خاطره آیتالله خامنهای از جلسه معرفی آقای بازرگان به عنوان نخست وزیر
آنچه که در این زمینه به عنوان خاطره مىتوان بیان کرد همان جلسهاى است که فرمان نخست وزیرى آقاى مهندس بازرگان در آن خوانده مىشد بوسیلهى آقاى هاشمى رفسنجانى، در حضور خبرنگاران خارجى از سراسر دنیا، و ما هم در آن جلسه بودیم. و حالتى که در آن جلسه بر همهى ماها حاکم بود یک حالت فراموشنشدنى بود، گویا بعد از سالها آرزو و امید مشاهده مىکردیم که یک رویاى دور دارد به تحقق مىپیوندند و یک دولتى از سوى امام و رهبر انقلاب دارد تشکیل مىشود؛ و شعفى که آن روز همهى ماها داشتیم فراموش نشدنى است. البته آن روز آقاى مهندس بازرگان هم در مقابلهى با حکم امام برخورد طبیعىاى داشت؛ پاسخ ایشان به آن نصب آن چیزى نبود که بعدها در یک سخنرانى در دانشگاه گفتند. آنطور که یادم است قولاً و صراحتاً و کنایتاً فهماندند که از وی توقع کارهاى انقلابى دشوار بنیانکن نباید کرد. در این جلسهاى که من اشاره کردم اینجور برخوردى نداشتند، برخورد مؤدبانهى خوبى بود و جلسهى تاریخى و فراموش نشدنىاى بود. اما اینکه تبیین من از این مسأله چیست؛ بنده همین اندازه باید عرض بکنم که امام به معرفى بعضى از دوستانمان و با سابقهى آشنائیهاى خودشان مهندس بازرگان را به عنوان رئیس یک دولت موقتى که باید زمینه را براى استقرار جمهورى اسلامى فراهم بکند معین کردند، و مهندس بازرگان با سوابقى که داشت و معرفتى که همهى ماها و از جمله خود شخص شخیص امام نسبت به سوابق فکرى ایشان داشت، داراى چیزى که بتوان روى آن به عنوان نقطهى منفى انگشت گذاشت نبود؛ یک فرد معتقد به اسلام بود که رهبرى امام را پذیرفته بود و قول مىداد که در خط امام حرکت بکند و هیچ کار عملىاى هم قبلاً در این موردها، در این زمینهها از ایشان دیده نشده بود، حسن ظنّ همه را به خود جلب مىکرد؛ و لذا بود که ایشان به نخست وزیرى انتخاب شد. منتها بعد ترکیب دولت موقت و برنامههایى که پیش آمد یک مقدارى متصورات قبلى را تغییر داد، و همانها هم موجب شد که عاقبت هم ایشان از دولت، از این حکومت کنار بروند و دولت ایشان ساقط بشود، یا استعفا بدهد.
مصاحبه مطبوعاتی ۱۳۶۱/۱۰/۳۰
۶ پرسش بنیادین درباره انقلاب کبیر اسلامی ایران
«انقلاب کبیر اسلامی» که بزرگترین تحول و تغییر قدرت در طول تاریخ ما بود و اساس سلطنت و حکومت فردی را به حکومت
مردمی تبدیل کرد، شایستهی آن است که از ابعاد گوناگون مورد توجه و بررسی قرار بگیرد.
با گذشت ۳۵ سال از حادثهی انقلاب اسلامی، و رشد و بالندگی بیش از سه نسل در دامان این انقلاب، نگاه کلان و فراگیر به این حادثه ضرورتی جدی دارد. از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی «نگاههای جزئی، نگاه به حوادث میانهی راه و نگاه به افتوخیزها، خیلی گویا نیست؛ باید نگاه کلان و فراگیر به انقلاب اسلامی در سطح افکار عمومی زنده بشود و به آن توجه پیدا بشود.» ۱۳۸۷/۰۲/۱۱
این نگاه کلان به انقلاب موجب میشود که ما به مسائل جزئی و کوچک اهمیت بیش از حد ندهیم و به عظمت انقلاب و حرکت عمومی انقلاب که در طول این سی سال، با قدرت و قوّت ادامه داشته و پیشرفت روزبهروز ملت ایران نگاه کنیم و بتوانیم موانع و آسیبهای امروز انقلاب را به خوبی و بر اساس اولویت تحلیل کنیم.
از سوی دیگر و با ایجاد فاصله از زمان وقوع انقلاب اسلامی و فاصله گرفتن نسلها از نسلی که خودش سیاهی دوران طاغوت را با تمام وجود درک کرده بود، نورانیت امام امت و شهدای سلف را به چشم خود دیده بود، در راه پیروزی انقلاب مبارزه کرده بود و در دوران پس از پیروزی و دفاع مقدس برای حفظ این نهال نوپا از لگدمال دشمنان مجاهدتهای بسیار کرده بود، پاسخگویی به برخی ابهامات و سوالاتی که نسلهای جوان با آن مواجه هستند ضرورت دارد.
اکنون و در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir پاسخ به ۶ پرسش کلان و بنیادین درباره انقلاب اسلامی از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران را جهت مطالعه کاربران منتشر مینماید.
جهت رعایت اختصار، سرفصلهای اصلی پاسخ رهبر معظم انقلاب به پرسشهای ذیل در قالب جدول منتشر شده و کاربران جهت مطالعه تفصیلی پاسخهای مربوط به هر یک از سوالات میتوانند به لینکهای مربوطه مراجعه نمایند.
| ۱) علل و عوامل شکلگیری انقلاب اسلامی ایران چه بود؟ | وابستگی تمامعیار به غرب، خصوصا آمریکا و بیاختیاری پادشاهان پهلوی در تصمیمگیری |
| فساد و دینستیزی حاکمان طاغوت | |
| تلاش برای انحراف و ضایع کردن جوانان | |
| بی اعتنایی به رأی مردم، اختناق و مقابله جدی با آزاداندیشی | |
| ظلم و بیعدالتی گسترده در کشور با حمایت مستقیم حکومت | |
| عقبماندگی کشور در علم، صنعت و برخورداریهای عمومی از اولیات رفاهی | |
| ۲) اهداف و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی چه بود؟ | استقلالخواهی و قطع هر نوع وابستگی |
| حاکمیت اسلام بر جامعه و رواج ارزشهای دینی در کشور | |
| آزادی بیان و قلم | |
| عدالت و رفع تبعیضها | |
| پیشرفت مادی و گسترش رفاه | |
| احیای کرامت انسانی و نقش داشتن مردم در حاکمیت بر تعیین سرنوشت خود | |
| زمینهسازی برای رشد و تکامل انسانها در جامعه و حذف عوامل فساد | |
| ۳) واکنشها و برنامههای دشمنان انقلاب اسلامی چه بوده است؟ | ایجاد تفرقه قومی و ترویج جداییطلبی در بین اقوام |
| حمله نظامی ناجوانمردانه ۸ ساله به کشور | |
| تحریم و محاصره اقتصادی | |
| تهاجم فرهنگی و هجمه به باورها و اعتقادات مردم | |
| جلوگیری از پیشرفت علمی، صنعتی کشور | |
| برنامهریزی برای براندازی نظام اسلامی | |
| ۴) انقلاب اسلامی تاکنون چه دستاوردهایی داشته است؟ | استقلال در تصمیمگیری، حفظ تمامیت ارضی کشور، و رساندن ایران به عزّت و کرامت لایق خود |
| ارتقاء جایگاه ایران در جهان، صدور شعارهای انقلاب و الهامبخشی به حقطلبان عالم | |
| گسترش آزادیهای عمومی، تشویق جوانان به آزاداندیشی و طرح آزاد مباحث | |
| گسترش برخورداریهای عمومی و امکانات مادّی (در مقایسه با پیش از انقلاب و کشورهای همتراز) | |
| پیشرفت در معنویات و امکان سیر تکاملی در فضای انقلاب | |
| گسترش عدالت اجتماعی | |
| اهتمام به مبارزه با فساد و برخورد با عوامل فساد | |
| توان ایستادگی در برابر زورگویان و سلطهطلبان جهانی | |
| رشد علمی و صنعتی | |
| ۵) علل عدم تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی چه بوده است؟ | زمانبر بودن دستیابی به این اهداف بلند |
| تحمیل فشارهای خارجی (جنگ، تحریم و...) برای کند کردن حرکت نظام به سمت آرمانها | |
| موانع درونی (ضعفهای فکری، راحتطلبی، عادتهای اجتماعی غلط) | |
| عدم اهتمام برخی از مسئولین به همه آرمانهای انقلاب | |
| ۶) فرجام این انقلاب چه خواهد بود؟ | تحقق حیات طیبه برای همه ملت ایران |
| تشکیل تمدن نوین اسلامی | |
| زمینهسازی ظهور حضرت بقیة الله عجلاللهتعالیفرجهالشریف |
پرستار؛ فرشتهی رحمت برای بیمار
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR بهمناسبت فرارسیدن سالروز ولادت حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها و روز «پرستار» گزیدهای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی دربارهی پرستاران را منتشر میکند.
* پرستاری جزو ارزشمندترین حرفهها است
اگر بخواهیم ارزش خدمات مختلفی را که قشرهای مردم به یکدیگر تقدیم میکنند، اینگونه محاسبه کنیم که هر خدمتی که مستقیماً به انسان ارتباط پیدا میکند، هر خدمتی که نوعی غمگساری نسبت به انسانهای دیگر است، هر خدمتی که تقدیمکننده آن خدمتْ رنج بیشتری میبرد و هر خدمتی که از روی علم و معرفت و آگاهی و تحصیلات است، ارزشش بیشتر است، در این صورت گمان میکنم که خدمت پرستاری، جزو ارزشمندترین حرفهها و خدمتگزاریها خواهد بود. چون پرستار، هم مستقیماً با انسان سر و کار دارد، هم غمگسارِ انسانی است که به غمگساری و همدردی و کمک او نیاز دارد و هم اینکه، بحمداللَّه، کاری از روىِ دانش و تحصیلات و علم است.
پرستار چون با بیمار سر و کار دارد، با بیداری و دردکِشی سر و کار دارد و رنجش بیشتر از دیگران است؛ بنابراین حرفهاش حرفه عزیز و باارزشی است. اینها حقایق است؛ نه اینکه مردم بخواهند با پرستاران - چه مرد و چه زن - تعارف کنند. واقع مطلب چنین است. وقتی کاری خیلی بزرگ و خیلی عزیز باشد، دو طرف در مقابل آن مسؤولند: یکی مردمند؛ که باید آن کار را عزیز به حساب بیاورند و صاحب آن را معزّز بشمارند؛ دیگری خودِ آن شخص است که این شیء عزیز و این کار بزرگ در اختیار اوست. خود او هم باید آن را گرامی بدارد.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۷۳/۰۷/۲۰
* نقش پرستار نقش احیاگر و زندهکننده است
نقش پرستار و همچنین قابله در نظام سلامت کشور یک نقش بسیار مهمی است؛ نقش بسیار عظیمی است. اگر پرستار دلسوز و مهربانی در کنار بیمار نباشد، گمان اینکه معالجهی پزشک در آن بیمار تأثیری نبخشد، بسیار زیاد است. آن عنصر و آن موجود فرشتهگونی که بیمار را در واقع از مسیر طولانی و دشوارِ مرض و شدت آن عبور میدهد، عبارت است از پرستار. این را هر کدام از ما که دچار بیماری شده باشیم و در جریان بیماریهای سخت و عملهای جراحی دشوار قرار گرفته باشیم - از جمله خود من - بالعیان احساس کردیم و احساس میکنیم. نقش پرستار، نقش احیاگر است؛ زنده کننده است. این هم اهمیت این. قابلهها هم همینجور؛ نقششان در سلامت نوزاد، در سلامت مادر، نقش حیاتی و تعیین کننده است. اینجا هم من عرض میکنم به پرستاران - چه برادران، چه خواهران پرستار - و همچنین به قابلههای محترم که قدر این خدمت، این نعمت بزرگ را بشناسند؛ همچنانی که مردم به چشم تکریم به آنها باید نگاه کنند، خودشان هم به این شغل خود به چشم تکریم نگاه کنند، که خودِ این کرامت دادن به خود، قدر خود را دانستن، نقش عظیمی دارد در همهی قشرهای گوناگون در کیفیت انجام کار.
بیانات در دیدار جمعی از معلمان و پرستاران و کارگران ۱۳۸۸/۰۲/۰۹
* نقش پرستار مانند نقش یک پزشک ماهر است
برای حفظ سلامتی در جامعه، اهمیت پرستاری در طراز اول قرار دارد؛ یعنی اگر بهترین پزشکان و جراحان کار خودشان را با بیمار به بهترین وجه انجام دهند، اما از آن بیمار پرستاری نشود، به طور غالب، کار آن پزشک یا جراحِ عالیقدر بی فایده خواهد بود. نقش پرستاری و بیمارداری در حفظ سلامت و بازگشت سلامت بیمار، نقش درجه ی اول است؛ معادل است با نقش یک پزشک ماهر. بسیاری از این نکته غفلت دارند؛ لذا آن وزن و ارزشی که باید برای پرستار در نظر گرفته شود، از ذهن آنها مغفول می ماند و به آن توجه نمی کنند.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۳/۰۴/۰۳
* پرستاری از سختترین کارها از لحاظ فشار روحی و جسمی است
پرستاری یکی از سخت ترین کارها از لحاظ فشار روحی و جسمی برای پرستار است. نشستن پهلوی بیمار، معاشر بودن دائمی با بیمار، شکوه ی بیمار را شنیدن، با او به مهربانی رفتار کردن، به او لبخند زدن، او را با عمل، رفتار و پذیرایی خود از رنجهای فراوان دوران بیماری رهاندن، تحملِ پولادین لازم دارد؛ پرستار با چنین وضعیتی روبه روست. بیماری که درد می کشد، بیماری که امید زندگی در او ضعیف می شود، بیماری که دسترسی به هیچ کس و هیچ جا ندارد؛ بخصوص بیمارانی که کودک اند، یا دچار بیماریهای بسیار سخت اند، یا در دوران مراقبتهای ویژه هستند، ببینید که پرستاری و بیمارداری از چنین کسانی چقدر فشار بر روی روح، جسم و اعصاب وارد می کند. چه سرمایه ی عظیمی از حلم و تحمل و گذشت و مدارا و اخلاق خوش لازم است تا پرستار بتواند با این بیمار سر کند. اما منش بیمار با پرستار، برعکس منش پرستاری، مهربانی نیست؛ گاهی تندی است. علاوه بر بیمار، کسان بیمار هم که دور و بر او هستند، اگر خدمتی اندکی دیر شود، توقعاتشان نسبت به پرستار حالت اعتراض می گیرد؛ گاهی تندی می کنند و گاهی پرخاش؛ تحمل اینها خیلی سخت است. سختی کار پرستار سختی جسمی نیست؛ کلنگ زدن و در فضای سختِ فرض بفرمایید معدن یا امثال آن رفتن نیست؛ اما از لحاظ فشار روحی و عصبی از آن سخت تر است.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۳/۰۴/۰۳
* پاداش الهی پرستاری توسط ملائکه کرام الکاتبین ثبت میشود
پرستار فرشته ی رحمت برای بیمار است. آن وقت که بیمار از همه جا دستش کوتاه است، در آن ساعاتی که حتی همسر، فرزندان و پدر و مادر بیمار هم بالای سرش نیستند، چشم امیدش بعد از خدا به پرستار است و این پرستار است که مثل ملائکه ی آسمانی، مثل فرشتگان رحمت، به دردها، مشکلات و نیازهای جسمی و عاطفی او پاسخ می دهد؛ اینها خیلی مهم است؛ اینها پیش خدای متعال فراموش نمی شود. البته ممکن است هیچ چشمی هم این زحمت شما را نبیند. خیلی از زحماتی که شما می کشید و رنجهایی که می برید، کسی آنها را نمی بیند. گاهی یک لبخند شما به بیمار دل افسرده، به او جانِ دوباره می دهد. چه کسی این لبخند را می بیند؟ چه کسی آن را به حساب می آورد؟ چه کسی یک معادل و پاداش مالی و پولی در مقابل این لبخند می گذارد؟ هیچکس؛ اما کرام الکاتبین می بینند؛ محاسبه گرانِ میزان الهی همین لبخند شما را می بینند. اگر در عوضِ لبخند، اخم هم بکنید، اخم شما را هم می بینند. هیچ حسنه و هیچ سیّئه یی از دید تیزبین حسابگران دیوان الهی و میزان الهی غائب نیست. قدر این کار و این خدمت باارزش را بدانید. اگر یک وقت دیگران قدرناشناسی کردند، خود شما قدر این کار را بدانید؛ این کار بسیار کار مهمی است. در روایت هست که کسی که بر سر بیمار می رود، مثل کسی است که در رحمت الهی غوطه ور می شود. ممکن است بعضی تعجب کنند که مگر بر سر بیمار رفتن چه خصوصیتی دارد. خود شما که نیاز بیمار و تأثیر کار خودتان را می دانید، می فهمید که چرا چنین پاداش بزرگی برای بیماردار و پرستار گذاشته شده است؛ چون تأثیر آن تأثیر غیرقابل محاسبه و برتر از محاسبات معمولی است. روحیه دادن به مریض گاهی از دادن داروی او بسیار حیات بخش تر و مؤثرتر است؛ این روحیه را شما می دهید. در دعاها می خوانیم: «اللّهم انّی اسألک موجبات رحمتک»؛ رحمت الهی را که بی محاسبه و بی جهت به کسی نمی دهند؛ باید التماس کرد پیش خدا تا موجبات رحمت را به ما بدهد؛ یعنی آن کاری را انجام بدهیم که موجب رحمت می شود، تا بعد خدا رحمت خودش را بفرستد. این کار، برترین موجبات رحمت است، که خیلی مغتنم و خیلی باارزش است. این، آن نکته یی بود که مایل بودم شما توجه کنید و بدانید مشغول چه کار باارزشی هستید.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۳/۰۴/۰۳
* احترام و تکریم پرستاران برای مردم و مسئولان لازم است
پرستار، انسان مهربانی است که با رفتار و اخلاق و خدمات خود، سلامت بیمار را به او هدیه میکند. اگر طبیب، درمان خود را به انجام رساند، اما خدمات پرستاری نباشد، تأمین سلامت بیمار دشوار است. هر کس که از خدمات پرستارانِ مهربان برخوردار شده باشد، میفهمد و میداند که نقش پرستاران در هدیه کردن سلامت به بیماران، چقدر مؤثّر است. این موجود بشری - که کار فرشتهگون انجام میدهد - با سختیهای زیادی روبهروست. بیمارهای گوناگون، اخلاق تند و به ستوهآمده بیمار در بستر و روی تخت بیماری، مشکلات ناشی از وضع بیمار، بیماریهای سخت و احیاناً واگیر، فضای گرفته بیمارستان؛ همه اینها چیزهایی است که این حرفه را با همه شرافت و قداستش، در شمار یکی از سختترین مشاغل قرار میدهد. فرق است بین کسی که فقط با جسم خود خدمت میکند، و آن کسی که علاوه بر اینکه جسم و بازوان و نیروی بدنی خود را در خدمت کار قرار میدهد، ناگزیر است با روح و اخلاق و عواطف خود هم کار کند؛ به روی بیمار لبخند بزند، او را دلگرم کند، تندی و تلخی را از او تحمّل کند و فضای دشوار بیماری را برای او آسان نماید. این حقیقتاً یکی از سختترین کارهاست.
کسانی که در زمینههای مختلف، برنامهریز و تصمیمگیرند، باید به این شغل با این چشم نگاه کنند و برطبق این خصوصیت، درباره آن تصمیم بگیرند. مردم هم که به خدمتگزاران جامعه در همه ردهها، به چشم احترام نگاه میکنند، باید با این چشم به این شغل و شاغلان زحمتکش آن نگاه کنند. احترام پرستار لازم است. پرستار باید این را احساس کند که برای شغل و مسؤولیت و تلاش او، مردم و جامعه و مسؤولان اهمیت قائلند. این، سختیها را برای او آسان میکند.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۰/۰۵/۰۳
* باید منشور اخلاقی پرستارها فراهم شود
پرستار کار سختی را بر عهده دارد، اجر بزرگی را هم دارد؛ اما وظیفهی سنگینی هم دارد. این تعادل میان وظیفه و پاداش، میان حق و تکلیف، یکی از ارکان بزرگ مفاهیم اسلامی و مبانی اسلامی است. این بازآموزیای که وزیر محترم بیان کردند - که بسیار باارزش است - جا دارد که در زمینهی نه فقط مسائل علمی، بلکه در زمینهی اخلاق پرستاری هم وجود داشته باشد. حقیقتاً باید منشور اخلاقی پرستارها فراهم شود، میثاق پرستاری و معاهدهی پرستاری باید تعلیم داده شود و تدریس شود؛ پرستار عظمت کار خود را - که طبعاً این عظمت کار، ملازم با اهمیت شخصیت خود اوست - بداند؛ کار را آنچنان که شایسته است، انجام دهد.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور ۱۳۸۹/۰۲/۰۱
* کار پرستاری اگر برای رضای خدا انجام شود نورانیت پیدا میکند
بدانید خدای متعال پاداش زحمات سخت را چنان که حق و شایسته آن است، ادا میکند. کار را برای خدا و به حساب او بگذارید. بله، مردم و مسؤولان باید به وظیفه خودشان عمل کنند؛ اما پرستار، طرف خود را خدا بداند. اگر این احساس در پرستار بیدار شود که کار او برای خداست، به بنده خدا و به انسانِ نیازمند کمک میکند تا رضای الهی را جلب کند. بنابراین کار او نورانیّت پیدا میکند و از سطح یک کار بشری فراتر میرود؛ آنگاه اجر کار او «لاتعدّ و لاتحصی» است. هر لحظه دشوار شما در کنار تخت بیمار و در مواجهه با سختیهای این کار دشوار - که این لحظهها را هیچ کس نمیتواند درک کند؛ فقط خود شما درک میکنید و کسی که کار شما را انجام میدهد - از چشم تیزبین مأموران الهی بیرون نیست. آن دقیقه بیشتری که کار میکنید، آن چهره مهربان و پُرعطوفت و لبخندی که نشان میدهید و به حسب ظاهر هیچ کس از آن قدرشناسی نمیکند - نه مسؤولِ شما آن را میبیند، نه مأموران عالیرتبه دولتی از آن حرکت کوچک مهربانانه شما مطلع میشوند، و نه خود آن مریض مجال تشکّر پیدا میکند - در دفتر انصاف و عدل الهی ثبت میشود.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۰/۰۵/۰۳
خط حزبالله ۶۸ | خدمت فلسفه وجود ما
رهبر انقلاب:«اکنون پس از شبها و روزهای تلخ نگرانی و کاوش، نوبت آن است که یاد فداکاری باشکوه و مظلومانهی آتشنشانان مؤمن و شجاع ملت ایران ثبت و بزرگ داشته شود و مردانی را که حقاً باید قهرمانان کمادّعا و بااخلاص نامیده شوند همگان بشناسند و درس آنان را در خاطر نگه دارند.»۹۵/۱۱/۱۰ این جملات، طلیعه پیام رهبر انقلاب، ده روز پس از حادثه آتشسوزی ساختمان پلاسکوی تهران، برای آتشنشانان فداکار این حادثه است. پیامی که در آن تعبیر «شهدای خدمت» برای آتشنشانان از سوی ایشان استفاده شد: «اینها شهیدان راه خدمت دشوار و انجام وظیفهی پرخطرند و هرگز فراموش نخواهند شد انشاءا... .» ۹۵/۱۱/۱۰
شصت و هشتمین شمارهی هفتهنامهی خبری-تبیینی خط حزبالله با سخن هفتهای در خصوص خدمت به مردم؛ با عنوان «خدمت فلسفه وجود ما» منتشر شد.
گزارش هفتهی این شماره با عنوان «گام دوم برای تحقق یک آرمان» به بررسی جایگاه انقلاب اسلامی در دهه چهارم انقلاب اختصاص یافتهاست.
عکس ویژهی این هفتهی نشریه، تصویری از حضور حضرت آیتا... خامنهای در تظاهرات علیه رژیم پهلوی در مشهد، سال ۱۳۵۷ است.
شصت و هشتمین شمارهی هفتهنامهی خط حزبالله به روح پرفتوح شهید علی امینی و همه ۱۶ آتشنشان مدفون در قطعه ۵۰ بهشت زهرا تقدیم شده است.
نسخهی PDF نشریه در سه نسخهی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزبالله میتوانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئتهای مذهبی و پایگاههای بسیج توزیع کنند.
برای دسترسی به آرشیو نشریه هم میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
نسخه تابلو اعلانات | دریافت "خط حزبالله" نسخهی مطالعه (A۴) | دریافت نسخهی چاپ (A۳)

حضور رهبر انقلاب در مرقد مطهر امام راحل و گلزار شهدای بهشت زهرا
حضرت آیتالله خامنهای، صبح امروز (چهارشنبه) و به مناسبت ایامالله دههی مبارک فجر، با حضور در حرم مطهر امام خمینی (رحمهالله) و گلزار شهدای بهشت زهرا، یاد بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و شهدای گرانقدر را گرامی داشتند. رهبر انقلاب اسلامی همچنین بر مزار رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام با قرائت قرآن، غفران و رحمت و عفو الهی را برای آن مرحوم مسئلت کردند. ایشان همچنین بر مزار شهدای آتشنشان حادثهی پلاسکو، شهدای مدافع حرم و شهدای منا نیز حضور یافتند.










عبد صالح | انقلاب قرآن
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در پنجمین قسمت از مجموعه چندرسانهای عبدصالح، خاطرهای از اولین روزهای بازگشت حضرت امام خمینی رحمهالله در سال ۱۳۵۷ به کشور و ماجرایی دربارهی انس ایشان با کلامالله مجید را منتشر کرد. عنوان این قسمت «انقلاب قرآن» است و بخشی از فایل صوتی خاطرهی رهبر انقلاب برای اولین بار پس از سی و سه سال در این برنامه منتشر میشود.

متن خاطرهی رهبر انقلاب اسلامی:
بیانات در جلسه درس تفسیر قرآن کریم ۱۳۶۰/۱۱/۰۹
امام که آمده بودند ایران - سال ۵۷ - خب ما اوّل یک نظر امام را دیدیم، روزی که ایشان وارد شدند آنجا زیارت کردیم امام را بعد هم شب که آمدند مدرسهی رفاه یک نظر دیدیم، نزدیک هم نرفتم که مبادا مزاحمشان بشویم که همهی دورشان را گرفته بودند، میبوسیدند، من گفتم، من یک نفر حداقل اذیت نکنم امام را، نرفتم،[گفتم] بعد میرویم خدمت امام. فردا شبش بود ظاهراً، یا یکی دو شب بود که آن مدرسهی علوی بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقیهی برادرانی که عضو شورای انقلاب بودیم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود دیدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن میخوانند. حالا کِی است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهایی که شماها لابد یادتان هست در خیابان ایران و آن محوطهی اطراف چه خبر بود از جمعیت و ولولهی جمعیت. امام مراجعات به او شده، آمدهاند، رفتهاند. حالا غیر از اینکه مردم آمدهاند مراجعه کردند، افراد خصوصی، سیاستمداران، روحانیون، - نمیدانم - دوستان قدیمی، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، یکی پیشنهاد کرده، یکی پرسیده، یکی چیزی گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ایشان در این همه غوغا که حالا بعدش هم باز یک عدّهای بخواهند ملاقات کنند، یک عدّهای کار دارند، تا آخر شب باز امام کار داشت، در همهی این غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ایشان نشسته بودند در یک اتاق تنها انگار که در این دنیا هیچ خبری نیست قرآن را باز کرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. یعنی امام یک روز هم قرآن خواندن یادشان نمیرفت؛ مرتب قرآن میخواند. ببینید این دل با قرآن آشناست که اینجوری است.
۱۳۷۶/۱۱/۱۴
یکی از خاطرات خیلی جالب من، آن شب اوّلی است که امام وارد تهران شدند؛ یعنی روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیدهاید که امام، وقتی آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانی کردند، بعد با هلیکوپتر بلند شدند و رفتند.
تا چند ساعت کسی خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلیکوپتر، امام را در جایی که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر میخواسشت جایی بنشیند که جمعیت باشد، مردم میریختند و اصلاً اجازه نمیدادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. میخواستند دور امام را بگیرند.
من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آنجا در یک قسمت، کارهایی را که من عهدهدار بودم، انجام میگرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر میکردیم. در همان روزهای انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّهای آنجا بودیم که کارهای مربوط به خودمان را انجام میدادیم.
آخر شب - حدود ساعت نهونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختی را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقی که کار میکردم، نشسته بودم و مشغول کاری بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایی از داخل حیاط میآید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صدای گفتگویی میآید؛ مثل اینکه کسی آمد، کسی رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان میآیند! برای من خیلی جالب و هیجانانگیز بود که بعد از سالها ایشان را میبینم - پانزده سال بود، از وقتی که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهای متعدّد - شاید حدود بیست، سی نفر آدم، آنجا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خستهاند.
برای ایشان در طبقه بالا اتاقی معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشتهاند و ایام دوازده بهمن، گرامی میدارند - به نحوی طرف پلهها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پای پلهها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه میکردیم. روی پلهها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمیآید که این بیست، سی نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روی پلهها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. بههرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.
البته فردای آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علویِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوی شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آنجا بود. این خاطره به یادم مانده است.
سخننگاشت | شهیدان راه خدمت
حضرت آیتالله خامنهای:«خانوادههای داغدار و همهی ملت ایران به این عزم و شهامت برخاسته از ایمان ببالند و صاحبنظران، این پدیده را در تحلیلها و محاسبات خود دربارهی ایران و ایرانی مؤمن به حساب آورند. این حادثه از سوئی غمانگیز و از سوئی افتخارآمیز است. اینها شهیدان راه خدمت دشوار و انجام وظیفهی پر خطرند و هرگز فراموش نخواهند شد انشاء الله.» ۹۵/۱۱/۱۰
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR بر اساس پیام رهبر انقلاب به مناسبت بزرگداشت فداکاری با شکوه و مظلومانه آتشنشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو، مجموعه سخننگاشت«شهیدان راه خدمت» را منتشر میکند.




