شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس
شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس

بیانات رهبری انقلاب در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب

بیانات رهبری  انقلاب در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب

بسم‌االله‌الرّحمن‌الرّحیم
خیلی جلسه‌ی مطلوب و شیرین و ان‌شاءالله پُرفایده‌ای بود جلسه‌ی امشب ما؛ اوّلاً شعرهای خوبی شنیدیم و امیدوار شدیم به حرکت پیش‌رونده‌ی شعر فارسی در کشورمان؛ ثانیاً از نقاط مختلف کشور شعرائی حضور داشتند و متنوّع و گوناگون، با سلیقه‌ها، با نگاه‌ها، با خاستگاه‌های گوناگون، شعر سروده بودند. و تقریباً همه‌ی آنچه خوانده شد خوب بود؛ اینها همه خوشحال‌کننده و امیدوارکننده است.

 شعر، یک ثروت ملّی است؛ همه‌ی انواع شعر -غزل، قصیده، رباعی، قطعه، مثنوی یا انواع شعرهای به‌اصطلاح نوع قدیمی یا حتّی شعرهای نیمایی- اینها همه ثروت است، ثروت ملّی است؛ اینکه این ثروت در چه راهی بنا است مصرف بشود، مهم است؛ سعی‌ای در کشور وجود داشت و الان هم وجود دارد که این ثروت در خدمت مفاهیم و عناوینی غیر از آنچه انقلاب به ما داد و ارائه کرد و تثبیت کرد، به راه بیفتد؛ این سعی وجود دارد؛ از اوّل انقلاب هم البتّه وجود داشت. علّت هم این است که قبل از انقلاب شعرای خوبی داشتیم؛ شعرای بزرگی داشتیم که در انواع مختلف شعر، در کیفیّت‌های گوناگون و در درجات مختلف شعر میگفتند؛ لکن آنچه در میان آن شعرها به درد این ملّت میخورد، زیاد نبود، کم بود؛ چه شعر قدیمی -و به قول آقایان، کلاسیک- و چه شعرهای نو.


 خب ما در محیط ادبیِ آن روز بودیم، میدیدیم؛ کسانی بودند، شعر میگفتند، شعر نو میگفتند، داعیه‌ی نوگرایی و نواندیشی هم داشتند، امّا در واقع هیچ خدمتی به پیشرفت کشور و تجدّد واقعی و صحیح کشور نمیکردند. خیلی از همانهایی که شعر نو میگفتند و افتخار میکردند و پُز این را میدادند که در خدمت مفاهیم نو هستند، در دستگاه‌های دربار و وابستگان دربار و مانند اینها نوکری میکردند؛ [یعنی] نمیشود گفت آنجا همکاری میکردند؛ به‌معنای واقعی کلمه نوکری میکردند؛ خب ما بعضی‌هایشان را از نزدیک می‌شناختیم، بعضی‌ها را هم دورادور؛ هم کارهایشان را میدیدیم، هم می‌شناختیم. شعر در خدمت مفاهیم انقلاب نبود؛ شعر در خدمت مفاهیم آگاهی و بیداری کشور نبود؛ نه اینکه هیچ نبود، کم بود، خیلی کم بود؛ نسبت به آنچه باید میبود، کم بود؛ آن چیزهایی هم که بود، جوری نبود که عامّه‌ی مردم و طبقه‌ی محتاجِ راهنمایی و راهبری از آن استفاده کنند.


 شما ملاحظه کنید در بین شعرای نوپردازِ آن روز -آن تراز اوّل‌هایشان و بالاهایشان- آن که شعرش مثلاً در خدمت این‌جور مفاهیم بود، بیشتر از همه اخوان(۲) بود؛ منتها شعر اخوان شعری است که خیلی‌ها از آن اصلاً چیزی درست نمیفهمیدند؛ آنچنان رمزی و نمادین حرف میزد که خیلی‌ها نمیفهمیدند؛ بله، بعضی‌ها که وارد بودند و با این زبان آشنا بودند میفهمیدند؛ بعضی‌های دیگر [از شعرا] هم که اصلاً در این وادی‌ها نبودند و وارد نبودند، در خدمت مفاهیم دیگری بودند. شعرای کلاسیک هم همین‌جور. البتّه گوشه‌ و کنار شعرائی که برای مسائل مذهبی شعر بگویند یا برای مسائل انقلابی شعر بگویند بودند، امّا خیلی کم؛ شعر در خدمت مفاهیم پیش‌برنده‌ی کشور و بصیرت‌افزایی کشور نبود.

 بعد از انقلاب آن روال به‌هم خورد؛ جوانانی پیدا شدند، افراد صاحب‌همّتی پیدا شدند. همین جوانهایی که بعد بحمدالله جایگاه‌های شعری بالاتری هم پیدا کردند -مثل مرحوم حسینی، مثل همین مرحوم قیصر امین‌پور یا آقای علی معلّم که [ایشان] نیستند در جلسه‌ی ما(۳) و بعضی‌های دیگر که اینها آن جوانهای اوّل کار انقلاب بودند- حقیقتاً خدمت کردند؛ یعنی انقلاب را وارد یک مقوله‌ی جدیدی کردند. امثال اینها واقعاً خدمت کردند؛ تعداد محدودی بودند لکن روزبه‌روز این دایره وسیع‌تر شد. البتّه بنده میبینم گاهی آثار شعری دیگری را که در خدمت مفاهیم دیگر است؛ حالا در بعضی عناد نسبت به مفاهیم اسلامی و انقلابی هم هست، در بعضی نه، عنادی نیست -که گاهی می‌آیند و می‌آورند برای ما شعرها را، نگاه میکنم میبینم- لکن امروز در سطح عمومی کشور، غلبه با شعری است که باب انقلاب است؛ حالا یا مفاهیم مذهبی است یا مفاهیم انقلابی است یا مفاهیم مربوط به دفاع مقدّس و مسائل این‌جوری است؛ انواع و اقسام شعرها. امروز این ثروت خوشبختانه در این جهت دارد به کار می‌افتد.

 تا چند سال قبل از این مایه‌ی شعری بود، [امّا] رتبه‌ی شعری کم بود، بالا نبود؛ خوشبختانه رتبه‌ی شعری هم پیش رفته، بالا رفته؛ انسان این را مشاهده میکند از شعرهایی که میخوانند. خب، بنده گاهی اوقات آن اوایل در همین جلسه‌ی نیمه‌ی ماه رمضان -که خب چندین سال است دیگر، شاید سی سال مثلاً یا بیشتر یا کمتر- می‌شنفتم، گوش میکردم امّا واقعاً حرص میخوردم از شعری که خوانده میشد؛ چون میدیدم سطح شعرها، سطح مناسب و مطلوبی نیست. حالا نه! واقعاً هرکدام از این دوستان که شعر میخوانند، آدم احساس افتخار میکند، احساس میکند که الحمدلله کار دارد پیش میرود؛ یعنی شعر -خود این مایه‌ی روینده و بالنده و پیش‌رونده- همین‌طور مدام دارد میبالد و پیش میرود؛ شعر این‌جوری است، یعنی هنر این‌جوری است؛ خیلی از حقایق این‌جوری است‌ که بمرور زمان در داخل کشور اگر روی آن کار بشود، همین‌جور است؛ مثل یک درختی که روزبه‌روز بالندگی آن بیشتر میشود، اگر برسند به این درخت، در جای خود مراعات بشود، مراقبت بشود، آبیاری بشود، هَرَس بشود و امثال اینها، این روزبه‌روز رشد پیدا میکند و منافع او و میوه‌دهی او بیشتر میشود. این حالت الان در شعر کشور خوشبختانه وجود دارد. بنابراین این دو خصوصیّت هست؛ هم شعر -یعنی این ثروت عظیم انسانی- بالنّسبه‌ی به بخشهای دیگر، در خدمت مفاهیم خوب است؛ هم همین [شعری] که در خدمت این مفاهیم است، سطحش سطح بالایی است، سطح خوبی است و رو به رشد است و رو به پیش‌تر رفتن است؛ این دو نکته وجود دارد.

 منتها من میخواهم عرض بکنم در این زمینه‌ها، توقّف و احساس به‌منزل‌رسیدگی سمّ مهلک است؛ هرکدام از شما آقایان، همانهایی که شعرهایتان خیلی خوب است و آدم لذّت میبرد، همانها اگر احساس کردند که رسیدند به آن ایستگاه آخر و دیگر بعدش چیزی نیست، قطعاً توقّف میکنند و سقوط میکنند و نزول میکنند. علاوه بر اینکه این [احساس] خطا هم هست؛ یعنی الان در این جمع حاضر، فرض کنیم حالا غربالگری کردیم و یکی شد در درجه‌ی اوّل؛ همان که در بین جمع حاضر در درجه‌ی اوّل است، در عالم شعر در درجه‌ی اوّل نیست؛ یعنی بالاخره فاصله‌اش تا سعدی و حافظ و فردوسی و جامی و مانند اینها فاصله‌ی قابل توجّهی است و باید برسد به آنها؛ [البتّه] از آنها هم بالاتر میشود رفت؛ این‌جور نیست که حافظ، منتهای حدّ شعر باشد؛ نه، بالاتر هم میشود رفت؛ هم در استفاده‌ی از تعبیرات و گستره‌ی واژگانی مناسب در شعر، هم در مضمون‌یابی؛ مضمون‌یابی مثل آنچه‌ آدم مثلاً فرض بفرمایید در شعر صائب میبیند، در شعر کلیم میبیند، در شعر حزین میبیند، بیش از همه در شعر بیدل میبیند. بالاخره در این زمینه‌ها خیلی زیاد باید کار بشود و میشود کرد و این درخت، توانایی و استعداد و ظرفیّت بالندگی خیلی بیش از اینها را دارد.

 پس این را میخواهیم عرض بکنیم که دوستانی که بحمدالله در حدّی هستند که شعر آنها تحسین انسان را برمی‌انگیزد، خیال نکنند که «خب دیگر، رسیدیم، الحمدلله، تمام شد»؛ نخیر، باید هنوز تلاش کنند، باید کار کنند، باید پیش بروند. ما هنوز در عالم شعر، در دوره‌ی قبل از دوره‌ی کنونی کسانی را می‌شناسیم که از لحاظ مایه‌های شعری، به‌طور محسوس سطح کاملاً بالاتری از شعرای خوب امروز داشتند؛ یعنی واقعاً کسانی بودند که مثلاً در غزل، سطح واقعاً بالاتری داشتند. حالا کار به محتوا نداریم؛ محتواها ممکن است مورد قبول ما نباشد امّا از لحاظ شکل غزلی [سطح بالاتری داشتند]؛ فرض کنید امیری فیروزکوهی یا رهی معیّری یا تا همین اواخر، مرحوم قهرمان یا قدسی یا بعضی‌های دیگر؛ اینها از لحاظ شعری یک سطح بالایی داشتند و نمیشود از اینها گذشت. در شعر نو هم همین‌جور؛ در شعر نو هم کسانی بودند که خب واقعاً برجسته و ممتاز بودند؛ حالا آنهایی که ما می‌شناختیم و بنده می‌شناختم مثل مرحوم اخوان و امثال اینها. علی‌ایّ‌حال، پس باید جلو رفت و توقّف جایز نیست. این یک نکته است.

 شعر را هرچه میتوانید دقّت کنید، هم برای مضمون‌یابی‌اش، هم برای پیراستن الفاظش، هم برای کشاندن بیشتر به سمت مفاهیم مورد نیاز امروز؛ این مفاهیم را پیدا کنید. انصافاً ما ایرانی‌ها در گزارش حقایق و حوادث و شخصیّت‌های خودمان، آدمهای تنبلی هستیم؛ واقعاً این‌جوری است. حالا البتّه این درخور تحقیق آقایان جامعه‌شناس است که تحقیق کنند ببینند آیا این تنبلی یک خصوصیّت ملّی ما است یا در طول زمان بر ما تحمیل شده؟ ما درباره‌ی شخصیّت‌هایمان [کار نمیکنیم]. حالا مثلاً فرض کنید امام بزرگوار ما یک شخصیّت درجه‌ی یک است دیگر؛ یعنی هیچ کسی -چه دوست، چه دشمن- مثلاً درباره‌ی شخصیّت امام تردید ندارد و عظمت این شخصیّت را کسی تردید نمیکند. ممکن است یکی [او را] قبول نداشته باشد، امّا عظمت او را قبول دارد. حالا ما درباره‌ی این شخصیّت عظیمی که در زمان ما بود و قریب سی‌سال از درگذشت او میگذرد، چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ واقعاً فکر کنید ببینید ما چند کتاب درباره‌ی امام نوشته‌ایم! این را مقایسه کنید با تعداد کتابهایی که مثلاً درباره‌ی آبراهام لینکلن در آمریکا نوشته شده. من در یک گزارشی خواندم که [اگر] تعداد کتابهایی که برای آبراهام لینکلن نوشته شده روی هم بچینند، یک ستون ده متری درست میشود؛ یک چنین‌ چیزی. حالا آبراهام لینکلن یک عنوانی دارد -اگرچه عقیده‌ی بنده این است که آن عنوان، دروغ است؛ این‌که میگویند ایشان [عامل] آزادی بردگان و مانند اینها است، حرف مفتی است، حرف واقعی نیست؛ [امّا] حالا این‌جوری عنوان شده- لکن درباره‌ی رؤسای جمهور معمولی آمریکا مثل آیزنهاور، مثل دیگران، گاهی هزار جلد کتاب نوشته شده! شوخی است؟ شما ببینید درباره‌ی امام خمینی ما چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ این‌جوری است قضیّه؛ ما در این زمینه‌ها عقب هستیم؛ [البتّه] ما ایرانی‌ها عقب هستیم، وَالّا در کشورهای عربی هم من دیده‌ام درباره‌ی حوادثی که اتّفاق می‌افتد، بلافاصله کتاب نوشته میشود؛ بلافاصله تحلیل، کتاب سیاسی و ازاین‌قبیل مینویسند؛ از ابعاد مختلف، از جوانب مختلف، سلایق مختلف، موافق، مخالف، تحلیل میکنند و مانند اینها؛ ما در این زمینه‌ها انصافاً عقب هستیم. درباره‌ی شعر هم همین‌جور است.

 حالا فرض کنید که همین قضایای شام، همین قضایای مدافعین حرم، خب جا دارد که درباره‌ی این، مثلاً صدها شعر گفته بشود. یا فرض کنید قضایای عراق؛ قضایای عراق خیلی قضایای مهمّی است؛ البتّه آن را شاید یک مقداری آدم بتواند حق بدهد به مردم، [چون] اغلب مردم ما از حقیقت قضیّه‌ی عراق و آنچه در عراق پیش آمد -کاری که آمریکایی‌ها میخواستند در عراق بکنند و چطوری سرشان به سنگ خورد و چه عواملی این حالت را به وجود آورد- قاعدتاً خبر ندارند، امّا خب واقعاً یک قضیّه‌ی عجیبی است قضیّه‌ی کشور عراق؛ کشور عراقِ صدّام حسین، تبدیل بشود به کشور عراق شهید حکیم! اصلاً شما ببینید این فاصله چقدر است؟ اصلاً قابل تصوّر نیست این فاصله؛ این، اتّفاق افتاده. خب درباره‌ی این صدها بلکه هزارها شعر باید گفت، باید منظومه گفته بشود.

 امروز یکی از آقایان یک منظومه‌ای گفته بودند، آوردند من نگاه کردم، دیدم؛ حالا یادم نیست منظومه‌ی چه بود، [به نظرم] چهارپاره بود؛ منظومه بود. یکی از کارهای نکرده‌ی ما منظومه‌سازی است. یک موضوعی را در نظر بگیرید، یک منظومه برایش بسازید؛ کمااینکه این کار را شعرای گذشته‌ی ما انجام دادند. یکی از کارهای جالب مرحوم امیری فیروزکوهی منظومه‌سازی بود. ایشان سه ‌جور شعر داشت، سه شیوه، سه سبک: غزل داشت، [این] یک سبک، سبک هندیِ زیبای شیوای مثلاً پُرمضمون؛ بعد قصیده داشت به سبک خاقانی -قصیده‌ی امیری فیروزکوهی را کسی نگاه کند، گاهی ‌اوقات ممکن است اشتباه کند با خاقانی؛ واقعاً به سبک قصائد خاقانی- و منظومه داشت خارج از هر دوی این سبکها؛ سبکهای نو. فرض کنید درباره‌ی درختی در سیمین‌دشت -محلّ ملکی که در شمال داشتند، مثلاً یک درختی آنجا بوده- یک منظومه گفته بود؛ یعنی این کارها بوده در گذشته. یا همین مرحوم آقای الهی قمشه‌ای، این نغمه‌ی حسینی او یک منظومه است، نغمه‌ی حسینی را ایشان برای همین پسرش حسین آقا -که حالاها مطرح است- گفته. خود مرحوم آقای الهی برای من شخصاً تعریف کرد این قضیّه را که این بچّه مریض بود و ایشان قطع امید کرده بودند از اینکه این بچّه که شیرخواره بوده، زنده بماند؛ نذر میکند که اگر این بچّه زنده بماند، ایشان یک منظومه‌ای بگوید درباره‌ی امام حسین. گفت مشغول فکر شدم، دیدم بچّه‌ام داشت میمرد، بچّه در آن ساعتهای آخر بود و داشت از بین میرفت، میمرد؛ برای اینکه مادرش نبیند جان کندن بچّه را، به او گفتم برود بالای پشت بام؛ گفتم برو بالا‌ی پشت بام، سرت را برهنه کن، دعا کن، فلان کن؛ به این بهانه خواستم از بالای سر بچّه دورش کنم که جان‌ کندن بچّه را نبیند امّا خودم این نذر به ذهنم رسید که اگر این بچّه خوب شد، من یک منظومه‌ای بگویم درباره‌ی امام حسین؛ بعد شروع کردم فکر کردن که بله مثلاً از کجا شروع میکنم، چه‌جوری میگویم و ازاین‌قبیل، همین‌طور ذرّه ذرّه در ذهنم [میگفتم] که ناگهان رسیدم به علی‌اصغر و تشنگی علی اصغر؛ ناگهان به ذهنم آمد که این بچّه سه چهار روز است به دستور دکتر، نه آب خورده، نه شیر؛ دکتر گفته بوده آب و شیر برای این [بچّه] ضرر دارد، اگر بخورد میمیرد؛ گفتم با خودم این بچّه تشنه است، اینکه دارد میمیرد، بگذار من آب به او بدهم [بعد] بمیرد؛ دیگر حالا که دارد میمیرد، اقلّاً تشنه نمیرد؛ میگفت بلند شدم آب آوردم و با قاشق چایخوری ذرّه ذرّه آب ریختم لای لبهای این بچّه؛ دو سه بار که این کار را کردم، دیدم چشمهایش وا شد؛ بیشتر آب به او دادم، شروع کرد گریه کردن؛ رفتم دمِ راه‌پلّه، مادرش را صدا کردم گفتم که بیا بچّه‌ات شیر میخواهد؛ گفت مادره فکر کرد بچّه مُرده، من با این زبان دارم میگویم که «بیا بچّه‌ات را شیر بده»؛ آمد پایین دید نه، بچّه دارد گریه میکند و شیر میخواست، بنا کرد شیر دادن؛ گفت بچّه خوب شد! البتّه این داستان را ایشان در همان مقدّمه‌ی نغمه‌ی حسینی ذکر کرده‌؛ آنچه ایشان به من گفت و حالا نقل کردم با آنچه در مقدّمه‌ی نغمه‌ی حسینی است اندکی تفاوت دارد:
در [ورق] دفتر نام و نشان
نامْ حسین آمدش از آسمان

 این حسین الهی [قمشه‌ای] که برنامه اجرا میکند همین است؛ این بچّه مال این [ماجرا] است. غرض خب، نغمه‌ی حسینی را گفته ایشان، و یکی از بهترین شعرهای آقای الهی قمشه‌ای همین نغمه‌ی حسینی است؛ یعنی جزو بهترین شعرهای آقای الهی، همین منظومه‌ی نغمه‌ی حسینی است. خب ما منظومه نداریم.

 یکی از دوستان تذکّر دادند به من که از جمله‌ی چیزهایی که ما نداریم -به قول ایشان- ژانر هجو است؛ حالا این کلمات فرنگی هم این‌قدر رایج شده که بدون آن کأنّه آدم نمیفهمد؛ رشته‌ی هجو. پیغمبر به حسّان‌بن‌ثابت گفت که هجوشان کن اینها را؛ او ‌هم بنا کرد هجو کردن. [شما هم] هجو کنید؛ خب رقص شمشیر میکند! این جاهلیّت مدرن با جاهلیّت قبیله‌ای کنار هم قرار گرفته‌اند! از این بهتر، منظره از این زیباتر! این را در شعر هجو کنید. هزار شعر درباره‌ی این میشود گفت مثلاً فرض کنید. حالا هجو یک مسئله‌ است، طنز هم یک مسئله‌ی دیگر است که خب البتّه طنز خوشبختانه هست و امشب هم که هم آقا خواندند، هم آقای ناصر فیض بودند که نخواندند و دیگران، الحمدلله از لحاظ طنز بد نیست؛ یواش یواش پیشرفتهایی کرده‌ایم؛ منتها هجو جایش خالی است؛ باید هجو بشوند اینها که یک کارهایی گاهی میکنند. اینکه بیایند مثلاً فرض کنید کشوری مثل عربستان سعودی را بکنند [فلان‌کاره‌ی] کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل! دیگر از این جالب‌تر چیزی نیست! واقعاً جای هجو دارد، حیف است که هجو نشود؛(۴) واقعاً [اگر] یک چنین چیزی هجو نشود حیف است، از دست میرود. این هم این است. ان‌شاءاالله که خداوند همه‌ی شماها را موفّق بدارد؛ دیگر شد ساعت ۱۲، خداحافظ.


۱) در ابتدای این دیدار، جمعی از شاعران به قرائت اشعار خود پرداختند.
۲) مهدی اخوان ثالث
۳) یکی از حضّار توضیح دادند که ایشان به علّت بیماری موفّق به حضور نشده‌اند.
۴) خنده‌ی معظّمٌ‌له و حضّار

انسان ۲۵۰ ساله | افشای خط نفاق، شیوه امام حسن علیه‌السلام

انسان ۲۵۰ ساله | افشای خط نفاق، شیوه امام حسن علیه‌السلام

شیوه‌ی امام حسن علیه‌السلام افشای خط نفاق بود. رهبر انقلاب ۱۳۵۹/۵/۶



ترقه‌بازی‌های امروز در «اراده‌ مردم» تأثیری نخواهد گذاشت/ انشاءالله کلک اینها کنده خواهد شد

ترقه‌بازی‌های امروز در «اراده‌ مردم» تأثیری نخواهد گذاشت/ انشاءالله کلک اینها کنده خواهد شد

دیدار جمعی از دانشجویان با رهبری انقلاب

در دوازدهمین روز از ماه مبارک رمضان، جمعی از دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی، عصر امروز (چهارشنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از دانشجویان، با اشاره به حوادث تروریستی تهران، تاکید کردند: ملت ایران دارد حرکت می‌کند و پیش می‌رود؛ این ترقه‌بازی‌هایی هم که امروز شد، اینها هم در اراده‌ مردم تأثیری نخواهد گذاشت.

ایشان ادامه دادند: این را همه بدانند؛ اینها کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند در اراده‌ ملت ایران و مسئولین کشور اثری بگذارند، این حوادث نشان داد که اگر چنانچه جمهوری اسلامی در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌هاست ایستادگی نمی‌کرد، ما تا حالا گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم. انشاءالله کلک اینها کنده خواهد شد.



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (چهارشنبه) در دیداری سه‌ساعته با دانشجویان، ضمن شنیدن دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات دانشجویان درباره‌ی مسایل علمی و دانشگاهی و همچنین موضوعات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور در سخنانی، دانشجویان را در صفوف مقدم مبارزه‌ی مستمر نظام اسلامی با نظام سلطه دانستند و با تأیید نگاه نقادانه و مطالبه‌گرانه‌ی دانشجویان در مسایل مختلف، «نگاه آرمان‌گرایانه و مأیوس نشدن از شکست‌های مقطعی» را مکمل این دغدغه‌مندی دانستند و با تأکید بر لزوم واقع‌بینی و ایفای نقش فعال تشکل‌های دانشجویی انقلابی و اهتمام جدی به تبیین و غلبه دادن گفتمان انقلاب اسلامی در دانشگاه‌ها، گفتند: رکن اساسی دانشگاه، دانش است و مهم‌ترین وظیفه‌ی مجموعه‌ی دانشگاهی، تولید عالِم، تولید علم، و جهت‌دهی صحیح به عالِم و علم است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به حوادث تروریستی تهران، تأکید کردند: چنین حوادثی هیچ خللی در اراده ملت و مسئولان بوجود نخواهد آورد و ملت ایران قدرتمندانه به حرکت خود ادامه خواهد داد و پیش خواهد رفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای سخنانشان، سخنان دانشجویان در این نشست را بسیار متین، قوی، سنجیده و در سطح بالا توصیف کردند و ضمن توصیه مسئولان وزارت علوم و دانشگاه آزاد به بهره مندی از این افکار متقن، گفتند: مجموع مطالبی که بیان شد، حاکی از رشد سطح فکر مجموعه‌های دانشجویی نسبت به سال های اول انقلاب و حتی سال‌های گذشته است و این، همان چیزی است که به آن احتیاج داریم.

ایشان مطالب خود را با یک مقدمه در خصوص کلید واژه «نظام سلطه» آغاز کردند و افزودند: نظام سلطه به معنای یک نظام دوقطبی جهانی است که در یک قطب آن، «سلطه‌گر» و در قطب دیگر، «زیر سلطه» قرار دارد.

رهبر انقلاب اسلامی به دوگانه‌های شکل گرفته در ذیل نظام سلطه اشاره کردند و گفتند: دوگانه «پیشرفت و توقف»، دوگانه «ابتکار و تقلید»، دوگانه «استقلال سیاسی و وابستگی»، و دوگانه «اعتماد به نفس و انفعال»، دوگانه‌هایی هستند که در دو یا سه قرن اخیر به‌وجود آمدند و کشورهای مسلط با برنامه ریزی علمی و دقیق تلاش کردند تا ضمن انتقال جهان بینی، فرهنگ و عادات خود به کشورهای زیر سلطه، این حالت را ابدی و دائمی کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه فقط برخی کشورها امکان رهایی جزیی از برخی زمینه‌های سلطه را پیدا کردند، افزوند: در چنین شرایطی، انقلاب اسلامی در مقابل نظام سلطه سینه سپر کرد و توانست ایران را از این منجلاب به‌طور کامل خارج کند.

ایشان گفتند: ممکن است برخی بگویند که چگونه جمهوری اسلامی به‌طور کامل از نظام سلطه خارج شده است در حالی‌که هنوز برخی آثار فرهنگ غربی در جامعه مشاهده می شود؟

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در پاسخ باید گفت خروج از تمام شئونات مربوط به نظام سلطه و اداره همه شئون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور بر خلاف مسیر جریان سلطه، در نظام جمهوری اسلامی قانون قطعی است که البته ممکن است تخلفاتی هم از آن بشود ولی این موضوع با نبودِ قانون یا وجود قوانین مخالف، متفاوت است.

رهبر انقلاب اسلامی با نادرست خواندن برخی سخنان که با اشاره به عملکرد بد یک وزارتخانه، نظام اسلامی را ناکارآمد می‌خوانند، تأکید کردند: بزرگترین دلیل «کارآمدی نظام»، استمرار و بقای آن است و اگر نظام اسلامی ناکارآمد بود، تاکنون بلعیده شده بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، اعلام موضع صریح و قاطع نظام اسلامی در مقابل قدرتها را حادثه‌ای بسیار مهم دانستند و تأکید کردند: همین موضوع یکی از نشانه‌های آشکار کارآمدی نظام است.

ایشان با تأکید بر اینکه جوانان مؤمن، انقلابی و حزب‌اللهی نباید پیشرفتها و دستاوردهای بی‌شمار نظام اسلامی را از یاد ببرند، افزودند: انقلاب اسلامی با ایستادگی در مقابل نظام سلطه، توانست به ملت ایران، هویت و آرمان بدهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، علت هضم نشدن در هاضمه جهانی را، «هویت ایران و ایرانی» برشمردند و خاطر نشان کردند: هویت ملت ایران و آرمانهای فراوان این ملت، به‌طور طبیعی نظام سلطه را در مقابل انقلاب اسلامی قرار داد و یک مبارزه قهری میان نظام اسلامی و قدرتها و جریان های تأثیرگذار جهانی آغاز شد.

ایشان با اشاره به استفاده قدرتها از شیوه‌های «سخت، نیمه سخت و نرم»، دانشجو و دانشگاه را یکی از مراکز اصلیِ درگیر در این مبارزه خواندند و گفتند: در سالهای گذشته، تلاش بسیاری برای خارج کردن دانشگاه از صحنه مبارزه انجام شد.

رهبر انقلاب اسلامی به تسلط جریان‌های معارض و مخالف انقلاب بر دانشگاه در سالهای اول انقلاب اشاره و خاطرنشان کردند: در آن سالها، دانشگاه واقعاً عرصه جنگِ میدانی و جنگِ مباحثاتی بود اما نهایتاً این دانشجویان مسلمان و انقلابی بودند که دانشگاه را فتح کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، یک آسیب جدی در آن دوران را یادآور شدند و افزودند: متأسفانه در آن سالها در میان مجموعه‌های دانشجویی مسلمان اختلالاتی به‌وجود آمد و برخی از دانشجویانی که دانشگاه و لانه جاسوسی را فتح کرده بودند، به علت ضعف تحلیل و محتوا و همچنین تندروی های ناشی از هیجانات، از درون مغلوب شدند و ضربه خوردند.

ایشان با انتقاد از اظهارات و اقدامات برخی افراد در داخل در راستای تلاش بدخواهان در «انقلاب زدایی» از دانشگاهها، گفتند: متأسفانه برخی‌ها به تضعیف روحیه حزب اللهی در دانشگاهها کمک می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی این بخش از سخنانشان خطاب به مجموعه‌های دانشگاهی علاقه‌مند به انقلاب و اسلام، تحت هر عنوانی، تأکید کردند: باید خود را در صفوف مقدم مبارزه ادامه‌دارِ نظام اسلامی با نظام سلطه قرار دهید و ضمن رصدِ دقیق صحنه درگیری و مبارزه، در قبال آن، احساس مسئولیت انسانی، ملی، اسلامی و بین المللی داشته باشید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه با تأیید کامل نگاه نقادانه و مطالبه‌گرانه دانشجویان در قبال مسائل و مشکلات کشور، گفتند: این نگاه نقادانه و دغدغه‌مند نباید از دانشگاهها گرفته شود.

ایشان، لزوم نگاه آرمان‌گرایانه در کنار نگاه نقادانه را ضروری برشمردند و خطاب به دانشجویان انقلابی تأکید کردند: درخصوص آرمان‌ها و ارزشها، مطالبه جدی داشته باشید و ضمن آنکه بر روی کجی‌ها و کاستی‌ها علامت سؤال می‌گذارید، از شکست‌های مقطعی به هیچ‌وجه ناامید و مأیوس نشوید.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: اگر قرار بود که به‌واسطه شکست‌ها یا ضربه خوردن‌ها، ناامید شویم، باید در دوران مبارزه یا دوران جنگ تحمیلی مأیوس می‌شدیم اما در آن مقاطع، هیچ‌گاه از شکست‌ها مأیوس نشدیم زیرا با یأس و ناامیدی نمی‌توان به پیروزی دست یافت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دانشجویان را به مدنظر داشتن دستاوردهای بی نظیر نظام اسلامی توصیه کردند و با تأکید بر اینکه همیشه باید به سبب انقلاب اسلامی احساس سرافرازی کنید، افزودند: امروز سیاست‌های بزرگترین قدرت های دنیا در غرب آسیا با شکست مواجه شده است و خودِ آنها اذعان دارند که علت این شکست، اعمال نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی ایران است؛ آیا اینکه خواسته انقلاب محقق شود و خواسته آمریکا و همراهان آن به نتیجه نرسد، دستاورد کمی است؟

ایشان به یکی از شگردهای دشمن برای القای «فایده ندارد»، «نمی توانید» و «کاری از دستتان بر نمی‌آید» اشاره و خاطر نشان کردند: متأسفانه برخی در داخل همان ذهنیتی را که دشمن می‌خواهد به جامعه القا کند، در صحبت ها، در روزنامه ها و در فضای مجازی، با صدای بلند تکرار می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی به دانشجویان گفتند: روحیه نقادانه و پرسشگرانه شما در قبال مشکلات درون نظام باید دلسوزانه و علاج جویانه باشد اما برخورد شما در مقابله با دشمن باید قاطع، صریح و همانند برخورد خصمانه او، خصمانه باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: مجموعه های دانشجویی در برخورد با دشمن خارجی آزاد هستند و برخی ملاحظات در خصوص مسایل دیپلماسی برعهده دیپلمات‌ها است اما دانشجویان باید مواضع خود را در قبال مسایل خارجی، صریح و بلند اعلام کنند.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان، «دانش» را رکن اساسی دانشگاه خواندند و تأکید کردند: مهمترین وظیفه مجموعه دانشگاهی، «تربیت و تولید عالِم، تولید علم و جهت دهی مناسب به عالِم و علم» است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حرکت رو به جلو در عرصه علمی، افزودند: حرکت علمی، هنوز آنگونه که شایسته نظام اسلامی است، محقق نشده و باید خطوط مرزی علم شکسته شود زیرا پیشرفت در علم، موجب پیشرفت در فناوری می شود و پیشرفت در فناوری، موجب تأثیرگذاری در زندگی و مورد توجه قرار گرفتن در دنیا می شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطر نشان کردند: همه مجموعه‌های دانشگاهی، اعم از وزیران، رؤسای دانشگاهها، مدیران، اساتید، متون درسی و فرآیندهای اموزشی باید در این چارچوب قرار گیرند.

بخش بعدی سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیان ۹ توصیه خطاب به تشکلهای دانشجویی بود.

ایشان با اشاره به وجود برخی تشکلهایِ یکبار مصرف و با اهداف انتخاباتی و یا تشکلهایی با هدف معارضه علیه مجموعه‌های متدین و انقلابی در دانشگاهها، گفتند: مخاطب ما در این جلسه آن تشکلها نیستند، بلکه تشکلهایی مخاطب هستند که معتقد به انقلاب و نظام اسلامی و مبارزه با دشمنان آن هستند.

«آرمانگرایی را فراموش نکنید» این توصیه اول رهبر انقلاب اسلامی به تشکلهای دانشجویی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان آرمانهای ارزشمند انقلاب اسلامی افزودند: رسیدن به جامعه «عادل، آزاد، پیشرفته، مؤمن، متعبد، مرفه، قوی، محکم و مستقل» آرمانهایی هستند که ارزش دارد انسان جانش را در راه تحقق آنها و در راه نجات کشور و مستضعفان، برای خداوند فدا کند.

«واقع‌بینی» دومین توصیه رهبر انقلاب اسلامی بود. ایشان با اشاره به اینکه مقصود برخی افراد از واقع‌بینی، صرفاً توجه به موانع است، افزودند: واقع‌بینی یعنی دیدن واقعیات مثبت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «جمعیت جوان و با استعداد، منابع زیرزمینی، موقعیت ویژه جغرافیایی و پیشرفتهای جمهوری اسلامی» را از جمله واقعیات مهم کشور دانستند و گفتند: آرمانگرایی یعنی در مقابل موانع و مشکلات، جستجو و راه را پیدا کرد و این کار نیازمند بحثهای اندیشه‌ورزانه است.

ایشان در توصیه بعدی به دانشجویان از آنان خواستند که در حوادث گوناگونِ تلخ و شیرین، «نقش فعال» داشته باشند و همچون «تماشاچی» عمل نکنند.

«تلاش جدی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاهها» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی بر آن تأکید کردند و با نادرست خواندن یأس و ناامیدی، گفتند: البته این خطاب، مخصوص دانشگاهها نیست و هر یک از هسته‌های جهاد فکری در سراسر کشور باید در این زمینه به صورت مستقل عمل کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: گاهی دستگاههای مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می‌شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین تشکلهای دانشجویی را به برقرار کردن ارتباط واقعی با مخاطبان از طریق میزگرد، نشریه و بحثهای چند نفره و اکتفا نکردن به فضای مجازی توصیه کردند و در ادامه از آنان خواستند که چند کلید واژه اصلی همچون «استقلال»، «نقش مردم در حکومت»، «آزادی» و «نفی نظام سلطه» را فراموش نکنند و آنها را به درستی تبیین کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «مردمسالاری» را از جمله کلید واژه‌های مهم دانستند و با اشاره به تعجب و گلایه برخی بچه‌های خوب و انقلابی از تأکیدات ایشان بر لزوم حضور همه مردم در انتخابات و نتیجه آن، افزودند: مصیبت آن روزی است که مردم به صندوق رأی پشت کنند و دشمن نیز بدنبال روزی است که ۹۰ درصد مردم پای صندوق رأی نیایند.

ایشان به دانشجویان تأکید کردند: حضور مردم پای صندوق رأی یک نعمت بزرگ است و شما باید برای نتیجه‌ای که مطلوب می‌دانید تلاش کنید، نه اینکه جلوی حضور مردم پای صندوق رأی بایستید.

رهبر انقلاب اسلامی مسئله «استقلال» را بسیار مهم، و موضوع سند ۲۰۳۰ را در همین چارچوب قابل ارزیابی دانستند و خاطرنشان کردند: برخی می‌گویند ما در این خصوص تحفظ داده‌ایم و گفته‌ایم فلان بخش آن را قبول نداریم، در حالی‌که حتی اگر هیچ مورد واضحِ خلاف اسلام در آن وجود نداشت، باز هم نظام آموزشی نباید در بیرون از کشور نوشته شود، حال آنکه موارد خلاف اسلام نیز در آن سند وجود دارد و برداشت افرادی که خیال می‌کنند، ما در این موضوع گزارشهای درستی نگرفته‌ایم، برداشت درستی نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: اینجا ایران و جمهوری اسلامی است و این ملت، ملت بزرگی است، چرا باید چند نفر در یونسکو یا سازمان ملل، نظام آموزشی ما را بنویسند؟

ایشان در هفتمین توصیه، تشکلهای دانشجویی را به «تدیّن و تعبّد در گفتار و عمل» فراخواندند و از آنان خواستند که بر طبق موازین شرعی و تکلیف الهی عمل کنند.

«شجاعت در اقدام» توصیه بعدی بود که رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به آن افزودند: تشکلهای دانشجویی برای اقدامات خود معطلِ نگرانی یا ناراحت شدن فلان فرد یا دستگاه نشوند، بلکه جوانب کار را کاملاً بسنجند و هرگاه متوجه نادرست بودن اقدام خود شدند، از همان جا برگردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از دانشجویان دختر نیز خواستند که «مسئله زن در غرب» را در تحقیقات خود دنبال کنند و در دهمین و آخرین توصیه به تشکلهای دانشجویی تأکید کردند: تشکلهای دانشجویی امیدوار باقی بمانند و امید را در دانشگاهها تزریق کنند و نگذارند جوّ ناامیدی بوجود آید.

رهبر انقلاب اسلامی پس از پایان توصیه‌های خود به تشکلهای دانشجویی، به دو مسئله در خصوص «فساد» و «تزریق فرهنگ غربی» پرداختند.

ایشان با نادرست خواندن برخی سخنان مبنی بر وجود «فساد سیستمی» در کشور، گفتند: فساد سیستمی در دوره طاغوت وجود داشت و سیستم به‌طور طبیعی فسادآور بود اما امروز، فسادهایی وجود دارد که اگرچه فسادهای بدی نیز هستند ولی فساد به صورت موردی است نه سیستمی، که البته باید با این موارد برخورد شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به وجود انگیزه‌هایی در جهت «توسعه فرهنگ غربی در کشور» افزودند: این انگیزه‌ها وجود دارد اما بدانید هرگز نخواهند توانست انقلاب را از خط خود منحرف و کشور را در فرهنگ غربی غرق کنند.

ایشان، نسل گسترده و تربیت‌‌شده‌ی علاقه‌مند به اسلام و انقلاب را مانع غربی شدن فرهنگ کشور خواندند و خاطرنشان کردند: این نسل روز بروز گسترش و عمق بیشتری خواهد یافت و سخنان عمیق و سنجیده دانشجویان در جلسه امروز، نشانه‌ای از همین واقعیت است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایستادگی و مقاومت و پیشرفت نظام اسلامی در ۳۸ سال گذشته و تحمیل خود به نظام سلطه با وجود همه طراحی ها و توطئه های گوناگون اعم از جنگ هشت ساله، کودتا، تحریم، تبلیغات مغرضانه گسترده و ترور، گفتند: حوادث تروریستی تهران، به نسل امروز و تهرانی امروز نشان داد که ترور و حرکت تروریستی چیست و چگونه تروریستها، انسان های بی‌گناه را هدف قرار می دهند.

ایشان خاطر نشان کردند: شرایطی به‌مراتب سخت تر و وسیع تر از آنچه که امروز در تهران روی داد، چندین سال در کشور حاکم بود اما جمهوری اسلامی موفق شد حرکت روبه جلوی خود را ادامه دهد و نظام سلطه به موفقیت دست نیافت.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اتفاقات امروز در اراده‌ی مردم تأثیری نخواهد گذاشت و همه بدانند این‌ها کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند در اراده ملت و مسئولین کشور اثری بگذارند.

ایشان خاطرنشان کردند: البته این حوادث نشان داد اگر جمهوری اسلامی در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌هاست ایستادگی نمی‌کرد، تاکنون گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم و ان‌شاءالله اینها ریشه‌کن خواهند شد.

در این دیدار ۸ تن از نمایندگان تشکلهای دانشجویی، آقایان:
-متین منتظمی – دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
-علیرضا اَلزَیّادی – دبیرکل دانشجویان عراقی در ایران
-محمد امین سلیمی – دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی
-امین سردار آبادی – دبیرجنبش عدالتخواه دانشجویی
-سیدمحمدحسن داودی – مسئول گروه جهادی صبح روشن
-ابوالفضل مظاهری – دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
و خانم ها:
-زهرا سادات رضوی – عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت
-مریم عصارزاده ماهانی – فعال فرهنگی، سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی
به مدت بیش از ۲ ساعت دیدگاه‌ها و دغدغه‌های جامعه دانشجویی را بیان کردند.
مهمترین محورهای سخنان نمایندگان تشکل‌های دانشجویی به این شرح است:
- لزوم مبارزه قاطع قوه قضائیه با مفاسد اقتصادی
- انتقاد از مصلحت‌اندیشی‌ها و عدم شفافیت شورای نگهبان در فرایند تایید صلاحیتها
- تاکید بر نقش خانواده ور نظام اسلامی و ضرورت تحقق سیاست‌های کلی خانواده
- انتقاد از نقش کمرنگ شورای عالی انقلاب فرهنگی در سیاستگذاری فرهنگی
- تاکید بر ایجاد نظام شفافیت در منابع تبلیغات نامزدهای انتخابات
- مطالبه مجازات و برخورد قاطع با فتنه گران
- لزوم بازنگری در ساختارهای اداره کشور و رفع نارسایی‌های اجرایی
- انتقاد از فاصله طبقاتی و کوچک‌تر شدن سفره مردم و تاکید بر ضرورت رسیدگی سریع به مشکلات فوری مردم بویژه در حوزه معیشت
- انتقاد از بی اخلاقی، حاشیه‌سازی و سیاه نمایی به جای برنامه محوری در رقابت‌های انتخاباتی
- لزوم جوان‌گرایی در مدیریت‌ اجرایی و اعتماد به جوانان برای پیشبرد آرمان‌های انقلاب
- انتقاد از کمرنگ شدن شأن نظارتی مجلس شورای اسلامی در جلوگیری از انحرافات
- تاکید بر ضرورت شناسایی و مقابله با گلوگاه‌های فسادخیز در دانشگاه آزاد و نظارت دقیق بر عملکرد این دانشگاه
در پایان این دیدار دانشجویان نماز مغرب و عشاء را به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه کردند.


بیانات رهبر انقلاب درباره حادثه تروریستی امروز تهران


نسخه الکترونیکی کتاب «دعا؛ از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» منتشر شد

نسخه الکترونیکی کتاب «دعا؛ از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» منتشر شد

انتشارات انقلاب اسلامی به مناسبت ماه مبارک رمضان، نسخه‌ی الکترونیکی کتاب «دعا؛ از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای‌» را منتشر کرد.
 
کتاب دعا، کتابی جامع از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی است که به مباحث مربوط به دعا، ذکر و مناجات و جایگاه آن در منظومه‌ی عقاید الهی در بیانات ایشان پرداخته است. این اثر در ۱۵۰ صفحه و در پنج فصل کلی، به کوشش علیرضا برازش گردآوری و تدوین شده و در ذیل هر فصل، زیرعنوان‌ها و ریزموضوعات مربوط به آن جای گرفته است.
 
دعا چیست و چه انواع و مصادیقی دارد؟ خدا را چگونه بخوانیم و در دعاها از او چه بخواهیم؟ آیا دعا رقیب ابزارهای مادی است یا در طول آن‌ها؟ آیا دعا ضرورتاً همیشه با حاجت خواستن همراه است؟ آداب و شرایط دعا و شرایط استجابت آن چیست؟ وجوه معنایی استجابت دعا چیست؟ بهترین زمان‌ها و موقعیت‌ها برای دعا چه زمان‌هایی هستند؟ دعا چه فواید و دستاوردهایی برای آدمی دارد؟ و... . این‌ها بخشی از مهم‌ترین مسائلی است که در این اثر از لسان رهبر انقلاب اسلامی مورد تبیین و تحلیل قرار گرفته است.
 
علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و اطلاع از نحوه‌ی تهیّه‌ی آثار این انتشارات می‌توانند با شماره تلفن‌های ۶۶۴۹۳۵۴۸-۰۲۱ و ۶۶۴۸۳۶۹۵-۰۲۱ تماس حاصل نمایند و یا به پایگاه اطلاع رسانی BOOK-KHAMENEI.IR مراجعه کنند.

حضرت خدیجه (س)، مادر دوازده امام

حضرت خدیجه (س)، مادر دوازده امام

حضرت خدیجه(س) در واقع مادر دوازده امام است؛ چون ایشان مادر امیرالمؤمنین هم هست. ایشان امیرالمؤمنین را در آغوش خودش، در دامان خودش، در زندگى خودش پرورش داده تا چند سالگى. رهبر انقلاب اسلامی ۹۵/۲/۲۰

بیانات رهبری انقلاب در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)

بیانات رهبری انقلاب در مراسم بیست و هشتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه‌الله)




بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 سلام و درود و صلوات الهی بر فرزند شایسته‌ی نبیّ مکرّم و احیاگر دین نبوی، امام بزرگوار ما؛ که امروز سالگرد رحلت دردناک آن بزرگوار را بزرگ میداریم و در این روز، به یاد آن بزرگوار این جمع علاقه‌مند و عاشق گرد آمده‌اند.

 برادران و خواهران عزیز! بحث امروز من عمدتاً چند نکته است در باب امام بزرگوار و در باب انقلاب؛ اگر مجالی در پایان صحبت پیدا شد، یک سخن کوتاهی هم در باب مسائل سیاست داخلی کشور و مسائل سیاست خارجی عرض خواهم کرد.

 البتّه در باب امام و درباره‌ی این مرد بزرگ، در طول این سالها سخنان زیادی را افراد مطّلع بیان کرده‌اند ولی اوّلاً آنچه در باب امام و انقلاب -که اینها به هم گره خورده‌اند و یاد امام و نام امام از نام انقلاب جدا نیست- گفته شده است، همه­‌ی مسائل مربوط به امام و انقلاب نیست؛ ناگفته­‌هایی وجود دارد که باید بمرور در ذهنیّت جامعه قرار بگیرد. ثانیاً آنچه هم در باب انقلاب و در باب امام گفته­‌اند و گفته­‌ایم و تکرار کرده­‌ایم، باید مرور بشود، باید مجدّداً تکرار بشود؛ چون اگر یک حقیقتی بارها تکرار نشود و با جزئیّات و خصوصیّات ذکر نشود، گمان تحریف این حقیقت بمرور وجود دارد. اکثر شما میدانید که انگیزه­‌هایی برای تحریف شخصیّت امام و تحریف انقلاب -که بزرگ­‌ترین هنر امام بزرگوار بود- هست. ما باید تکرار کنیم حقایقی را که در باب امام و در باب انقلاب گفته‌ایم، باز هم بگوییم و تکرار کنیم و مجال تحریف را از تحریف­‌کنندگان بگیریم. در شرع مقدّس هم همین­‌جور است، در حقایق تاریخی هم همین­‌جور است؛ بسیاری از معارف دینی را مأمور شده­‌ایم که تکرار کنیم؛ مِن‌بابِ مثال، تلاوت قرآن را به‌طور دائم باید تکرار کنیم که حقایق قرآنی از ذهنها هرگز محو نشود؛ یا تاریخ را -تاریخ واقعی و درست را- باید تکرار کنیم. اگر ملّت ما عاشورا را این­‌جور در طول قرنهای متمادی با اصرار تبیین نمیکردند و بیان نمیکردند، ممکن بود این حادثه­‌ی مهم از یادها برود یا بسیار ضعیف­‌تر از آنچه واقع شده است منعکس بشود.

 عمده­‌ی خطاب من در بحثهای امروز و صحبت امروز، به شما جوانهای عزیز است؛ علّت هم این است [اوّلاً] که جوانها، دوران حماسه­‌های بزرگ را مشاهده نکردند، ندیدند؛ دوران پیروزی انقلاب را، دوران دفاع مقدّس را، دوران حرکات عظیم و مجاهدتهای بزرگ در مقابل تجزیه­‌طلبان را جوانها [فقط] شنیده‌اند و اینها برای جوانهای ما تاریخ است؛ لذا لازم است برای آنها بیشتر توضیح داده بشود و بیان بشود؛ این اوّلاً. ثانیاً ذهن جوانها آماج تحریف تحریف­‌کنندگان است؛ امروز بیشتر روی ذهن جوانهای ما میخواهند کار کنند و نگذارند نسل جوان گسترده­‌ی این کشور، با بسیاری از حقایق آشنا بشود. لذا خطاب من امروز به جوانها است.

 من عرض میکنم جوانهای عزیز! انقلاب اسلامی که به­‌وسیله‌ی امام بزرگوار تحقّق پیدا کرد و با دست تدبیر او اراده­‌ی الهی محقّق شد، صرفاً یک جابه­‌جایی سیاسی نبود که یک گروهی از رأس قدرت کنار بروند، یک گروه دیگر بیایند سر جای آنها؛ این نبود، بلکه انقلاب یک تحوّل عمیق بود؛ هم تحوّلی بود در سیاست کشور -در عرصه‌ی سیاست تحوّل عمیقی بود- هم تحوّلی بود در متن جامعه‌ی ایرانی. در عرصه‌ی سیاست این تحوّل به این معنا بود که یک دیکتاتوریِ بسته‌ی ارثیِ وابسته‌ی به دشمنان و دنباله‌رو بیگانگان را که در کشور حاکم بود -یک چنین حکومتی را- تبدیل کرد به یک حکومت مردم‌پایه که متّکی به مردم است و مستقل است و سربلند است و دارای هویّت است؛ در عرصه‌ی سیاست، این تحوّل عظیم اتّفاق افتاد. در عرصه‌ی متن جامعه هم، جامعه‌ی ما یک جامعه‌ی بی‌هویّت شده بود؛ ایرانِ با این سابقه‌ی فرهنگی، با این عظمت، با این‌همه دانشمند، با این فلسفه، با این معارف عظیم بشری در این کشور، تبدیل شده بود به یک جامعه‌ی دنباله‌رو غرب و بدون هویّت. هدف انقلاب تغییر این وضعیّت بود که جامعه را تبدیل کند به یک جامعه‌ی باهویّت، دارای استقلال، دارای اصالت، دارای خلّاقیّت، دارای حرف نو؛ این انقلاب اسلامی، یک چنین تحوّلی بود که امام بزرگوار به کمک مردم، این انقلاب را به پیروزی رساند.

 وقتی امام بزرگوار ما این هدفها را در خلال سخنرانی‌های خود و بیانات خود بیان میکرد، درواقع یک هدفهای حدّاکثری را مطرح میکرد؛ به نظر افراد بدبین و وسوسه‌گر خیلی بعید می‌آمد که یک چنین هدفهایی را امام بزرگوار بتواند محقّق کند؛ حتّی [به نظر] سیاسیّون. یکی از سیاسیّون معروف معتبر مورد احترام ما، به خود من میگفت که آن روزی که امام مسئله‌‌ی از بین رفتن سلطنت در کشور را مطرح کرد، ما گفتیم چرا امام این حرف را میزند؟ اینکه شدنی نیست، اینکه ممکن نیست! یعنی حتّی سیاستمداران پخته‌ی مبارزِ فداکار هم این‌جور فکر میکردند. یک هدف حدّاکثری را امام مطرح کرد. شما این هدف حدّاکثری را مقایسه کنید با مثلاً هدف نهضت مشروطیّت؛ هدف نهضت مشروطیّت این بود که به‌وسیله‌ی مجلس، از اختیارات شاه کاسته شود؛ یا فرض بفرمایید مقایسه کنید با هدف نهضت ملّی شدن صنعت نفت؛ هدف نهضت ملّی عبارت بود از اینکه ما نفت را -که در اختیار انگلیسی‌‌ها بود- بگیریم و در اختیار دولت خودمان قرار بدهیم؛ شما مقایسه کنید بین این هدفهای کوچک و حدّاقلّی، با هدف امام که آن تحوّل عظیم مورد نظرش بود؛ این نهضتهایی که هدفهای حدّاقلّی داشتند، موفّق نشدند، [امّا] امام با آن هدف حدّاکثریِ با آن عظمت موفّق شد. اینها در اوّل کار، یک پیروزی‌های مختصری هم به دست آوردند لکن در ادامه شکست خوردند. امام توانست پیروزی کامل به دست بیاورد و این پیروزی را حفظ کند و ماندگار کند.

 این یک سؤالی است که چطور امام توانست این حرکت عظیم را به پیروزی برساند و این پیروزی را حفظ کند؛ سرّش به‌حسب موازین ظاهری این است که البتّه اراده‌ی الهی بود لکن اسباب ظاهریِ این پیروزی عبارت بود از اینکه امام توانست جامعه‌ی کشور را، همه‌‌ی آحاد مردم و بخصوص جوانها را وارد صحنه کند. در هر حرکتی، در هر کشوری که آحاد مردم وارد میدان بشوند و در میدان بِایستند و مقاومت کنند، هدف آنها محقّق خواهد شد؛ این بُروبرگرد ندارد؛ خلاف این هم در هیچ برهه‌ای از تاریخ اثبات نشده؛ امام این هنر بزرگ را، این کار عظیم را توانست انجام بدهد که آحاد جامعه و بخصوص جوانها را وارد میدان کند و اینها را در میدان نگه دارد.

 از کجا یک ‌چنین توانایی‌ای را امام بزرگوار به دست آورد؟ این، آن نکته‌ای است که من بر روی آن میخواهم تکیه کنم و برای امروز من و شما درس‌آموز است. امام یک جذّابیّتهای شخصی داشت، یک جذّابیّتهایی در شعارهای امام وجود داشت؛ این جذّابیّتها آن‌قدر قوی بود که توانست قشرهای مختلف مردم و از جوانها را وارد میدان کند. با اینکه جوان، هم در دوران مبارزات و هم در دهه‌ی اوّل پیروزی انقلاب با جاذبه‌ها، با حرفها، با فکرهای مختلفی مواجه بود، افکارِ چپ و افکار وابسته‌ی به اردوگاه سرمایه‌داری بود، اینها هم حرفهای رنگینی میزدند، اینها هم حرفهای گوناگونی میزدند، علاوه بر این جذّابیّتهای زندگی معمولی هم وجود داشت در مقابل جوانها و جوان میتوانست آنها را انتخاب بکند؛ امّا جوان، امام را انتخاب کرد، راه امام را انتخاب کرد، نهضت را، مبارزه را، انقلاب را انتخاب کرد؛ چرا؟ به‌خاطر همین جذّابیّتهایی که در امام وجود داشت.

 برخی از این جذّابیّتها، جذّابیّتهای مربوط به شخص امام بود. امام دارای یک شخصیّت بسیار قوی، بسیار مستحکم، دارای قدرت ایستادگیِ در مقابل سختی‌ها بود. امام دارای صراحت بود، صراحت در بیان. امام دارای صداقت بود، با صداقت حرف میزد؛ همه‌ی مخاطبان امام، صداقت را در گفته‌ی او احساس میکردند؛ اینها جذّابیّتهای شخصی امام بود. ایمان و توکّل امام به خدای متعال، در رفتار او و در گفتار او -به‌طور مساوی- نمایان بود؛ هم رفتار او و هم گفتار او نشانه‌ی ایمان او و توکّل او به خدای بزرگ بود؛ اینها جذّابیّتهای امام بود.

 در کنار این جذّابیّتها، بخشی از جذّابیّتها مربوط به اصولی بود که امام ارائه میکرد. مثلاً ازجمله‌ی چیزهایی که امام به مردم ارائه میکرد، اسلام بود؛ اسلام ناب، اسلام ناب محمّدی. اسلام ناب یعنی اسلامی که نه اسیر و پابند تحجّر است، نه اسیر و پابند التقاط(۲) است. در دورانی که هم تحجّر وجود داشت، هم التقاط وجود داشت، امام، اسلام ناب را مطرح کرد؛ این برای جوان مسلمان، جذّاب بود. ازجمله‌ی مبانی اعلامی امام و شعارهای امام، استقلال بود؛ ازجمله‌ی آنها آزادی بود؛ ازجمله‌ی آنها عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی بود؛ اینها مبانی امام بود که مطرح میکرد؛ اینها همه جذّاب است.

 ازجمله‌ی مبانی امام بیرون آمدن از چنبره‌ی سلطه‌ی آمریکا بود؛ این چیزی بود که برای جوان ایرانی جذّاب بود. و من به شما عرض بکنم، امروز بیرون آمدن از چنبره‌ی سلطه‌ی آمریکا برای جوانها [حتّی] در کشورهایی هم که با آمریکا پیمانهای طولانیِ وابستگی دارند، جذّاب است. یعنی مثلاً در کشوری مثل عربستان سعودی که در خدمت هدفهای آمریکا است، شما اگر سراغ جوانها بروید -این دانسته‌شده و تجربه‌شده است- خواهید دید که همه‌ی جوانها از وابستگی به آمریکا متنفّرند و علاقه‌مندِ به جدایی از این سلطه‌ی ظالمانه‌اند؛ این یکی از خصوصیّات [مبانی امام] بود.

 ازجمله‌ی مبانی مطرح‌شده‌ی به‌وسیله‌ی امام و شعارهای امام بزرگوار، مسئله‌ی مردم‌سالاری بود؛ یعنی اختیار حاکمیّت کشور در دست مردم باشد؛ مردم انتخاب کنند، مردم بخواهند، مردم اراده کنند؛ در همه‌ی عرصه‌های زندگی. یکی از شعارهای امام مسئله‌ی خودباوری ملّت بود؛ یعنی اینکه به مردم میگفت و تکرار میکرد که شما میتوانید، شما قادرید؛ در علم، در صنعت، در کارهای اساسی، در اداره‌ی کشور، در مدیریّت بخشهای مهمّ کشور، در اقتصاد و غیره، شما قادر هستید خودتان روی پای خودتان بِایستید. اینها جذّابیّتهای شخصیّت امام بود که توانست جوانها را جذب کند. و جوانها آمدند به نهضت امام بزرگوار پیوستند، انقلاب به پیروزی رسید.

 بعد از پیروزی انقلاب که خب پیروزی انقلاب یک زلزله‌ی عظیمی در دنیا به وجود آورد؛ درواقع یک تقسیمی در یک بخش عظیمی از دنیا به وجود آمد؛ طرف‌داران انقلاب و دشمنان انقلاب. دشمنان انقلاب عبارت بودند از قدرتهای بزرگ آن ‌روز یعنی آمریکا و شوروی آن ‌روز یا جریانهای گوناگون قدرت مثل جریان صهیونیست‌ها؛ جریان کمپانی‌هایی که در کشورهای غربی، دولتها را می‌آورند، دولتها را میبرند و تصمیم‌گیر در مسائل اساسی‌اند؛ اینها شدند دشمنان انقلاب، یک صف عظیمی از دشمنان انقلاب به وجود آمد؛ اینها احساس خطر کردند؛ امّا در مقابل، بسیاری از ملّتها، ملّتهای مسلمان، حتّی برخی ملّتهای غیر مسلمان که از قضایای انقلاب مطّلع شدند، شدند علاقه‌مند، طرف‌دار و بعضاً طرف‌دارِ بسیار فعّال انقلاب؛ که این را ما در کشورهای مختلف مشاهده کردیم، تا امروز هم این ادامه دارد. خب، واکنشها طبعاً شروع شد؛ واکنشها از روز اوّل شروع شد. البتّه اوّل، قدرتها دچار سرگیجه شدند، نتوانستند درست تشخیص بدهند چه دارد اتّفاق می‌افتد. بعد از اینکه به خود آمدند، خودشان را پیدا کردند، دشمنی‌ها از روز اوّل شروع شد علیه انقلاب و آنچه در طول این ۳۸ سال دشمنی شده، طرّاحی شد؛ البتّه دشمنی‌های دیگری هم هست که هنوز رونمایی نکرده‌اند و در مجموعه‌های خودشان مشغول فکر کردن و مشغول سازماندهی کردن -از روز اوّل تا امروز- بوده‌اند. و خب به‌طور خلاصه عرض کنم که بحمدالله در این دشمنی‌ها شکست خورده‌اند. ملّت ایران بر همه‌ی دشمنی‌های دشمنانش در این مدّت پیروز شده‌ است، بعد از این هم ان‌شاءالله همین خواهد بود.

 یک نکته‌ای را من اینجا در بین‌الهلالین عرض بکنم، و آن مربوط به دهه‌ی ۶۰ است؛ دهه‌ی ۶۰ یعنی دهه‌ی اوّل پیروزی انقلاب و دهه‌ی حیات بابرکت امام بزرگوار. برادران و خواهران عزیز! دهه‌ی ۶۰، یک دهه‌ی مظلوم است؛ دهه‌ی تعیین‌کننده‌ی در سرنوشت ایران و ایرانی، دهه‌ی فوق‌العاده مهم و حسّاس و درعین‌حال ناشناخته و اخیراً به‌وسیله‌ی برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم؛ دهه‌ی ۶۰ را مورد تهاجم قرار میدهند. دهه‌ی ۶۰، دهه‌ی آزمونهای بزرگ و دهه‌ی پیروزی‌های بزرگ است.

 دهه‌ی ۶۰، دهه‌ی خشن‌ترین تروریسم در کشور است. در طول چند سال، هزاران نفر از آحاد مردم، از مسئولین، از قشرهای مختلف به‌وسیله‌ی تروریست‌ها به شهادت رسیدند؛ از کاسب معمولی تا جوان دانشجو تا فعّال سیاسی تا شخصیّت‌های بزرگی که در انقلاب تعیین‌کننده بودند. البتّه من عدد معیّن نمیکنم، [لکن] تا هفده‌ هزار هم گفته‌اند؛ هفده هزار انسانِ باشرفِ باشخصیّتِ ارزشمند در این تروریسمِ دهه‌ی ۶۰ فدا شدند، که در میان اینها شخصیّت‌هایی مثل شهید مطهرّی و شهید بهشتی حضور دارند؛ یعنی این آدمهایی که امثال اینها در طول زمان، کمتر در یک کشوری به وجود می‌آید و میتوانند تعیین‌کننده‌ی سرنوشت کشورها باشند.

 دهه‌ی ۶۰، دهه‌ی جنگ تحمیلی است. یعنی هشت سال از این دهه‌ی اوّل انقلاب و دهه‌ی حیات مبارک امام بزرگوار، صرف یک جنگ تحمیلیِ بر ملّت ایران شد؛ شما ببینید چقدر این دشوار است! دهه‌ی ۶۰ دهه‌ی سخت‌ترین تحریمها است؛ همه‌چیز را تحریم کردند؛ تحریمهای پی‌درپی، علیه کشور، علیه مراکز اقتصادی ما، علیه دولت ما؛ و دهه‌ی افتخارات بزرگ است. دهه‌ی مبارزه‌ی با تجزیه‌طلبی است؛ از اطراف کشور گروه‌هایی را تحریک کردند، پول دادند، سلاح دادند، برای اینکه اینها را به جان نظام جمهوری اسلامی بیندازند و تجزیه‌طلبی کنند. دهه‌ی ۶۰، دهه‌‌ی یک چنین حوادث بزرگی است که در کشور اتّفاق افتاد.

 و در دهه‌ی ۶۰، ملّت ایران و جوانهای ما آن‌چنان محکم ایستادند که بر همه‌ی اینها پیروز شدند. این خیلی مسئله‌ی مهمّی است. من توصیه میکنم به کسانی که اهل فکرند، اهل تأمّلند و راجع به دهه‌ی ۶۰ قضاوت میکنند، جای شهید و جلّاد عوض نشود! در دهه‌ی ۶۰، ملّت ایران مظلوم واقع شد؛ تروریست‌ها و منافقین و پشتیبانهای آنها و قدرتهایی که آنها را به وجود آورده بودند و دائماً در آنها میدمیدند، به ملّت ایران جفا کردند، بدی کردند؛ ملّت ایران در موضع دفاع قرار گرفت، امّا دفاع کرد و پیروز شد و بحمدالله آن توطئه‌های آنها را خنثی کرد. این [درباره‌ی] دهه‌ی ۶۰. جوانهای ما ایستادند، امام بزرگوار با آن چهره‌ی نورانی، با آن قلب خداباور، با آن عزم راسخ ایستاد و بر همه‌ی این مشکلات فائق آمد.

 امام رحلت کردند؛ بعد از رحلت امام عدّه‌ای امیدوار شدند که شاید بتوانند راه امام را برگردانند، که بحمدالله نتوانستند. بعد از رحلت امام سالهایی گذشت، عدّ‌ه‌ای در خارج از کشور و عوامل آنها در داخل کشور منتظر نشستند که شاید انقلاب غفلت کند، انقلاب پیر بشود، ازکارافتاده بشود، تا بتوانند حمله کنند و همان بساط قبل از انقلاب را مجدّداً در کشور بر سر کار بیاورند، [ولی] نتوانستند. علّت این نتوانستن‌ها چیست؟ علّت، همان جاذبه‌های امام بزرگوار، جاذبه‌های مبانی و اصول امام بزرگوار است که در کشور وجود دارد. من این را بعد هم عرض خواهم کرد؛ جسم امام از میان ما رفته است امّا روح امام زنده است؛ روح امام زنده است، راه امام زنده است، نفَس امام در جامعه‌ی ما زنده است. آن جذّابیّتهایی که در زمان حیات ظاهری، مردم را، جوانها را، دلها را مثل آهن‌ربا به خود جذب میکرد، امروز هم وجود دارد. نام امام گره‌گشا است، علاوه بر اینکه اصول امام یک اصول تمام‌نشدنی و کهنه‌نشدنی است؛ اینها وجود دارد. بنابراین شعار عدالت اجتماعی و اقتصادی، شعار استقلال، شعار آزادی، شعار مردم‌سالاری، شعار جدا شدن از چنبره و جاذبه‌ی قدرت آمریکا و قدرتهای جهانی، امروز هم برای مردم ما و جوانهای ما جذّاب است.

 ما البتّه در تحقّق بعضی از این شعارها انصافاً عقبیم. ما در مورد عدالت اجتماعی عقبیم، در مورد تحقّق برخی از مبانی و اصول اسلامی عقب‌ماندگی داریم؛ این را انکار نمیکنیم، امّا همّت ما، هدف ما، آرمان ما همین است که امام بزرگوار معیّن کرد و ما دنبال این آرمانها حرکت میکنیم؛ این برای نسل جوان ما جذّاب است؛ نه‌فقط نسل جوان کشور ما، بلکه برای نسل جوان کشورهای دیگر، بخصوص کشورهای اسلامی، جذّاب است؛ این قدرت بسیج‌کنندگی انقلاب است؛ من این را میخواهم بگویم. من میخواهم بگویم مسئولان کشور، فعّالان سیاسی کشور، از این قدرت بسیج‌کنندگی انقلاب غفلت نکنند؛ این نعمت بسیار بزرگی است، این نعمتی است که در اختیار کشور ما و در اختیار ملّت ما قرار دارد. انقلاب قدرت بسیج دارد؛ میتواند جوانها را، انسانهای باعزم و بااراده را، انسانهای سالم را، به‌سوی اهداف والا و بلند هدایت کند و حرکت بدهد و پیش ببرد؛ هیچ پیش‌رانی به عظمت و قدرت انقلاب و شعارهای انقلاب وجود ندارد؛ ما امروز به این احتیاج داریم و تا سالهای متمادی احتیاج خواهیم داشت.

 دشمنان ما بیکار نیستند؛ عزیزان من، برادران و خواهران من! دشمنان بیکار نیستند. بله، تا امروز دشمنها نتوانسته‌اند لطمه‌ی اساسی به ما بزنند؛ ما جلو رفتیم، ما پیشرفت کردیم، ما به کوری چشم دشمن توانستیم کارهای بزرگ انجام بدهیم، امّا دشمن در کمین است؛ شما ببینید وقاحت دشمن تا کجا است. رئیس‌جمهور آمریکا در یک نظام قبیله‌ایِ عقب‌مانده‌یِ منحطِّ محض می‌ایستد در کنار رئیس قبیله و رقص شمشیر میکند، آن‌وقت به چهل میلیون رأی ملّت ایران در یک انتخابات آزاد ایراد میگیرد! دشمنانی با این وقاحت و با این حدّ از پرده‌دری و بی‌ملاحظگی که می‌ایستند در کنار قاتلینِ شب و روز مردم کوچه و بازار یمن، و اسم از حقوق بشر می‌آورند؛ دیگر از این وقاحت بالاتر! قریب دوسال‌ونیم است که شب و روز دارند یمن را بمباران میکنند؛ نه مراکز نظامی یمن را، [بلکه] کوچه را، بازار را، مسجد را، بیمارستان را، خانه‌های مردم را؛ بی‌گناهان را میکُشند، زن و کودک و بچّه و بزرگ را به قتل میرسانند؛ آن‌وقت اینها میروند پهلوی آنها می‌ایستند، با یکدیگر مغازله(۳) میکنند و اسم حقوق بشر می‌آورند و جمهوری اسلامی را به‌خاطر حقوق بشر تحریم میکنند! دیگر وقاحت از این بالاتر؟ در مقابل یک چنین دشمنی ما احتیاج به قدرت بسیج‌کنندگی انقلاب داریم.

 انقلاب را بزرگ بدارید، گرامی بدارید، شما که دلسوز کشور و ملّت هستید ارزشهای انقلاب را به‌معنای واقعی کلمه زنده کنید و احیاء کنید؛ کشور به این احتیاج دارد. این‌جور نباشد که ما به‌خاطر اهداف کوتاه‌مدّت، به‌خاطر تحوّلات گوناگون عرصه‌ی سیاستهای روزمرّه و زودگذر، از آن ارزشهای والا فراموش کنیم، انقلاب را فراموش کنیم. امروز ما اگر میخواهیم در میدان علم پیش برویم، در میدان سیاست پیش برویم، در میدان اقتصاد پیش برویم، اگر میخواهیم کارهای بزرگ انجام بدهیم، احتیاج داریم به جرئت و اعتمادبه‌نفسی که انقلاب به یک ملّت میدهد و به ما داد. آن جرئت و اعتمادبه‌نفس را از بین نبرید، آن را تضعیف نکنید. امروز ملّت ایران به آن اعتمادبه‌نفس نیاز دارند؛ امروز هم جوان ما آماده است برای اینکه در راه‌های بزرگ، در کارهای بزرگ سینه سپر کند، وارد بشود، وارد میدان بشود؛ من عرض میکنم ما در داخل کشور میلیون‌ها جوان داریم که اگر تجربه‌ای مثل تجربه‌ی سالهای ۶۰ برای کشور پیش بیاید، قطعاً اینها با کمال قدرت، با کمال عزّت نفس، با کمال دلاوری و عزم وارد میدان میشوند و کشور را حفظ میکنند و نگه میدارند.

 می‌شنوم گاهی اوقات بعضی در مقابل شعارهای انقلاب، عنوان و مفهوم عقلانیّت را مطرح میکنند؛ کأنّه عقلانیّت نقطه‌ی مقابل انقلابیگری است؛ نه، این خطا است؛ عقلانیّت واقعی هم در انقلابیگری است. نگاه انقلابی است که میتواند حقایق را به ما نشان بدهد. ببینید! کِی بود آن‌وقتی که امام، آمریکا را به‌عنوان شیطان بزرگ معرّفی کرد و به‌عنوان یک موجود یا دولت غیرقابل‌اعتماد معرّفی کرد؛ این را سالها پیش امام بزرگوار به ملّت ایران -به ماها- یاد داد؛ امروز بعد از گذشت سالها، رؤسای کشورهای اروپایی میگویند آمریکا غیرقابل‌اعتماد است.
آنچه در آینه جوان بیند
پیر در خشت خام آن بیند

 این عقلانیّت است. عقلانیّت این است که این حرف و مطلبی را که امروز رؤسای کشورهای اروپایی دارند میگویند و آمریکا را غیرقابل‌اعتماد میدانند، امام در سی سال قبل یا سی و چند سال قبل گفت. و ما این را خودمان تجربه کردیم و آزمودیم؛ حقیقتاً آمریکایی‌ها غیرقابل‌اعتماد‌ند؛ در همه‌ی موضوعات، غیرقابل‌اعتماد‌ند؛ و من ان‌شاءالله در فرصتهای دیگری در این زمینه ممکن است صحبت بکنم. این عقلانیّت است؛ عقلانیّت معنایش این است که انسان اصالتها را بشناسد؛ عقلانیّت، تکیه‌ی به مردم است؛ عقلانیّت، تکیه‌ی به نیروی داخلی است؛ عقلانیّت، تکیه و توکّل به خدای بزرگ است. عقلانیّت اینها است؛ عقلانیّت در این نیست که انسان خود را بعد از رها شدن از چنبره‌ی قدرت آمریکا و استکبار، مجدّداً نزدیک به آنها بکند. اینها عقلانیّت نیست؛ عقلانیّت را امام داشت؛ عقلانیّت را انقلاب به ما میگوید.

 من خلاصه کنم: بزرگ‌ترین درسی که امام بزرگوار به ما داد، درس روحیّه و ذهن و عمل انقلابی است؛ این را باید فراموش نکنیم. امام میراث فرهنگی نیست؛ بعضی به امام به چشم میراث فرهنگی نگاه میکنند. امام زنده است؛ امام، امام ما است؛ امام، پیشوای ما است؛ امام، در مقابل ما است. بله، جسم امام نیست، امّا سخن امام و راه امام و فکر امام و نفَس امام زنده است؛ با این چشم به امام نگاه کنید و از او بیاموزید.

 بعضی عقلانیّت را در این میدانند و میگویند که «چالش با قدرتها هزینه دارد» -[البتّه] اشتباه میکنند- بله، چالش هزینه دارد، امّا سازش هم هزینه دارد. شما ملاحظه کنید دولت سعودی برای اینکه با رئیس­‌جمهور جدید آمریکا بتواند سازش بکند، مجبور میشود بیش از نیمی از ذخایرِ موجودی مالی خودش را در خدمت هدفها و طبق میل آمریکا هزینه کند. اینها هزینه نیست؟ سازش هم هزینه دارد. چالش اگر عقلائی باشد، چالش اگر منطبق با منطق باشد، اگر با اعتمادبه­‌نفس باشد، هزینه‌اش بمراتب کمتر از هزینه‌ی سازش است. من عرض کردم -ان‌شاءالله بعدها [هم] صحبت خواهم کرد- این‌جور نیست که قدرتهای توطئه‌گر و قدرتهای متجاوز به یک حدّی قانع باشند؛ ما این را در تعاملات این چند سال اخیر مشاهده کرده‌ایم. یک حدّی را مشخّص میکنند، وقتی شما در آن حد عقب‌نشینی کردید، تازه یک حرف جدید مطرح میکنند، یک ادّعای جدید و یک مطالبه‌ی جدید مطرح میکنند، شما را باز با همان فشارها مجبور میکنند این مطالبه‌ی جدید را هم بهشان بدهید؛ و این سلسله همین‌طور ادامه پیدا خواهد کرد؛ این متوقّف نمیشود.

 انقلابیگری یعنی مسئولین کشور، هدفشان را راضی کردن قدرتهای مستکبر قرار ندهند؛ مسئولان کشور، هدفشان را راضی کردن مردم، به کار گرفتن نیروهای داخلی، تقویت عناصر فعّال در داخل کشور قرار بدهند؛ این انقلابیگری است. معنای انقلابیگری این است که کشور و مسئولان، تسلیم هیچ زورگویی‌ای نشوند، دچار انفعال نشوند، دچار ضعف نفْس نشوند؛ نه زورگویی و قلدری را از طرف مقابل قبول کنند، نه فریب او را بخورند -چون قدرتها با وجود اینکه زورگویند و قلدرند و دستشان پُر از اسلحه‌ است، از فریب هم دریغ نمیکنند؛ آنجایی که ممکن باشد، اهل خدعه و فریب و دُور زدن و این حرفها هم هستند- اینها معنای انقلابیگری است.

 عرض من این شد: برادران عزیز، خواهران عزیز، جوانهای عزیز در سراسر کشور و مسئولین محترم کشور! همه بدانید که ما امروز به روحیّه‌ی انقلابی، به ممشای(۴) انقلابی، به شعار انقلابی، به اصول و مبانی انقلاب امام بزرگوارمان نیازمندیم؛ کشور احتیاج به این دارد. انقلابیگری را با عنوان افراطی‌گری و مانند این حرفها، نفی نکنید؛ انقلابیگری، نیاز امروز کشور است. این همان درسی است که امام بزرگوار به ما داد و از این درس باید استفاده کنیم. این بحث اوّل و بحث اصلی و عمده‌ی من.

 امّا در مورد مسائل داخلی هم چند جمله عرض کنم. یک مسئله‌ی بسیار مهم، مسئله‌ی انتخابات ریاست جمهوری بود که در [دو] هفته‌ی قبل انجام گرفت. بنده باید از یکایک آن کسانی که آمدند و بیش از ۴۱ میلیون رأی را در صندوقها ریختند، از صمیم قلب تشکّر کنم. حقیقتاً کار بزرگی انجام گرفت؛ برای کشور اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی اعتبار شد؛ برای نظام جمهوری اسلامی نشانه‌ی اعتماد عمومی مردم شد. [اینکه] اکثریّت هفتاد و چند درصدیِ کشور بیایند به نظام جمهوری اسلامی «آری» بگویند، تأیید کنند، به آن اعتماد کنند، خیلی مهم است. حالا بعضی‌ها متأسّفانه بگوییم از روی کج‌فهمی -یا چه بگوییم، نمیدانم- انکار میکنند؛ میگویند «رأی مردم ربطی به نظام اسلامی و تأیید نظام اسلامی ندارد»! چرا آقاجان؛ حتّی کسانی که ممکن است در دل از نظام اسلامی گله‌مندی هم داشته باشند، امّا وقتی می‌آید در چهارچوب نظام رأی میدهد، معنایش این است که این چهارچوب را قبول میکند و به آن اعتماد میکند و آن را کارآمد میداند که در چهارچوب آن دارد حرکت میکند. این قریب ۴۲ میلیون رأی ملّت، هفتاد و چند درصد، رأی به نظام اسلامی و اعتماد به نظام اسلامی بود. حادثه‌ی بسیار مهمّی بود.

 خوشبختانه شورای محترم نگهبان صحّت انتخابات را اعلام کردند. البتّه اعلام کردند و به ما هم گزارش رسیده بود که تخلّفاتی انجام گرفته است؛ این تخلّفات را باید البتّه دنبال بکنند. اگرچه این تخلّفات به نتایج انتخابات هیچ‌گونه اثری نگذاشته است و نمیگذارد امّا بالاخره تخلّف، تخلّف است و مناسب نظام جمهوری اسلامی نیست. این تخلّفات را مسئولین با جدّیّت دنبال کنند، متخلّفین را مشخّص کنند تا این‌گونه تخلّفات در انتخابات‌های گوناگون ما -که انتخابات‌هایی این ملّت در پیش دارد- برافتد و دیگر ما این‌گونه تخلّفاتی نداشته باشیم. وقتی‌که چشممان را ببندیم و از تخلّف صرفِ‌نظر کنیم و اغماض کنیم، تخلّف تکرار میشود. باید جلوی تخلّف گرفته بشود. من از مسئولان کشور هم که این انتخابات را اجرا کردند، نظارت کردند، تشکّر میکنم.

 البتّه در تبلیغات، در مناظرات، حرفهایی زده شد، گاهی بداخلاقی‌هایی شد، برخی از دستگاه‌های گوناگون کشور مورد اتّهام قرار گرفتند؛ اینها کارهای خوبی نبود؛ گذشته، گذشته است؛ بایستی اینها ادامه پیدا نکند. همه توجّه داشته باشند: به آنچه در انتخابات انجام گرفت، با چشم اغماض نگاه کنند؛ تکرار نکنند؛ یعنی ملّت -چه آن گروهی که نامزد آنها رأی آورده است، چه آن گروهی که نامزد آنها رأی نیاورده است- باید از خودشان ظرفیّت نشان بدهند، از خودشان حلم نشان بدهند -حلم یعنی ظرفیّت، جنبه‌دار بودن- بی‌جنبگی نشان ندهند. بعضی هستند که اگر در یک قضیّه‌ای برنده هم بشوند بی‌جنبگی نشان میدهند، بی‌ظرفیّتی نشان میدهند، اگر بازنده هم بشوند همین‌جور؛ نه، بایستی چه در صورتی که انسان موفّق شد و به آن مقصودی که داشت رسید، چه در صورتی که نرسید، از خود ظرفیّت نشان بدهد. خب، خوشبختانه امسال در این انتخابات ظرفیّت نشان دادند، آن کسانی هم که موفّق نشدند ظرفیّت نشان دادند، بر خلاف سال ۸۸ که آن مشکلات را برای کشور به وجود آوردند.

 یک مسئله‌ی دیگری که من اینجا کوتاه عرض میکنم و بعدها ان‌شاءالله با تفصیل بیشتری ممکن است مطرح بکنم، این است که در مسائل داخلی، دولت محترم، به تولید و اشتغال اهمّیّت ویژه بدهند. بر طبق قانون اساسی، رئیس‌جمهور از امکانات بسیار گسترده‌ای در کشور برخوردار است؛ خیلی از کارها را میتوانند انجام بدهند؛ از این امکاناتی که در اختیار دارند استفاده کنند، ظرفیّتهای داخلی را بالفعل کنند، هیچ درنگی در عمل به وعده‌هایی که به مردم داده شده است صورت نگیرد. مسئولین را، مسئولان بخشهای مختلف را -حالا در دولت دوازدهم- جوری انتخاب بکنند که کارکن و فعّال و پای‌کار و توانا باشند؛ یعنی توانایی آنها بتواند کارها را ان‌شاءالله پیش ببرد. اگر خدای نکرده در بخشهای مختلف -چه اقتصادی و چه غیراقتصادی- یک بخشی از خود ناکارآمدی نشان بدهد، این به حساب ناکارآمدی نظام گذاشته خواهد شد و این بی‌انصافی است؛ نظام کارآمد است؛ بخشهای مختلف باید بتوانند خودشان را پابه‌پای نظام پیش ببرند. [مسئولین] برای مقاوم‌سازی کشور در قبال تحریمهای آمریکا، باید کشور را آماده کنند؛ کشور را مقاوم‌سازی کنند. می‌بینید آمریکایی‌ها با کمال وقاحت هر روزی یک حرف جدیدی [میزنند]، یک ساز جدیدی کوک میکنند؛ باید در مقابل آنچه آنها انجام میدهند، کشور مقاوم باشد و توانایی ایستادگی داشته باشد. این مقاومت اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و همه‌جانبه را مسئولین در نظر بگیرند.

 در مسائل جهانی هم، از کشور باید صدای واحدی شنیده بشود؛ این را همه‌ی مسئولان محترم کشور توجّه کنند؛ در مسائل مهمّ بین‌المللی، یک صدای واحد قوی باید از داخل کشور شنیده بشود؛ صداهای گوناگون از مسئولین شنیده نشود. حالا ممکن است فلان نویسنده یا فلان کسی که در فضای مجازی کار میکند، عقیده‌ی دیگری داشته باشد، اهمّیّت ندارد؛ مسئولان کشور باید حرف واحدی بزنند، صدای واحدی داشته باشند.

 یک جمله هم در مورد مسائل خارجی عرض بکنم. متأسّفانه در ماه مبارک رمضان برادران ما در برخی از کشورها بشدّت دچار مشکلند؛ در یمن، در سوریه، در بحرین، در لیبی، مسلمانها با دهان روزه دچار این مشکلات عظیم هستند. در یمن دولت سعودی شب و روز یمن را بمباران میکند، مردم را زیر فشار قرار میدهد؛ البتّه اشتباه هم میکنند. این را من اینجا بگویم، دولت سعودی بداند اگر ده سال دیگر یا بیست سال دیگر هم این روش را در مقابل مردم یمن پیش بگیرد، بر مردم یمن پیروز نخواهد شد. این یک جنایتی است که در حقّ مردم بی‌پناه و بی‌گناه یک کشوری دارد انجام میگیرد و قطعاً به نتیجه هم نخواهد رسید؛ وزر و وبال خودشان را در دنیا پیش مردم و پیش خدای متعال و پیش کرام­‌الکاتبین سنگین میکنند و انتقام الهی را نسبت به خودشان سخت‌تر خواهند کرد.

 در بحرین هم همین‌جور؛ در بحرین هم حضور دولت سعودی یک حضور غیر منطقی است. مسائل بحرین مربوط به مردم بحرین است؛ مردم بحرین بنشینند خودشان با حکومتشان صحبت کنند، به یک نتیجه‌ای برسند. چرا بایستی یک دولت بیگانه، نیروی نظامی به آنجا وارد کند و در کار آنجا دخالت کند و سیاست‌گذاری کند؟ این کارهای غیر منطقی و غیر عقلائی است که کشورها و ملّتها را دچار مشکل میکند. اینکه بخواهند اراده‌ی خود را بر یک ملّتی تحمیل بکنند منطقاً غلط است، عملاً ناکارآمد است و نتیجتاً موجب روسیاهی است و به جایی نخواهد رسید؛ حتّی درصورتی­‌که با این رشوه‌ی چند صد میلیاردی آمریکا را هم با خودشان همراه بکنند، باز هم به نتیجه‌ای نمیرسند.

 مسائل سوریه هم همین‌جور؛ حضور کشورهای بیگانه در سوریه که برخلاف اراده‌ی دولت سوریه و ملّت سوریه است، کار خلافی است. [ما] معتقدیم مسائل سوریه هم باید با گفتگو حل بشود؛ معتقدیم که هم در سوریه، هم در بحرین، هم در یمن، هم در همه‌جای دنیای اسلام، دشمنان جنگهای نیابتی به راه می‌اندازند، مردم را با یکدیگر درگیر میکنند. راه حل این است که بنشینند با هم صحبت کنند، گفتگو کنند، مذاکره کنند، دیگران دخالت نکنند، سلاح از بیرون -به این شکل که ملاحظه میکنید- به کشورها تزریق نشود. امروز داعش از محلّ ولادت خود یعنی از عراق و سوریه دارد رانده میشود و به سراغ کشورهای دیگر میرود؛ به سراغ افغانستان و پاکستان و حتّی فیلیپین و کشورهای اروپایی و جاهای دیگر. این آتشی است که خود آنها به دست خودشان افروخته‌اند و حالا دامن خودشان را این آتش گرفته است.

 ملّت ایران به توفیق الهی توانسته است در همه‌ی این قضایا با منطق، با عقلانیّت، با عزم و اراده‌ی راسخ، کار خود را ادامه بدهد و پیش ببرد؛ بعد از این­ هم همه‌ی تحوّلات سیاسی کشور به توفیق الهی و به هدایت الهی و به اذن الهی، به سمت آرمانهای این ملّت و پیروزی این ملّت تمام خواهد شد. و من عرض میکنم به توفیق پروردگار، به تجربه‌ی ۳۸ سال گذشته، فردای این ملّت از امروز این ملّت بمراتب ان‌شاءالله بهتر خواهد بود.

 پروردگارا! در این عصر ماه رمضان، به این جمع روزه‌دار و به این شکمهای گرسنه و لبهای تشنه، رحمت و فضل خود را نازل بفرما. پروردگارا! به حقّ محمّد و آل محمّد ملّت ایران را در همه‌ی میدانهای مهمّ خود پیروز و سربلند بفرما. پروردگارا! امام بزرگوار ما را که روحش و جانش و نفَسش در میان ما زنده است، روزبه‌روز زنده‌تر قرار بده. پروردگارا! شهدای عزیز این ملّت را، جوانان فداکار این ملّت را، مشمول لطف و فضل خود قرار بده. پروردگارا! مسئولان کشور را به خدمت به این ملّت بزرگ موفّق بگردان، قلب مقدّس ولیّ‌عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضی و خشنود کن. پروردگارا! دعای آن بزرگوار را شامل حال ملّت ایران و شامل حال این حقیر بفرما؛ چشم ما را به جمال آن بزرگوار روشن کن.

والسّلام­ علیکم­ و رحمةالله و برکاته


۱) این مراسم در روز نهم ماه مبارک رمضان برگزار شد.
۲) آمیزه‌ای از چند روش یا مکتب، بدون سنخیّت محتوایی و ارزشی
۳) گفتگوی عاشقانه
۴) رفتار، مشی، سِیر کردن

دنیای بی‌امام

دنیای بی‌امام

«بسیار سخت است باور کردن این حقیقت تلخ؛ بسیار سخت بود برای ما در طول سال‌های گذشته تصور آن دنیایی که در آن امام نباشد؛ آن جهان بی‌روحی، آن فضای افسرده‌ای، آن زندگی غم‌انگیزی که در آن امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و امید ما حضور نداشته باشد.
همه چیز از او روئید. همه چیز بود، او نبود در روزگاری و ما هیچ چیز نداشتیم. همین ایران بود، همین ملت بود، همین موقعیت جغرافیایی بود، همین فقه بود، همین قرآن بود، همین نهج البلاغه بود، اما او نبود، هیچ چیز نبود، هیچ چیزی نداشتیم، بعد او پدید آمد. قدم در صحنه گذاشت؛ مثل وجودی که ماهیات رو هستی می‌بخشد، تحقق می‌بخشد؛ مثل روحی که به کالبدی دمیده می‌شود و اجزای آن کالبد را زنده می‌سازد، ما را زنده کرد.
پروردگارا! ما در این مصیبت به تو پناه میبریم، از تو تسلا میجوییم، از تو کمک میخواهیم و به تو شکوه میکنیم.
ای بقیّةاللّه، ای حجةبن‌الحسن‌العسکری! تسلیت این مصیبت بزرگ را به تو عرض میکنیم.»
بیانات در مراسم دیدار و بیعت گروه کثیری از جانبازان و دست‌اندرکاران احداث مرقد امام(ره)
خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران‌ ۱۳۶۸/۰۴/۲۳