشی از نظام اگر تحت تأثیر زرمندان و ثروتمندان قرار گرفت، ضایع خواهد شد. در این زمینه، از همه بدتر قوّه قضاییّه است. باید خیلی مراقب باشید خدای نکرده چنین چیزی برای این قوّه پیش نیاید و پول و پولدار و ثروتمند، با روشهایی که دارند، نتوانند اعمال نفوذ کنند.(۲۷)
التزام به نظارت قانون بر قوه قضائیه
قوهی قضائیه بایستی از نظارت قانون استقبال کند. قانون، یکی از ابزار نظارت است. خودِ قانون یک عامل نهاده شدهی در داخل قوهی قضائیه است که برای نظارت بر قوهی قضائیه، عامل بسیار مهم و مؤثری است. معیار، قانون باشد و قوانین نقض نشود؛ تخصیص نخورد؛ تقیید نخورد؛ از گسترهی قانون به دلایل گوناگون چیزی حذف نشود. به هر حال، قوهی قضائیه باید هر گونه نظارتی را استقبال کند.(۲۸)
پرهیز از اشتغالات غیر قضائی
اگر در جایی احساس کردید که مسؤولیت شما موجب این است که کارها راکد بشود، حتما مسؤولیت را واگذار کنید. بعضی از برادران، اینطور هستند که باید انشاءالله مسؤولان محترم قوهی قضائیه، یک فکر درست و حسابی برایشان بکنند. آقایی است که اشتغالات خیلی زیادی دارد. حالا در اینجا هم مثلا دادگاهی، محکمهیی و یا دادسرایی به او سپرده شده است. این، به کارها نمیرسد و همینطور در آنجا مانده است. این شغل را به یک نفر دیگر واگذار کنند که بیاید، سریع این کار را انجام بدهد. یعنی اینطور نباشد که برای ما، شغل مسألهی اول باشد. مسألهی اول، کار است.(۲۹)
عملکرد
ایجاد احساس پناه بودن قوه قضائیه برای مردم
من آن چیزی را که به عنوان توقع عرض میکنم این است که نگاه کنید به خروجی قوه. ممکن است ما کار زیادی هم انجام بدهیم، اما محصول زیادی به دست نیاید. این معنایش چیست؟ معنایش این است که این کارِ ما، با اینکه به لحاظ کمیتِ مطلق زیاد است، اما به لحاظ کمیت نسبی کم است؛ بیشتر باید کار کرد. اگر کسی بگوید که من در هفته صد ساعت کار میکنم، این صد ساعت، نسبت به یک نفر خیلی زیاد است؛ اما نسبت به بعضی از کارها و بعضی از افراد، صد ساعت، زمان کمی است. باید کمیت نسبی را نگاه کرد. راهش این است که به خروجیها نگاه کنید. ببینید آنچه انجام گرفته، مطلبی را که من در سالهای گذشته یکی دو مرتبه گفته ام، آن را تأمین کرده یا نه. و آن، این است که قوهی قضائیه از نظر مردم به عنوان یک ملجأ و پناه، احساس بشود و دیده بشود؛ دلِ مردم این جوری گواهی بدهد. به هر کس ظلم شد، هر کس احساس کرد به او ظلم شده، به خودش، در دلش، به دیگران، بگوید میروم قوهی قضائیه و مشکلم را حل میکنم؛ یک چنین نگاه امیدوارانهای به قوهی قضائیه باید در کل جامعه شکل بگیرد.(۳۰)
اجتناب از دخالت دادن گرایش سیاسی در قضاوت
حق همهی مردم این است که در جریانهای سیاسی وارد بشوند، اظهار نظر کنند و جزو گروههای سیاسی باشند. در دستگاه قضایی، این، حالت خاصی دارد. داشتن عقیدهی سیاسی، یک چیز قهری و طبیعی است. شاید مقدار کمی از آن هم، به مقتضای گرایش سیاسی در برخوردها، اجتنابناپذیر باشد؛ اما مسؤولان دستگاه قضا و کسانی که سرنوشت قضایای مشکل مردم در دست آنهاست، باید از تضلع در امور سیاسی و از دخالت دادن گرایش سیاسی در آن کار مهمی که بر دوششان است ـ یعنی قضا ـ بشدت پرهیز کنند.(۳۱)
توجه نکردن قاضی به تحمیل افراد یا رسانهها
قاضی باید مستقل باشد و تحت تأثیر کسی قرار نگیرد. با تلفن و امرِ کسی نمیشود قضاوت کرد؛ باید با وجدان و علم و حجّت شرعی خود قضاوت کند. این دستوردهنده تحمیل کننده کیست؟ شکل عادی معمولی ساده قدیمی آن این است که یک نفر بگوید آقا این گونه حکم کن؛ والّا چنین و چنان! این روشِ چندان رایجی نیست. طور دیگر هم میشود قاضی را زیر فشار قرار داد: با تیتر روزنامه، با فشار سیاسی و انواع و اقسام جوسازی. از یک طرف قاضی باید تحت تأثیر این جوسازیها قرار نگیرد - دستگاه قضا؛ چه مدیران ارشد، چه قضات شریف و محترم، به هیچ وجه نباید تحت تأثیر کار غیر منطقی کسانی قرار گیرند که میخواهند مقاصد خودشان را با جوسازی علیه قوّه قضاییّه ساماندهی کنند و پیش ببرند - از طرف دیگر خود آن افراد باید بدانند که کار خلافی میکنند.(۳۲)
صدور حکم قضائی مستدل و بدون ضعف
ما نباید سطح توقّع خود را از عرصه دادگاه پایین آوریم؛ عرصه دادگاه باید رفیع باشد. بنده بارها به مسؤولان عزیز و محترم قوّه قضاییّه در بخشهای مختلف گفتهام که حُکم باید آنچنان مستحکم و مستدل باشد که در همه سطوح قابل دفاع باشد. البته این به معنای آن نیست که در دیوان عالی کشور نقض نخواهد شد؛ چرا، ممکن است در عین حال فتوری داشته باشد؛ اما بنای قاضی در انشاءِ حُکم و رعایت قانون و استدلال در حکم - که ذهن او را به این حکم رسانده است - باید به قدری متین باشد که هر کس حُکم را دید، در دل تصدیق کند که درست است؛ هر چه عقل و سواد انسان بیشتر باشد، بیشتر تصدیق کند.(۳۳)
سرعت و اتقان در رسیدگی قضایی
دو چیز، در دستگاه قضایی اهمیت دارد و برای یک قاضی هم میتواند حقیقتا هدف کارش باشد: یکی سرعت، و دیگری اتقان است. اگر کار سریع انجام نگیرد، همان عیب بزرگی میشود که سابقا در دستگاههای قضایی دوران طاغوت بود و آثار و نشانههایش هم در بعضی گوشهوکنارهای بعد از انقلاب، هنوز وجود داشت. فلان دستگاه، در فلان بخش از بخشهای قضایی، چند هزار پرونده در قفسههای متراکم و کهنه داشت. واقعا چیز خیلی بدی است. از این مسأله، باید پرهیز بشود. هر کاری که سرعت را تأمین و تضمین میکند، مطلوب است.(۳۴)
تبعیض قائل نشدن بین قوانین قضائی
دستگاه قضا باید کوشش کند که هرچه در وسع و توان بنیآدم است، با کسریها و کمبودهایی که بالاخره در کار انسانها هست، به سمت کمال دستگاه و سیستم قضا و تشکیلات قضایی پیش برود؛ و این نمیشود، مگر با رعایت کامل ضوابط و موازین اسلامی در امر تأمین عدالت، که یکی از عمدهترینش عبارت از عدم تبعیض در شمول قانون کشور و قوانین قضایی است. این، شاید یکی از آن اساسیترین کارها در دستگاه قضاست.(۳۵)
تبدیل زندان به آموزشگاه نیکیها
سیاست حبس زدائی بسیار کار خوبی است؛ لیکن به هر حال وجود حبس و وجود زندان یک واقعیتی است. بایستی مدیریت ما در امر زندان جوری باشد که زندان به معنای واقعی کلمه آموزشگاه نیکیها شود. اینها را باید جزو کارهای بزرگ شمرد؛ جزو مسائل مهم به حساب آورد. اینها چیزهائی است که به خود قوهی قضائیه ارتباط پیدا میکند. مدیریتهای مربوطه بایستی حداکثر تلاش را برای این مسئله بکنند.(۳۶)
۱) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۷۹/۰۴/۰۷
۲) انتصاب حجتالاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه ۱۳۹۷/۱۲/۱۶
۳) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۶۸/۰۴/۰۷
۴) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
۵) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۷/۰۴/۰۵
۶) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۸/۰۴/۰۷
۷) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۳/۰۴/۰۷
۸) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۱/۰۴/۰۷
۹) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۰/۰۴/۰۶
۱۰) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۶/۰۴/۱۲
۱۱) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۹/۰۴/۰۷
۱۲) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۳/۰۴/۰۷
۱۳) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۷۹/۰۴/۰۷
۱۴) سوره کافرون، آیات ۳ و ۴
۱۵) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۶۸/۰۴/۰۷
۱۶) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۶/۰۴/۰۷
۱۷) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۱/۰۴/۰۵
۱۸) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۵/۰۴/۰۹
۱۹) انتصاب حجتالاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه ۱۳۹۷/۱۲/۱۶
۲۰) انتصاب حجتالاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضائیه ۱۳۹۷/۱۲/۱۶
۲۱) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۹/۰۴/۰۷
۲۲) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه ۱۳۹۸/۰۴/۰۵
۲۳) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۵/۰۴/۰۹
۲۴) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۶/۰۴/۱۲
۲۵) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۶/۰۴/۱۲
۲۶) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۹۵/۰۴/۰۹
۲۷) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۱/۰۴/۰۵
۲۸) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۴/۰۴/۰۷
۲۹) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۶۹/۰۴/۰۴
۳۰) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۶/۰۴/۰۷
۳۱) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۶۹/۰۴/۰۴
۳۲) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۰/۰۴/۰۷
۳۳) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۱/۰۴/۰۵
۳۴) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۶۹/۰۴/۰۴
۳۵) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۷۰/۰۴/۰۵
۳۶) بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه ۱۳۸۷/۰۴/۰۵
دختر اهلبیت
حضرت آیتالله خامنهای: «حضرت معصومه، این دختر جوانِ تربیتشدهی دامان اهلبیت، با پاشیدن بذرمعرفت و ولایت درمیان مردم، موجب شد که قم پایگاهی بشود که انوار علم و معارف اهلبیت رابه سراسر دنیای اسلام منتقل کند.» ۱۳۸۹/۰۷/۲۹
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در آستانهی اول ذیالقعده و سالروز ولادت حضرت فاطمهی معصومه سلامالله علیها، لوح «دختر اهلبیت » را منتشر میکند.

خط حزبالله ۲۴۱ | هیچکس مستثنی نیست
شمارهی دویستوچهلویکم هفتهنامهی خط حزبالله با عنوان «هیچکس مستثنی نیست» منتشر شد.
به گزارش خطحزبالله، مبارزه با فساد همواره از دغدغههای جدی رهبر انقلاب در طول سالیان رهبری ایشان و مطالبهای بر زمین مانده ایشان از مسئولین نطام بوده است. خطحزبالله در سخن هفتهی این شمارهی خود به این مطالبهی رهبر انقلاب و راه حل چگونگی مبارزه با این پدیده از منظر ایشان پرداخته است.
نگاه حضرت آیتالله خامنهای به زندگی ائمهی معصومین در عین اینکه دارای یک طرح کلی و یک سیر ۲۵۰ساله از رحلت پیامبر اکرم تا آغاز امامت امام عصر هست، اما در این نگاه از شناخت جزئیات و اهداف و برنامههای راهبردی هر یک از ائمه علیهمالسلام برای مبارزهی سیاسی با طاغوتهای زمان نیز غفلت نشده است. نشریهی خط حزبالله به مناسبت ایام شهادت امام صادق قطعه از زندگانی ایشان را در بیان رهبر انقلاب را در قالب اطلاعنگاشت مرور کرده است.
دیگر بخشهای نشریهی خط حزبالله به شرح زیر است:
حکومتی که قرار بود امام صادق تشکیل دهد/ اطلاعنگاشت
امام میگفت همین دشمنیها نشاندهنده قدرت ماست/ خاطرات رهبری
ساواکی از ملای فاسد پیش من محترمتر است / کلام امام
بزرگ خانه، زن خانه است/ خانواده ایرانی
هیچ تصمیمی نباید باعث افزایش شکاف فقیر و غنی شود/ مطالبه رهبری
دشمنی با کسی، موجب بیعدالتی نسبت به او نشود/ اصول عدالتخواهی
امروز سیاستهای آمریکا در منطقه خنثی شده است/ روایت پیشرفت
خدا همپیمانان خود را تنها نمیگذارد / عکسنوشت
مراقب باشید به سربازگیری دشمن کمک نکنید/ حزبالله این است
طبق رسم هفتگی خط حزبالله و به برکت خون شهدا شمارهی این هفته به روح مطهر شهید جواد اللهکرم تقدیم میشود.

خطوط اصلی زندگی حضرت امام صادق علیهالسلام

بهمناسبت سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR بخشهایی از بیانات حضرت آیتالله خامنهای را درباره حیات نورانی این امام معصوم که ۳۳ سال پیش در ۱۳۵۸/۳/۲۱ انجام شده است، منتشر میکند.
* نقشهی امام صادق علیهالسلام
وقتی امام باقر علیهالسلام از دنیا میرود بر اثر فعالیتهای بسیاری که در طول این مدت خود امام باقر علیهالسلام و امام سجاد علیهالسلامانجام داده بودند اوضاع و احوال به سود خاندان پیغمبر صلیاللهعلیهوآله بسیار تغییر کرد؛ نقشهی امام صادق علیهالسلام این بود، که بعد از رحلت امام باقر علیهالسلام کارها را جمع و جور کند، یک قیام علنی به راه بیندازد و حکومت بنیامیه را -که هر روزی یک دولتی عوض میشد و حاکی از نهایت ضعف دستگاه بنیامیه بود- واژگون کند و از خراسان و ری و اصفهان و عراق و حجاز و مصر و مراکش و همهی مناطق مسلماننشین که در همهی این مناطق شبکهی حزبی امام صادق علیهالسلام -یعنی شیعه، شیعه یعنی شبکهی حزبی امام صادقعلیهالسلام- شبکهی امام صادق علیهالسلام همه جا گسترده بود، از همهی آنها نیرو بیاید مدینه و امام لشکرکشی کند به شام، حکومت شام را ساقط کند و خودش پرچم خلافت را بلند کند و بیاید مدینه و حکومت پیغمبر صلیاللهعلیهوآله را به راه بیندازد؛ این نقشهی امام صادق بود. لذا وقتی که در خدمت امام باقر علیهالسلام در روزهای آخر عمرش صحبت میشود و سؤال میشود که قائم آل محمد کیست، حضرت یک نگاهی میکنند به امام صادق علیهالسلام میگویند که گویا میبینم که قائم آل محمد این است. البته میدانید که قائم آل محمد یک اسم عام است، اسم خاص نیست، اسم ولیعصر صلواتاللَّهعلیه نیست. حضرت ولیعصر صلواتاللَّهعلیه قائم نهایی آل محمد است، اما همهی کسانی که از آل محمد صلیاللهعلیهوآله در طول زمان قیام کردند -چه پیروزی به دست آورده باشند چه نیاورده باشند- اینها قائم آل محمدند و این روایاتی که میگوید وقتی قائم ما قیام کند این کارها را میکند، این کارها را میکند، این رفاه را ایجاد میکند، این عدل را میگستراند، منظور حضرت ولیعصر عجاللهتعالیفرجهالشریف نبود آن روز، منظور این بود که آن شخصی از آل محمد که بناست حکومت حق و عدل را به وجود بیاورد، او وقتی که قیام بکند این کارها را خواهد کرد و این درست هم بود.
کار پنهانی و تشکیلاتی بهطور معمول در صورتیکه با اصول درست پنهانکاری همراه باشد، باید همواره پنهان بماند. آن روز مخفی بوده، بعد از آن نیز مخفی میماند و رازداری و کتمان صاحبانش نمیگذارد پای نامحرمی بدانجا برسد. هرگاه آن کار به ثمر برسد و گردانندگان و عاملانش بتوانند قدرت را در دست گیرند، خود، دقایق کار پنهان خود را برملا خواهند کرد. به همین جهت است که اکنون بسیاری از ریزهکاریها و حتی فرمانهای خصوصی و تماسهای محرمانهی سران بنیعباس با پیروان افراد تشکیلاتشان در دوران دعوت عباسی در تاریخ ثبت است و همه از آن آگاهند.
بیگمان اگر نهضت علوی نیز به ثمر میرسید و قدرت و حکومت در اختیار امامان شیعه یا عناصر برگزیدهی آنان در میآمد، ما امروز از همهی رازهای سربهمهر دعوت علوی و تشکیلات همهجاگسترده و بسیار محرمانهی آن مطلع میبودیم.
تنها راهی که میتواند ما را با خط کلی زندگی امام آشنا سازد، آن است که نمودارهای مهم زندگی آن حضرت را در لابهلای این ابهامها یافته، به کمک آنچه از اصول کلی تفکر و اخلاق آن حضرت میشناسیم، خطوط اصلی زندگینامهی امام را ترسیم کنیم و آنگاه برای تعیین خصوصیات و دقایق، در انتظار قرائن و دلایل پراکندهی تاریخی و نیز قرائنی بهجز تاریخ بمانیم.
نمودارهای مهم و برجسته در زندگی امام صادق علیهالسلام بدین شرح است:
1. تبیین وتبلیغ مسألهی امامت.
2. تبلیغ و بیان احکام دین به شیوهی فقه شیعی و نیز تفسیر قرآن به روال بینش شیعی.
3. وجود تشکیلات پنهانی ایدئولوژیک–سیاسی.
* تبیین وتبلیغ مسألهی امامت
امام صادق علیهالسلام نیز مانند دیگر امامان شیعه، محور برجستهی دعوتش را موضوع «امامت» تشکیل میداده است. برای اثبات این واقعیت تاریخی، قاطعترین مدرک، روایات فراوانی است که ادعای امامت را از زبان امام صادق علیهالسلام به روشنی و با صراحت تمام نقل میکند. امام در هنگام اشاعه و تبلیغ این مطلب، خود را در مرحلهای از مبارزه میدیده است که میبایست به طور مستقیم و صریح، حکام زمان را نفی کند و خویشتن را به عنوان صاحب حق واقعی ولایت و امامت به مردم معرفی نماید؛ و قاعدتاً این عمل فقط هنگامی صورت میگیرد که همهی مراحل قبلی مبارزه با موفقیت انجام گرفته، آگاهیهای سیاسی و اجتماعی در قشر وسیعی پدید آمده، آمادگیهای بالقوه در همهجا احساس شده، زمینههای ایدئولوژیک در جمع قابل توجهی ایجاد گردیده، لزوم حکومت حق و عدل برای جمعی کثیر به ثبوت رسیده و بالاخره رهبر تصمیم راسخ خود را برای مبارزهای نهایی گرفته است. بدون این همه، مطرح کردن نام یک شخص معین به عنوان امام و زمامدار محق جامعه، کاری عجولانه و بیفایده خواهد بود.
نکتهی دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که امام در مواردی به این بسنده نمیکند که امامت را برای خویش اثبات کند؛ بلکه همراه نام خود، نام امامان بحق و اسلاف پیشین خود را نیز یاد میکند و در حقیقت سلسلهی امامت اهلبیت علیهمالسلام را متصل و جداییناپذیر مطرح میسازد. این عمل با توجه به اینکه تفکر شیعی، همهی زمامداران نابحق گذشته را محکوم کرده و آنان را «طاغوت» بهشمار میآورده، میتواند اشاره به پیوستگی جهاد شیعیان این زمان بهزمانهای گذشته نیز باشد. در واقع امام صادق علیهالسلام با این بیان، امامت خود را یک نتیجهی قهری که بر امامت گذشتگان مترتب است، میشمارد و آن را از حالت بیسابقه و بیریشه و پایه بودن؛ بیرون میآورد و سلسلهی خود را از کانالی مطمئن و تردیدناپذیر به پیامبر بزرگوار صلیاللهعلیهوآله متصل میکند.
روایت «عمروبنابیالمقدام» منظرهی شگفتآوری را ترسیم میکند: روز نهم ذیحجه روز عرفه است. محشری از خلایق در عرفات برای ادای مراسم خاص آن روز گردآمدهاند و نمایندگان طبیعی مردم سراسر مناطق مسلماننشین، از اقصای خراسان تا ساحل مدیترانه، جمع شدهاند. یک کلمه حرف بهجا در اینجا میتواند کار گستردهترین شبکهی وسایل ارتباطجمعی را در آن زمان بکند. امام، خود را به این جمع رسانده است و پیامی دارد. میگوید: دیدم امام در میان مردم ایستاد و با صدای هر چه بلندتر – با فریادی که باید در همهجا و در همهی گوشها طنین بیافکند و بهوسیلهی شنوندگان به سراسر دنیای اسلام پخش شود- پیام خود را سه مرتبه گفت. روی را به طرف دیگری گرداند و سه مرتبه همان سخن را ادا کرد. باز روی را به سمتی دیگر گرداند و باز همان فریاد و همان پیام. و بدین ترتیب امام دوازده مرتبه سخن خود را تکرار کرد. این پیام با این عبارات ادا میشد: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) کَانَ الْإِمَامَ- ثُمَّ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (ع) ثُمَّ الْحَسَنُ(ع) ثُمَّ الْحُسَیْنُ(ع)- ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) ثُمَّ . . . »1
حدیث دیگر از ابیالصباحکنانی است که در آن، امام صادق علیهالسلام خود و دیگر امامان شیعه را چنین توصیف میکند: «ما کسانی هستیم که خدا اطاعت ما را بر مردم لازم ساخته است. انفال و صفوالمال در اختیار ماست».
صفوالمال، اموال گزیدهای است که طواغیت گردنکش به خود اختصاص داده و دستهای مستحق را از آن بریده بودند و هنگامیکه این اموال مغصوب، با پیروزی سلحشوران مسلمان از تصرف ستمگران مغلوب خارج میشود، مانند دیگر غنایم تقسیم نمیشود تا در اختیار یک نفر قرار گیرد و به او حشمتی کاذب و تفاخری دروغین ببخشد، بلکه به حاکم اسلامی سپرده میشود و او از آنها در جهت مصالح عموم مسلمانان استفاده میکند. امام در این روایت، خود را اختیاردار صفوالمال و نیز انفال - که آن نیز مربوط به امام است - معرفی میکند و با این بیان، به روشنی میرساند که امروز حاکم جامعهی اسلامی اوست و این همه باید به دست او و در اختیار او باشد و به نظر او در مصارف درستش به کار رود.
امام در حدیثی دیگر، امامان گذشته را یکیک نام میبرد و به امامت آنان و اینکه اطاعت از فرمانشان واجب و حتمی است، شهادت میدهد و چون به نام خود میرسد، سکوت میکند. شنوندگان سخن امام به خوبی میدانند که پس از امام باقر علیهالسلام میراث علم و حکومت در اختیار امام صادق علیهالسلام است. و بدین ترتیب، هم حق فرمانروایی خود را مطرح میسازد و هم با لحن استدلالگونه، ارتباط و اتصال خود را به نیای والامقامش علیبنابیطالب علیهالسلام بیان میکند. در ابواب «کتاب الحجه» از کافی و نیز در جلد 47 بحارالانوار از اینگونه حدیث که به صراحت یا به کنایه، سخن از ادعای امامت و دعوت به آن است، فراوان میتوان یافت.
مدرک قاطع دیگر، شواهدی است که از شبکهی گستردهی تبلیغاتی امام در سراسر کشور اسلامی یاد میکند و بودن چنین شبکهای را مسلم میسازد. این شواهد، چندان فراوان و مدلل است که اگر حتی یک حدیث صریح هم وجود نمیداشت، خدشهای بر حتمیت موضوع وارد نمیآمد. مطالعهگر زندگینامهی مدون ائمه علیهمالسلام از خود میپرسد: آیا امامان شیعه در اواخر دوران بنیامیه، داعیان و مبلغانی در اطراف و اکناف کشور اسلامی نداشتند که امامت آنان را تبلیغ کنند و از مردم قول اطاعت و حمایت برای آنان بگیرند؟ پس در این صورت، نشانههای این پیوستگی تشکیلاتی که در ارتباطات مالی و فکری میان ائمه و شیعه به وضوح دیده میشود، چگونه قابل توجیه است؟ این حمل وجوه و اموال از اطراف عالم به مدینه؟ این همه پرسش از مسائل دینی؟ این دعوت همهجاگستر به تشیع؟ و آنگاه این وجهه و محبوبیت بینظیر آلعلی علیهالسلام در بخشهای مهمی از کشور اسلامی؟ و این خیل انبوه محدثان و راویان خراسانی و سیستانی و کوفی و بصری و یمانی و مصری در گرد امام؟ کدام دست مقتدر، این همه را به وجود آورده بود؟ آیا میتوان تصادف یا پیشامدهای خودبهخودی را عامل این پدیدههای متناسب و مرتبط به هم دانست؟
با این همه تبلیغات مخالف که از طرف بلندگوهای رژیم خلافت اموی بیاستثناء در همهجا انجام میگرفت و حتی نام علیبنابیطالب علیهالسلام به عنوان محکومترین چهرهی اسلام، در منابر و خطابهها یاد میشد، آیا بدون وجود یک شبکهی تبلیغاتی قوی ممکن است آلعلی علیهالسلام در نقاطی چنان دوردست و ناآشنا، چنین محبوب و پرجاذبه باشند که کسانی محض دیدار و استفاده از آنان و نیز عرضه کردن دوستی و پیوند خود با آنان، راههای دراز را بپیمایند و به حجاز و مدینه روی آورند؛ دانش دین را که بنا بر عقیدهی شیعه، همچون سیاست و حکومت است، از آنان فراگیرند و در موارد متعددی بیصبرانه اقدام به جنبش نظامی -و به زبان روایات، قیام و خروج- را ازآنان بخواهند؟ اگر تسلیحات شیعه فقط در جهت اثبات علم و زهد ائمه علیهمالسلام بود، درخواست قیام نظامی چه معنایی میتوانست داشته باشد؟ ممکن است سؤال شود اگر بهراستی چنین شبکهی تبلیغاتی وسیع و کارآمدی وجود داشته، چرا نامی از آن در تاریخ نیست و صراحتاً ماجرایی ازآن نقل نشده است؟ پاسخ بهطور خلاصه آن است که دلیل این بینشانی را نخست در پایبندی وسواسآمیز یاران امام به اصل معتبر و مترقی «تقیه» باید جست که هر بیگانهای را از نفوذ در تشکیلات امام مانع میشد، و سپس در ناکام ماندن جهاد شیعه در آن مرحله و به قدرت نرسیدن آنان، که این معلول عواملی چند است. اگر بنیعباس نیز به قدرت نمیرسیدند، بیگمان تلاش و فعالیت پنهانی آنان و خاطرات تلخ و شیرینی که از فعالیتهای تبلیغاتی داشتند، در سینهها میماند و کسی از آن خبر نمییافت و در تاریخ نیز ثبت نمیشد.
* تبلیغ و بیان احکام دین و نیز تفسیر قرآن به شیوهی فقه و بینش شیعی
این نیز یک خط روشن در زندگی امام صادق علیهالسلام است. به شکلی متمایزتر و صریحتر و صحیحتر از آنچه در زندگی دیگر امامان میتوان دید؛ تا آنجا که فقه شیعه «فقه جعفری» نام گرفته است و تا آنجا که همهی کسانی که فعالیت سیاسی امام را نادیده گرفتهاند، بر این سخن همداستان هستند که امام صادق علیهالسلام وسیعترین- یا یکی از وسیعترین- حوزههای علمی و فقهی زمان خود را دارا بوده است.
مقدمتاً باید دانست که دستگاه خلافت در اسلام، از این جهت با همهی دستگاههای دیگر حکومت متفاوت است که این فقط یک تشکیلات سیاسی نیست؛ بلکه یک رهبری سیاسی- مذهبی است. نام و لقب «خلیفه» برای حاکم اسلامی، نشاندهندهی همین حقیقت است که وی بیش از یک رهبر سیاسی است؛ جانشین پیامبر صلواتاللَّهعلیه است و پیامبر صلواتاللَّهعلیه، آورندهی یک دین و آموزندهی اخلاق و البته در عین حال حاکم و رهبر سیاسی است. پس خلیفه در اسلام، بهجز سیاست، متکفل امور دینی مردم و پیشوای مذهبی آنان نیز هست.
با این آگاهی، بهوضوح میتوان دانست که فقه جعفری در برابر فقه فقیهان رسمی روزگار امام صادق علیهالسلام فقط یک اختلاف عقیدهی دینی ساده نبود؛ بلکه در عین حال دو مضمون متعرضانه را نیز با خود حمل میکرد: نخست و مهمتر، اثبات بینصیبی دستگاه حکومت از آگاهی دینی و ناتوانی آن از ادارهی امور فکری مردم و دیگر، مشخص ساختن موارد تحریف در فقه رسمی که ناشی از مصلحتاندیشی فقها در بیان احکام فقهی و ملاحظهکاری آنان در برابر تحکم و خواست قدرتهای حاکم است.
امام صادق علیهالسلام با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوهای غیر شیوهی عالمان وابسته به حکومت، عملاً به معارضهی با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدین وسیله تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را که یک ضلع مهم حکومت خلفا به شمار میآمد، تخطئه میکرد و دستگاه حکومت را از بعد مذهبیاش تهیدست میساخت.
نخستین حکمرانان بنیعباس که خود در روزگار پیش از قدرت، سالها در محیط مبارزاتی علوی و در کنار پیروان و یاران آلعلی علیهالسلام گذرانیده و به بسیاری از اسرار و چموخمهای کنار آنان بصیرت داشتند، نقش متعرضانهی این درس و بحث و حدیث و تفسیر را پیش از اسلاف اموی خود درک میکردند. گویا به همین خاطر بود که منصور عباسی در خلال درگیریهای رذالتآمیزش با امام صادق علیهالسلام مدتها آن حضرت را از نشستن با مردم و آموزش دین به آنان، و نیز مردم را از رفتوآمد و سؤال از آن حضرت منع کرد؛ تا آنجا که به نقل از «مفضلبنعمر» - چهرهی درخشان و معروف شیعی - هرگاه مسألهای در باب زناشویی و طلاق و امثال اینها برای کسی پیش میآمد، به آسانی نمیتوانست به پاسخ آن حضرت دست یابد.
* وجود تشکیلات پنهانی ایدئولوژیک-سیاسی
امام صادق علیهالسلام در اواخر دوران بنیامیه، شبکهی تبلیغاتی وسیعی را که کار آن، اشاعهی امامت آلعلی علیهالسلام و تبیین درست مسألهی امامت بود، رهبری میکرد؛ شبکهای که در بسیاری از نقاط دوردست کشور مسلمان، به ویژه در نواحی عراق و خراسان، فعالیتهای چشمگیر و ثمربخشی دربارهی مسألهی امامت عهدهدار بود، ولی این تنها یک روی مسأله و بخش ناچیزی از آن است. موضوع تشکیلات پنهان در صحنهی زندگی سیاسی امام صادق علیهالسلام و نیز دیگر ائمه علیهمالسلام، از جمله مهمترین و شورانگیزترین و در عین حال مجهولترین و ابهامآمیزترین فصول این زندگینامهی پرماجراست.
برای اثبات وجود چنین سازمانی نمیتوان و نمیباید در انتظار مدارک صریح بود. نباید توقع داشت که یکی از امامان یا یکی از یاران نزدیکش صراحتاً به وجود تشکیلات سیاسی - فکری شیعی اعتراف کرده باشد؛ این چیزی نیست که بتوان به آن اعتراف کرد. انتظار معقول آن است که اگر روزی هم دشمن به وجود تشکل پنهانی امام پی برد و از خود آن حضرت یا یکی از یارانش چیزی پرسید، او بهکلی وجود چنین چیزی را انکار کند و گمان آن را یک سوءظن یا تهمت بخواند. این، خاصیت همیشگی کار مخفی است.
باید در پی قرائن و شواهد و بطون حوادث ظاهراً سادهای بود که اگرچه نظر بینندهی عادی را جلب نمیکند، ولی با دقت و تأمل، خبر از جریانهای پنهانی بسیاری میدهد. اگر با چنین نگرشی به سراسر دوران دو قرن و نیمی زندگی ائمه علیهمالسلام نظر شود، وجود یک تشکیلات پنهان در خدمت و تحت فرمان ائمه علیهمالسلام تقریباً مسلم میگردد.