شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس
شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس

خط حزب‌الله ۱۰۶ | به رهبری حسین(ع)

خط حزب‌الله ۱۰۶ | به رهبری حسین(ع)

در آستانه‌ی فرارسیدن اربعین حسینی صدوششمین شماره خط حزب‌الله با مطالبی ویژه از رهبر انقلاب، درباره‌ی اربعین، مخصوص موکب‌ها و هیأت‌های مذهبی منتشر شد.

* به گزارش خط حزب‌الله، سخن هفته این شماره، با عنوان «به رهبری حسین» به امتداد قیام امام حسین علیه‌السلام در طول تاریخ و اتصال آن به پدیده‌ی عظیم و با شکوه راهپیمایی اربعین پرداخته است. در بخشی از آن این گونه آمده است: این «جریان مداوم و غیرقابل انقطاع»، حالا بعد از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی، متصل به «پدیده‌ای عظیم و بی‌نظیر» در جهان شده است موسوم به «راهپیمایی اربعین». «این راه‌پیمایی عظیم و باشکوه که حقیقتاً یک پدیده‌ی عظیم تاریخی است... معمولاً در این‌جور پدیده‌هایی که انسان مشاهده می‌کند که تبلیغاتی برای آن انجام نگرفته لکن ناگهان یک پدیده‌ای در محیط دید انسان بُروز می‌کند، دست خدایی مشهودتر از همه‌جای دیگر است.»(۱۳۹۵/۰۹/۰۳)

* "پیاده‌روی اربعین" با وسعت جمعیتی امروزه را، می‌توان جلوه‌ی تمام‌عیار دیپلماسی  مردمی محور مقاومت دانست. آنگونه که برآورد کرده‌اند، هرساله بیش از دو میلیون زائر از ایران، و حدود ۱۸تا ۲۰ میلیون زائر عراقی و کمی هم سایر کشورها، در این مراسم شرکت می‌کنند. مراسمی که بخش عمده و اصلی آن، بدون دخالت دولت‌ها، و صرفا مبتنی بر انگیزه‌ها و فعالیت‌های مردمی انجام می‌شود، از برپایی موکب‌ها و پذیرایی از زائران میلیونی گرفته، تا شعارها و نمادهایی که در طول این مراسم در نظر گرفته می‌شود، همه و همه، مبتنی بر فعالیت‌های مردمی است. جالب آنکه به برکت اندیشه‌ی اربعین، دو کشور ایران و عراق، در یک "جبهه‌ی واحد" قرار گرفته و مشغول نبرد با "دشمن مشترک" هستند.
* متن بالا بخشی از گزارش هفته‌ی این شماره از نشریه با عنوان «دیپلماسی مردمی محور مقاومت» است که به اهمیت پیاده‌روی اربعین، در نزدیکی مردم و ملت‌ها به هم پرداخته است.

* روایت رسانه‌های غربی از راهپیمایی اربعین، دولت،ملت و عشایر فداکار و خدوم عراق بزرگواری نشان دادند، اربعین شروع جوشش کربلا است، اربعین مقدمه اتحاد مسلمانان، اسلام برای اجتماع اربعین تبلیغ کرده است، خلاصه نهضت حسینی در زیارت اربعین، احکام زیارت اربعین، یالیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً... عناوین دیگر بخش‌های نشریه خط حزب‌الله هستند که مخاطبین گرامی می‌‌توانند با مراجعه به نشریه این مطالب را مورد مطالعه قرار دهند.

* صدوششمین شماره‌ی خط حزب‌الله به روح پرفتوح شهید نادر مهدوی تقدیم شده‌است.

* نسخه‌ی PDF نشریه در سه نسخه‌ی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر روی خروجی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته و عموم امت حزب‌الله می‌توانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئت‌های مذهبی و پایگاه‌های بسیج توزیع کنند.


برای دسترسی به آرشیو نشریه می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.
نسخه تابلو اعلانات | دریافت "خط حزب‌الله" نسخه‌ی مطالعه (A۴)  دریافت نسخه‌ی چاپ (A۳)


پیام تسلیت رهبری انقلاب در پی درگذشت پدر سردار سلیمانی

پیام تسلیت رهبری انقلاب در پی درگذشت پدر سردار سلیمانی

حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیامی درگذشت پدر بزرگوار سردار سرافراز حاج قاسم سلیمانی را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سردار سرافراز جناب آقای حاج قاسم سلیمانی دام توفیقه
درگذشت پدر بزرگوارتان مرحوم حاج حسن سلیمانی را به جنابعالی و دیگر بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند متعال رحمت و مغفرت و علو درجات برای ایشان مسألت می‌کنم و امیدوارم که حسنات ناشی از تربیت فرزندان صالح در نامه‌ی عمل آن مرحوم نوشته شود.
سیّد علی خامنه‌ای
۱۰آبان ماه۱۳۹۶

رنجی که امام حسن علیه‌السلام از دوستان دیدند

رنجی که امام حسن علیه‌السلام از دوستان دیدند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «پیغمبر با همه‌ى شدّتها و رنجها و امیر مؤمنان با همه‌ى دردها و غمها و ائمّه‌ى دیگر با همه‌ى ستمدیدگی‌ها هیچ کدام در وضعیّت امام حسن قرار نگرفتند و این عظمت حسن‌بن‌على را نشان میدهد؛ زیرا آن دیگران، ائمّه‌ى هداة معصومین اگر از سوى دشمن رنج میدیدند، از سوى دوستان آن زخمها را التیام می‌یافتند امّا امام حسن مجتبى این‌جور نبود، نزدیک‌ترین یاران امام حسن به او گفت یا مذلّ المؤمنین.» ۱۳۵۹/۵/۶


دیدارآقای حیدر العبادی نخست‌وزیر عراق و هیأت همراه، با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی

دیدارآقای حیدر العبادی نخست‌وزیر عراق و هیأت همراه،  با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنجشنبه) در دیدار آقای حیدر العبادی نخست‌وزیر عراق، وحدت اقوام مختلف و حمایت دولت این کشور از نیروهای مردمی و جوانان مؤمن و شجاع عراقی را رمز پیروزی‌های اخیر در مقابل تروریستها و حامیانشان خواندند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از اقدامات دولت عراق برای دفاع از حاکمیّت یکپارچه و تمامیّت ارضی این کشور حمایت کردند، و عراق را کشوری تعیین‌کننده و مهم در جهان عرب خواندند.

ایشان با حمایت از تلاشهای دولت عراق برای توسعه‌ی روابط با کشورهای همسایه و منطقه، تأکید کردند: درعین‌حال باید مراقب مکر آمریکایی‌ها باشید و هرگز به آنها اعتماد نکنید.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آمریکایی‌ها خودشان داعش را به‌وجود آوردند امّا اکنون که تروریستها از دولت و مردم عراق شکست خورده‌اند، خود را با این تحوّل مهم، همراه و هم‌جهت نشان میدهند البتّه بدون تردید هر وقت فرصت بیابند، دوباره به عراق ضربه خواهند زد.

رهبر انقلاب اسلامی با حمایت از گسترش همه‌جانبه‌ی روابط تهران - بغداد در زمینه‌های مختلف، خطاب به آقای حیدر العبادی افزودند: توجّه ملّتهای منطقه به موفّقیّتهای عراق، نتیجه‌ی زحمات و شجاعتهای مردم عراق، شما و دیگر مسئولان عراقی است.

در این دیدار که آقای جهانگیری معاون اوّل رئیس‌جمهور نیز حضور داشت، نخست‌وزیر عراق با اشاره به تلاشهای مردم و جوانان عراق برای حفظ وحدت و تمامیّت ارضی این کشور، گفت: با دقّت کامل، از وحدت و یکپارچگی عراق محافظت میکنیم و همان‌گونه که قبلاً نیز به برادرانمان در اقلیم گفته بودیم، اجازه نمیدهیم خطر تجزیه، کشورمان را تهدید کند.

آقای حیدر العبادی با تشکّر صمیمانه از حمایتهای ایران در مبارزه‌ی عراق با تروریستها، گفت: با اشتیاق کامل برای گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران، تلاش و فعّالیّت میکنیم.

حضور و سخنرانی فرمانده کل قوا در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش

حضور و سخنرانی فرمانده کل قوا در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش

مراسم مشترک دانش‌آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز (چهارشنبه) با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا، در دانشگاه افسری امام علی علیه‌السلام برگزار شد.




بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

 دیدار با شما جوانان عزیز در این مراسم، یک دیدار شیرین و امیدبخش است؛ همیشه همین‌جور است و هر سال احساس میشود که به توفیق الهی، مجموعه‌ی دانشجویان دانشگاه‌های افسری در نیروهای چندگانه‌ی ارتش، پیشرفتهای معنوی و مادّی بیشتری دارند. این برای ما جای خرسندی بسیار و به‌معنای حقیقی کلمه، یک مژده است.

 بارها عرض کرده‌ایم که ثروت واقعی کشور، شما جوانها هستید؛ در هرجا که هستید، ذخیره‌ای هستید برای عزّت کشور و بقا و استقلال کشور و پیشرفت کشور. البتّه برخی از بخشها اهمّیّت بیشتری دارند، ازجمله بخش حفظ امنیّت کشور که این به عهده‌ی شما است. شما جوانهای نیروهای مسلّح، یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مسئولیّتهای کشور را بر دوش میگیرید. آنهایی که امروز سردوشی گرفتند و آنهایی که امروز درجه گرفتند، در واقع گامهای بلندی را آغاز کردند در یک راهی که حقیقتاً یک راه پُرافتخار است؛ راه حفظ امنیّت و عزّت کشور. اینکه میگوییم امنیّت، یکی از مهم‌ترین بخشها است، به‌خاطر این است که هر پیشرفت دیگری متوقّف به امنیّت است. اگر امنیّت نباشد پیشرفت علمی هم نیست، پیشرفت صنعتی و اقتصادی هم نیست؛ اگر امنیّت نباشد، آرامش و اطمینان و سکینه‌ی روحی در مردم وجود ندارد. در فضای ناامن، آرزوهای بزرگ و آرمانهای درخشان، در ذهنها فراموش میشود؛ همه به فکرِ حفظِ امنیّتِ جانِ خود هستند. وقتی در کشور امنیّت هست، آن‌وقت این یک عرصه‌ای است، یک بستری است برای رشدِ همه‌ی عناصرِ رشدِ یک کشور و عناصر پیشرفت یک کشور؛ شما یک‌ چنین مسئولیّتی به ‌عهده دارید.

 در زمینه‌های مختلف، این امنیّت مهم است. من به‌مناسبت اینکه امروز یکی از مسائل اساسی کشور، مسئله‌ی اقتصاد و معیشت مردم است، اشاره کنم که اقتصاد هم نیازمند امنیّت است؛ بنای اقتصادی کشور هم بایستی بر یک بنیاد امنی نهاده بشود. مشکل ما، مشکل تاریخی ما، مشکل بازمانده‌ی ما از دورانهای طاغوتی، وابستگی اقتصاد ما به نفت است؛ این موجب شده است که ما در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، دغدغه‌ی امنیّت را در همه‌ی دورانها، زیاد داشته باشیم؛ قیمت نفت کم شد، زیاد شد، فروش نفت ممنوع شد، رفت‌وآمد نفت مشکل شد، فلان مشتری نفت پول ما را نداد. وقتی همه ‌چیز بر محور نفت در اقتصاد میچرخد، اقتصاد ناامن است؛ اقتصاد هم بایستی امن بشود. این جمله را در اینجا گفتم به‌خاطر اینکه ولو محیط نظامی، محیط اقتصادی نیست، امّا اهمّیّت امنیّت برای همه‌ی بخشها معلوم بشود؛ حتّی برای مسئله‌ی اقتصاد که علی‌الظّاهر به کسوت سربازی و لباس ارتشی و سپاهی ارتباطی ندارد.

 جوانان عزیز! قدر خودتان را هم بدانید، قدر کشورتان را هم بدانید، قدر امنیّتتان را هم بدانید، قدر نظام جمهوری اسلامی را هم بدانید که این عزّت را، این آرامش را، این سربلندی را به این کشور عطا کرده است. همین کشور، همین جغرافیا، همین ایران عزیز -که بحق شما این سرود زیبا را درباره‌ی ایران زمزمه کردید و تکرار کردید- با همین گذشته‌ی تاریخی، با همین عناصر استعداد بی‌پایان، یک روزی زیر پای مستشاران آمریکایی و صهیونیست و انگلیسی و امثال آنها دچار توسری‌خوری بود. این ملّت را، این کشور را، این تاریخ درخشان را، این استعدادهای جوشان و پُرفوران را، حاکمانِ وابسته‌ی پستِ ضعیفِ توسری‌خور، به توسری‌خوری کشانده بودند. اسلام آمد کشور را نجات داد؛ جمهوری اسلامی آمد ایران را عزیز کرد، ایران را مقتدر کرد.

 عزیزان من، جوانهای هوشمند و بااستعداد ما! امروز دعوای استکبار با ما این است که چرا قدرت شما منطقه را فرا گرفته. این اقتدار جمهوری اسلامی است. آنچه از نظر ما عنصر اقتدار ملّی است، از نظر دشمنان ما یک عامل مزاحم است و با آن مبارزه میکنند. با توسعه‌ی اقتدار جمهوری اسلامی در میان ملّتها در منطقه و فراتر از منطقه مخالفت میکنند، چون عامل اقتدار است، چون عمق راهبردی کشور است؛ با قدرت دفاعی کشور و قدرت نظامی کشور مخالفت میکنند؛ با هرآنچه وسیله‌ی قدرت و عنصر اقتدار ملّی باشد، دشمنان ما مخالفت میکنند.

 راه مقابله چیست؟ جوانها! فکر کنید. راه مقابله‌ی با دشمن این است که ما بعکس و برخلاف خواسته‌ی او، روی عناصر اقتدار خودمان تکیه کنیم. اعلام کردیم، باز هم اعلام میکنیم که امکان دفاعی و قدرت دفاعی کشور قابل مذاکره و چک‌وچانه نیست. بیایند چک‌وچانه کنند که چرا شما فلان ابزار دفاعی را دارید؟ چرا فلان‌جورش را دارید؟ چرا تولید میکنید؟ چرا تحقیق میکنید؟ [ما] درباره‌ی آن چیزهایی که اقتدار ملّی را افزایش میدهد یا تأمین میکند یا پشتیبانی میکند با دشمن هیچ چک‌وچانه‌ای، هیچ معامله‌ای نداریم؛ ما راه اقتدار کشور را پیش میرویم؛ و این بر عهده‌ی شما است.

 جوانهای عزیز! فردای این کشور مال شما است. جوانهای دیروز وظیفه‌ی خودشان را انجام دادند. [حدود] ۳۰ یا ۳۵ سال پیش، در همین دانشگاه -تعبیر کردند(۲) «فیضیّه‌ی ارتش»؛ درست هم هست؛ اینجا مثل فیضیّه‌ی ارتش است؛ اینجا جایگاهی است که شهیدان زیادی را از استاد و دانشجو و فرمانده و مدیر به خود دید- در دوران دفاع مقدّس، دانشجویان این دانشگاه به‌طور داوطلبانه و در اثنای دانشجویی، اصرار کردند که بیایند در میدان دفاع مقدّس بجنگند؛ ارتش اینها را نمی‌آورد، [چون] برخلاف مقرّرات ارتش بود، [امّا] تعدادی از بچّه‌های این دانشگاه داوطلبانه می‌آمدند، در آن بخشی که به‌عنوان جنگهای نامنظّم شناخته شده بود، مبارزه میکردند. سالهای متمادی است -ده‌ها سال است- که این مراسم هر سال اینجا تشکیل میشود؛ کسانی مثل شما، اینجا یک روز سردوشی گرفتند یا درجه گرفتند و بحمدالله به مقامات عالی ارتش رسیدند؛ این جزو افتخارات این دانشگاه است. خودتان را آماده کنید؛ کشور مال شما است؛ باید کشور را به اوجِ عزّت برسانید، در زیر سایه‌ی اسلام و با الهام از انقلاب عظیم اسلامی؛ جمهوری اسلامی متصدّی و متکفّل یک چنین وظیفه‌ی مهمّی است و شما در نظام جمهوری اسلامی بحمدالله مشغولید. از خدای متعال توفیقاتِ روزافزون شما را مسئلت میکنم؛ از فرماندهانتان، اساتیدتان و کسانی که تلاش میکنند و کار میکنند تشکّر میکنم. از کسانی که آرایش زیبا و پُرمغز میدان را تهیّه کردند هم تشکّر میکنم.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

۱) در ابتدای این مراسم -که به مناسبت فارغ‌التّحصیلی جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران و دریافت سردوشی دانشجویان جدید این دانشگاه‌ها در محلّ دانشگاه افسری امام علی (ع) نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد- امیر سرلشکر سیّدعبدالرّحیم موسوی (فرمانده کلّ ارتش) و امیر سرتیپ دوّم محمّدرضا فولادی (فرمانده دانشگاه) گزارشهایی ارائه کردند.
۲) فرمانده دانشگاه

اقتصاد را از نفت خلاص کنیم

اقتصاد را از نفت خلاص کنیم

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«باید اقتصاد را از نفت خلاص کنیم و این هدف مهم با توجه به امکانات، ظرفیت‌ها و نیروی انسانی کشور تحقق‌پذیر است، همان‌گونه که برخی کشورهای بدون نفت، این کار را کرده‌اند.» ۱۳۹۶/۶/۴
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بر اساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب پوستر «اقتصاد را از نفت خلاص کنیم» را منتشر می‌کند.


بیانات رهبری انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت آیت‌اللّه سیّد مصطفی خمینی

بیانات  رهبری انقلاب در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت آیت‌اللّه سیّد مصطفی خمینی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم (۱)
و الحمدلله ربّ  العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 خیلی تشکّر میکنم از برادران عزیزی که به این فکر افتادند که یاد این عزیز را زنده کنند و گرامی بدارند و خصوصیّات شخصیّت این مرد باارزش و بزرگوار را توصیف کنند؛ [این،] هم احترام به امام است، هم احترام به خود آن شخصیّت .


 مرحوم آقای حاج آقا مصطفیٰ (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) دو جا حقیقتاً درخشید. یکی در اوّل نهضت -در پانزدهم خرداد- یکی هم در آغاز حرکت عمومی مردم؛ در آنجا با بلند شدن و رفتن به داخل صحن مطهّر حضرت معصومه که [آن] حرکت عظیم را ایشان در واقع با این کار هدایت کرد؛ در اینجا [سال ۵۶] هم با درگذشت خود و با حادثه‌ی فقدان خود، عواطف و احساسات این اقیانوس را به حرکت در آورد. در آن قضیّه [اوّل]، البتّه من آن‌وقت قم نبودم، در آن روزها زندان بودم؛ لکن آنجا حاج آقا مصطفیٰ (رضوان‌الله‌علیه) نشان داد که از لحاظ جنس و فلزّ شخصیّتی، نسخه‌ی دوّم خود امام است؛ این را ایشان واقعاً نشان داد. در آن حادثه‌ی عجیب و در آن حمله‌ی مأموران و حوادث تهران و قم، ایشان بلند شد رفت در صحن قم و نشست آنجا. بعضی از مبارزین و شَجعان(۲) جوانهای قم مثل مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم وکیلی و مانند اینها هم آمدند دُوروبَر ایشان -آن‌طور که خبرش بعدها برای ما رسید- و مردم را هدایت کردند؛ آن روزی که شبش، امام (رضوان‌الله‌علیه) را دستگیر کرده بودند؛ بعد از عاشورا. خب، خیلی کار بزرگی بود، خیلی کار مهمّی بود. بعد هم ایشان را گرفتند و بردند و مدّتی در قزل‌قلعه، زندان بود. خب در این حادثه‌ی  اخیر هم واقعاً فقدان مرموز آقای حاج آقا مصطفیٰ، دوستان او را بهت‌‌‌زده کرد؛ یعنی علاقه‌مندان -[امثال] ماها در مشهد- وقتی شنیدیم، واقعاً مثل آدمهایی که صاعقه‌زده هستند، یک چنین حالی دست داد؛ هم برای فقدان خود او که واقعاً  شخصیّت عزیز و مغتنمی بود، هم برای اینکه برای امام چه پیش خواهد  آمد که این جوان را و این مرد را از دست داد. لکن تصوّر نمیشد که این حادثه که برای دوستان این‌قدر سنگین است، بتواند یک چنین تلاطمی و موجی به وجود بیاورد؛ و به وجود آورد. همین‌که فرمودند امام که از الطاف خفیّه‌ی الهی بود،(۳) واقعاً همین بود؛ و چه عظمتی میخواهد که یک پدر در مقابل یک چنین فقدانی، با این نگاه و از این منظر مسئله را ببیند، نه از منظر یک مصیبت، نه از منظر یک مسئله‌ی شخصی.

 مرحوم حاج آقا مصطفیٰ انسان برجسته‌ای بود. البتّه من این سالهای آخری که ایشان رفتند اوّل به ترکیه و بعد نجف، خب ایشان را دیگر ندیده بودیم؛ از دور از بعضی از احوال ایشان مطّلع بودیم؛ لکن وقتی ایشان قم بود و ما هم قم بودیم، کاملاً از نزدیک من ایشان را می‌شناختم. اوّلاً ایشان از لحاظ ذهن و استعداد علمی، جزو افراد کم‌نظیر بود؛ یعنی ایشان واقعاً [دارای] یک استعداد برتر و یک ذهن وقّاد(۴) که آقای رشاد تعبیر کردند و کاملاً درست است، بود. ایشان درس هم خوب خوانده بود؛ با اینکه حالا ایشان اهل گعده و مانند اینها هم بود -حالا ما که نمیدیدیم، [ولی] میگفتند ایشان در صحن، گاهی‌اوقات تا دو ساعت از شب آنجا گعده [داشت]- لکن بعد که میرفت منزل و مشغول مطالعه میشد، از همه‌ی آن‌کسانی‌که اَقرانش(۵) بودند، ایشان جلوتر بود؛ از همه‌شان، هم فاضل‌تر بود، هم فهیم‌تر بود. بنابراین از لحاظ علمی و از لحاظ ذهنی، یک‌چنین آدم برجسته‌ای بود.

 از لحاظ جرئت علمی هم همین‌جور بود؛ یعنی آدم با جرئتی بود. من یادم نمیرود اشکالات ایشان را سرِ درس امام؛ ایشان سرِ درس اصول امام اشکال میکرد؛ عقب هم می‌نشست و فریاد میکشید؛ تماشایی بود برخورد این پدر با پسر! اشکال میکرد به امام؛ وقتی هم میخواست اشکال کند، یک‌خُرده بلندتر می‌نشست -یک‌جوری می‌نشست که خیلی چهره [معلوم باشد]، بلند بود، شاخص بود- داد میکشید. امام سرِ درس داد میکشیدند، خیلی از اوقات فریاد میزدند؛ بخصوص کسانی که در اشکال، پیگیری میکردند، امام همین‌طور گاهی سرشان داد میکشیدند؛ امام هم همین‌طور متقابلاً با این پسر [بلند حرف میزد] و بحث میشد. خیلی واقعاً مناظر زیبایی است اینها؛ انسان در حوزه‌های علمیّه وقتی نگاه کند، این سنّت‌های حوزه‌ای وقتی دست انسانهای لایق و برجسته می‌افتد، این‌جوری از آب درمی‌آید. حالا خود امام در اصول یک آدم مبنابرانداز و مبنا‌ساز بود؛ یعنی دُوروبَر حرفهای دیگران نمیگشت؛ خود امام، مبنا درست میکرد؛ از جمله‌ی فقها و اصولیّینی که صاحب مبانیِ جمعی و جامع هستند، یکی امام بزرگوار است؛ مثل بعضی از بزرگان دیگر، مثل مرحوم آخوند،(۶) مثل مرحوم نائینی و امثال اینها؛ یعنی یک‌چنین شخصیّتی بود؛ [یعنی] این‌جور نبود که حالا یک ملّایی است و درس اصول دارد میگوید که هرکسی بتواند اشکال کند؛ امّا این جوان اشکال میکرد. آن وقتی که من عرض میکنم، شاید حاج آقا مصطفیٰ در سالهای ۳۸، ۳۹، ۴۰، مثلاً ۳۰ ‌سال، ۳۱ یا ۳۲‌ سال بیشتر هم نداشت، ولی خب این‌جوری بود. جرئت علمی‌اش زیاد بود؛ در کتابهایی هم که ایشان نوشته است -کتابهایی که آقای سجّادی(۷) زحمت کشیده‌اند و خیلی از کارهای ایشان را جمع کرده‌اند- این معلوم است؛ کاملاً پیدا است.

 امام یک مبنای مهمّ اصولی دارند [به نام] «خطابات قانونی»؛ ایشان خطابات شرعی را از قبیل خطابات قانونی میدانند؛ مبنای خیلی مهمّی است که در چندین مسئله‌ی اساسیِ اصولی، این مبنا اثرمیگذارد؛ امام هم روی این مبنا فکر کردند و کار کردند و با مقدّمات فراوانی آن را در اصول، بیان کردند. چندجا هم بیان کردند؛ از جمله در آن جای اصلی، با مقدّمات فراوان -شاید شش هفت‌ مقدّمه- ایشان بیان میکنند؛ حاج‌آقا مصطفیٰ میپردازد به این مبنا. اوّل که خب تعریف میکند، جا هم دارد؛ واقعاً این مبنا، مبنای تعریف‌داری است؛ تعریف مفصّلی از این مبنا میکند که این چه‌جور است، یک‌چیز فوق‌ا‌لعاده‌ای است -راست هم میگوید واقعاً؛ یک فکر فوق‌العاده‌ای است که امام [کردند]- بعد شروع میکند مناقشه کردن؛ دانه دانه این مقدّماتی را که امام ذکر کردند، ذکر میکند و بعد میگوید، نه این مقدّمه هیچ لزومی نداشت، اصلاً ربطی ندارد و مانند اینها، رد میکند؛ [همین‌طور] مقدّمه‌‌ی بعدی، مقدّمه‌ی بعدی! البتّه بعد خود ایشان مبنا را تحکیم میکند، نه اینکه رد بکند -یعنی واقعاً هم قابل رد نیست این مبنایی که امام دارند؛ این مبنای اصولی، واقعاً قابل رد هم نیست اگرچه مخالف هم زیاد دارد- غرض، مرحوم حاج‌آقا مصطفیٰ این‌جوری است؛ از لحاظ علمی، هم بااستعداد است، هم کارکرده است، هم با‌جرئت علمی است. من یک نوشته‌ای دیدم از ایشان -حالا یادم نیست کجا بود و چند سال پیش از این- که ایشان [وقتی به] درسهای علما و مدرّسین معروف نجف میرفته، اشکالاتی بر هرکدام از اینها در یک مسئله‌ی قابل توجّهی ذکر میکند؛ همه‌ی اینها را آقایان زحمت کشیده‌اند، جمع کرده‌اند؛ انسان این‌جوری‌ای بود. این از لحاظ علمی و فکر و مانند اینها.

 از لحاظ عملی، آقای حاج‌آقا مصطفیٰ یک انسان انصافاً ممتازی بود؛ این مهم است. پسر کسی مثل امام خمینی [بود] -خب ایشان در قم معروف بودند؛ چه قبل از مرجعیّت، چه زمان مرجعیّت- [امّا] یک‌ذرّه نشانه‌های آقازادگی در حاج‌آقا مصطفیٰ نبود. امام در ایّام فاطمیّه چند روز یک روضه‌ای داشتند؛ حتّی در منزل امام و روضه‌ی امام [هم] انسان، حاج‌آقا مصطفیٰ را نمیدید که بیاید خودش را بچسباند به امام؛ بااینکه عاشق امام بود -که بعد خواهم گفت؛ واقعاً از آن پسرهایی بود که عاشق پدرش بود یعنی واقعاً عشق می‌ورزید به امام- امّا دُوروبَر امام به‌صورت آقازادگی و مانند اینها، مطلقاً ایشان حرکتی نمیکرد. بعد که در سال ۴۱ مبارزات شروع شد، عصرها و سرشب، منزل امام رفت‌وآمد فراوانی میشد و ما همیشه و هر روز میدیدیم حاج‌آقا مصطفیٰ دَم در نشسته؛ این آدمی که کمتر آنجاها دیده میشد، از وقتی مبارزه شروع شد از سال ۴۱ در قضیّه‌ی انجمنها، مرحوم حاج‌آقا مصطفیٰ هر روز آنجا حضور پیدا میکرد و می‌نشست؛ یعنی مَنِش، مَنِش مبارزاتی بود.

 از لحاظ سادگی وضع زندگی، به‌معنای واقعی کلمه مرحوم حاج‌آقا مصطفیٰ، زاهد بود؛ از لحاظ لباس، از لحاظ رفتار، از لحاظ خوراک، از لحاظ رسیدگی به خانواده؛ واقعاً آدمِ مُعرِض(۸) از دنیا و زاهدی بود؛ این اواخری که ما دیده بودیم؛ آن دوره‌ی نجف را من خیلی اطّلاع زیادی ندارم. تا دوره‌ی قبل از مبارزات، ایشان گرایش سلوکی خوبی هم پیدا کرده بود؛ یک توجّهاتی داشت، اهل ذکر و حضور و این حرفها بود. این هم این جنبه‌ی دیگر ایشان.

 و جنبه‌ی دیگر حاج‌آقا مصطفیٰ، شجاعت او بود؛ یعنی واقعاً اینکه امام فرمودند که امید آینده‌ی اسلام بود، این به‌خاطر جامعیّت این آدم بود؛ هم از لحاظ علمی، هم از لحاظ تهذیب نفْس و مراقبت از نفْس، و هم از لحاظ شجاعت -یک مرجعی که بخواهد مرجع امور مردم قرار بگیرد، باید شجاعت داشته باشد؛ باید بتواند مسائل جامعه را بفهمد؛ و آنجایی که لازم است اقدام کند، اقدام کند- انصافاً آقای حاج‌آقا مصطفیٰ (رضوان اﷲ تعالی علیه) این‌جور بود؛ به‌هرحال، شخصیّت برجسته‌ای بود.

 شما بسیار کار خوبی کردید که روی کارهای ایشان و افکار ایشان کار کردید. البتّه خیلی از کارهایی که ایشان کرده نصفه‌کاره مانده؛ همین تفسیر و مانند آن، همه تکّه‌تکّه و نصفه‌کاره است. شاید مفصّل‌ترینش، آن اصول(۹) ایشان باشد؛ وَالّا بحثهای فقهی و تفسیری و حتّی علوم غریبه [هم دارند] -در آن تفسیرشان،(۱۰) ایشان حتّی علوم غریبه و مانند اینها هم دارد- در همه‌ی اینها ایشان یک مطلبی دارند. کارکردن روی جامعیّت علمی ایشان، به نظر من خیلی خوب است. من آن فهرستی را که تهیّه کردید برای کارهایی که مقالات متوجّه به آنها است، نگاه کردم، مرور کردم؛ فهرست مفصّلی است. و اگر بتوانید برای همه‌ی اینها یک یا چند مقاله‌ی مستند و خوب در اختیار  داشته باشید، واقعاً خوب است؛ یعنی جا دارد و ارزش این را دارد. و البتّه خدای متعال این مرد را وسیله‌ای قرار داد برای نشان دادن بخشی از شخصیّت امام (رضوان‌الله‌علیه)؛ امام، هم در تربیت این جوان که توانست این فرزند را پرورش بدهد به این شکل، و هم در تحمّل و صبری که در مصیبت او کرد، حقیقتاً از خود یک هویّتی نشان داد که قبل از آن شناخته‌شده نبود و دانسته نبود از امام و عظمت امام را نشان داد. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند، درجات ایشان را عالی کند.

ایشان -مرحوم حاج‌آقا مصطفی- بشدّت علاقه‌مند به امام بود؛ بشدّت! این را در قم خود من دیده بودم؛ نجف هم اتّفاق افتاده بود که آمدند برای من نقل کردند؛ آن‌چنان روی حفظ حیثیّت امام حسّاس بود که اگر چنانچه کسی اندک تعرّضی یا خدشه‌ای به شخصیّت امام وارد میکرد، حاج‌آقا مصطفیٰ در مقابله و مواجهه‌ی با او بی‌تاب میشد و عکس‌العمل‌های تند و شدید نشان میداد که عرض کردم یک نمونه‌اش را من قم خودم مواجه شدم و از نزدیک مطّلع شدم، یک نمونه هم نقل کردند برای ما که در نجف اتّفاق افتاده بود.

 به‌هرحال خداوند ان‌شاءالله درجات ایشان را عالی کند، درجات امام بزرگوار را خداوند عالی کند و به ما توفیق بدهد تا ان‌شاءالله بیشتر بتوانیم بشناسیم این شخصیّت‌های باعظمت را و به شما هم توفیق بدهد که بتوانید این کار را ان‌شاءالله با بهترین وجهی دنبال کنید.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

 
۱) کنگره‌ی بزرگداشت منزلت و خدمات علمی و انقلابی آیت‌الله شهید سیّد مصطفی خمینی به همّت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، روزهای اوّل و دوّم آبان ماه سال جاری در تهران و قم برگزار میشود. در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر رشاد (رئیس پژوهشگاه  فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی) گزارشی ارائه کرد.
۲) شجاعان، دلیران
۳) صحیفه‌ی امام، ج۳ ، ص ۲۳۴
۴) فهیم، دریابنده 
۵) همپایگان، همتایان
۶) ملّا محمّدکاظم خراسانی (معروف به آخوند خراسانی)
۷) حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدمحمّد سجّادی (مدیر موسّسه‌ی تحقیقاتی شهید مصطفیٰ خمینی)
۸) پشت‌کننده، روی برگرداننده از چیزی
۹) تحریرات فی الاصول
۱۰) تفسیر القرآن الکریم