شکلگیری دوره سوم اسلام با صلح امام حسن (علیهالسلام)
«بعد از صلح امام حسن مجتبی (علیهالصلاةوالسلام)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلودهیی که به نام خلافت -و در معنا سلطنت- به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی (علیهالسلام) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها اگر نه به شکل حکومت -زیرا ممکن نبود- لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دورهی سوم اسلام است.» ۱۳۶۹/۱/۲۲ پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR بهمناسبت ۲۶ ربیعالاول، سالروز صلح امام حسن (علیهالسلام) با معاویه، برخی از دلایل پذیرش صلح از سوی امام حسن (علیهالسلام) را بر اساس بیانات حضرت آیتالله خامنهای منتشر میکند.
* پذیرش صلح بهخاطر حفظ اسلام
در صدر اسلام بزرگترین و مهمترین ضربهای که بر اسلام وارد شد، این بود که حکومت اسلامی از امامت به سلطنت تبدیل شد. حکومت امام حسن و حکومت علی بن ابی طالب علیهمالسّلام به سلطنت شام تبدیل شد! البته امام حسن مجتبی علیه آلاف التّحیة والثناء آن روز به خاطر یک مصلحت بزرگتر - که حفظ اصل اسلام بود - مجبور شد این تحمیل را به جان بپذیرد. حکومت را از امام حسن گرفتند. وقتی حکومت از مرکز دینىِ خودش خارج شد و در اختیار دنیاطلبان و دنیاداران گذاشته شد، بدیهی است که بعد هم حادثه کربلا پیش میآید. آن وقت حادثه کربلا حادثهای نیست که بشود جلوش را گرفت؛ اجتناب ناپذیر میشود. بیست سال بعد از آن که حکومت اسلامی از دست محور اصلی آن -که امامت است- گرفته شد، امام حسینِ فرزند پیامبر در کربلا با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیده شد. اساس حمله و نقشه دشمن این است که حکومت را از محور اصلی -محور امامت، محور دین- خارج کند. بعد خاطرش جمع است که همه کار خواهد کرد! ۱۳۷۹/۰۲/۰۱
* نبود تحلیل سیاسی در مردم، باعث شکست امام شد
بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکررا گفتهام که، چیزی که امام حسن مجتبی علیهالسلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنهی خوارج را بهوجود آورد و امیرالمومنین علیهالسلام را آنطور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود والا همهی مردم که بیدین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن میانداخت؛ فورا این شایعه همه جا پخش میشد و همه آن را قبول میکردند! ۱۳۷۲/۰۸/۱۲
* کشته شدن امام در آن زمان، شهادت محسوب نمیشد
صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیری از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم «شیخ راضی آل یاسین» (رضواناللهتعالیعلیه)، در این کتاب «صلح الحسن» -که من آن را ترجمه کردم و چاپ شده است- ثابت میکند که اصلا جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آنجا نبود و اگر امام حسن (علیهالسلام)، در آن روز کشته میشدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحتآمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد. ۱۳۶۹/۰۱/۲۲
* شکلگیری دوره سوم اسلام با صلح امام حسن (علیهالسلام)
بعد از صلح امام حسن مجتبی (علیهالصلاةوالسلام)، کار به شکلی هوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی، وارد کانال آلودهیی که به نام خلافت -و در معنا سلطنت- به وجود آمده بود، نشود. این، هنر امام حسن مجتبی (علیهالسلام) بود. امام حسن مجتبی کاری کرد که جریان اصیل اسلام -که از مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمؤمنین و زمان خود او رسیده بود- در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها اگر نه به شکل حکومت -زیرا ممکن نبود- لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند. این، دورهی سوم اسلام است.
اسلام، دوباره نهضت شد. اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلمستیز، اسلام سازشناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرا از اینکه بازیچهی دست هواها و هوسها بشود، باقی ماند؛ اما در شکل نهضت باقی ماند. یعنی در زمان امام حسن (علیهالصلاةوالسلام)، تفکر انقلابی اسلامی -که دورهیی را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود- دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکلتر از دورهی خود پیامبر بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ درحالیکه از مذهب نبودند. مشکل کار ائمهی هدی (علیهمالسلام)، اینجا بود. ۱۳۶۹/۰۱/۲۲
* اگر صلح انجام نمیشد، نوبت به جریان عاشورا نمیرسید
اگر امام مجتبی این صلح را انجام نمیداد، آن اسلام ارزشی نهضتی باقی نمیماند و از بین میرفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا میکرد.
وضعیت، وضعیتی نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبی (علیهالسلام) غلبه پیدا کند. همهی عوامل، در جهت عکس غلبهی امام مجتبی (علیهالسلام) بود. معاویه غلبه پیدا میکرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهرهی او در اسلام، چهرهیی نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن(ع) صلح نمیکرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین میبردند و کسی را باقی نمیگذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین میرفت و ذکر اسلام برمیافتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمیرسید.
اگر بنا بود امام مجتبی (علیهالسلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته میشد، اصحاب برجسته هم باید کشته میشدند، «حجربنعدی»ها هم باید کشته میشدند، همه باید از بین میرفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشی خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمیماند. این، حق عظیمی است که امام مجتبی (علیهالصلاةوالسلام) بر بقای اسلام دارد. ۱۳۶۹/۰۱/۲۲
* تفاوتهای صلح امام حسن (علیهالسلام) با قیام امام حسین (علیهالسلام):
۱) امام حسین (علیهالسلام) یک معترض نسبت به حاکم جائر بود ولی امام حسن (علیهالسلام) در برابر یک رعیت خودش قرار داشت
یک حرف این است طبق بیان شهید مطهرى، که امام حسین که به شهادت رسید یک معترض، یک آمرِ به معروف و ناهىِ از منکرى بود که در مقابل یک حاکم جائرى قیام کرد؛ چون او داشت ظلم مىکرد، داشت فسق مىکرد، از وجود او شَر، مىتراوید و امام حسین بهعنوان یک معترض، یک مؤمن تکلیف شرعى خودش را احساس کرد که باید به او اعتراض کند، این اعتراض واجب بود و نقطهى اوج زیبائى و شکوه این کار هم این بود که این اعتراض را ادامه بدهد تا مظلومانه کشته بشود. شهید فىسبیلاللَّه با کشته شدن خودش حقانیت حرف خودش را ثابت کرد همچنانى که کرد. امام حسن اصلاً اینجور وضعى نداشت، امام حسن علیهالصلوةوالسّلام، خلیفهاى بود که یک نفرى در مقابل او از رعیت خود او، علیه او عَلَم طغیان برافراشته بود. اگر امام حسن دراین رویاروئى با رعیت خودش که علیه او طغیان کرده مقاومت مىکرد تا جان خودش را از دست مىداد، هرگز آن معترض شجاعى نبود که در مقابل منکر ایستاده و کشته شده. بلکه حاکمى بود که بوسیلهى عوامل خودش به قتل رسیده بود. اصلاً ببینید ماهیت قضیه به کلى متفاوت است. ۱۳۶۸/۰۲/۱۱
۲) امام حسن (علیهالسلام) بالاخره باید صلح میکرد حتی پس از ۱۰ سال جنگیدن با معاویه!
مطلب دوم این است که امام حسن مجتبى وقتى که نگاه کرد به وضع لشکر خودش و وضع کوفه و شرائط اجتماعى و سیاسى، فهمید که اگر حالا جنگ را تمام کرد، تمام کرد به همان ترتیبى که حکومت را تسلیم کند به معاویه. اگر حالا جنگ را تمام نکند یک سال دیگر، دو سال دیگر، پنج سال دیگر، ده سال دیگر هم این جنگ ادامه پیدا بکند نتیجه باز همین است؛ یعنى با شیوههایى که امام حسن داشت، شیوههاى الهى و علوى و شیوههایى که معاویه داشت شیوهى خریدن دلها و وجدانهای مردم با پول، با این شیوه و با ضعف ایمانى که در مردم بود و با خستگى که مردم کوفه داشتند، اگر ده سال دیگر هم امام حسن مىجنگید آخرش همین بود؛ یعنى باز مجبور بود تسلیم بشود به معاویه منتهى ده سال دیرتر. خب در این ده سال بر سر امت اسلامى چه مىآمد؟ هزاران نفر کشته مىشدند هزاران نفر از بین مىرفتند، نارضائىها علیه امام حسن بیشتر مىشد. خب این وجهى نداشت که امام حسن مجتبى در حالى که یقین دارد، مىداند، مىبیند که شرائط به هیچ وجه نویدى نمىدهند نسبت به آینده، پافشارى کند اصرار کند عدهى بیشترى کشته بشوند. ۱۳۶۸/۰۲/۱۱
۳) امام حسین (علیهالسلام) با یزید بیعت نکرد ولی در زمان امام حسن (علیهالسلام) مسأله بیعت مطرح نبود
یک تفاوت دیگر این است که امام حسین علیهالسّلام از طرف یزید زیر فشار قرار گرفت براى بیعت، به فرماندار مدینه نوشت که باید بر حسینبنعلى سخت بگیرى تا بیعت کند. بیعت یعنى چه؟ بیعت یعنى امضاى خلافت آن شقىِّ خبیثى که رأس کار است. امام حسین گفت:«لا واللَّه لااعطیکم بیدى اعطاء الذلیل» من دست خودم را ذلیلانه در دست شما نمىگذارم؛ یعنى بیعت نمىکنم. «مثلى لایبایع یزید» مثل من با یزید بیعت نمىکند. خب چون فشار بود براى بیعت، که تا آن ساعت آخر هم ابنسعد و اینها که آمدند مىگفتند یا بیعت یا قتال. تا آخر هم منصرف نبودند. اما امام حسن چى؟ امام حسن به هیچ وجه برایش مسألهى بیعت با معاویه مطرح نبود، در قرارداد آتشبس یا صلحى که بین امام حسن و معاویه نوشته شد، یکى از شرائط این بود که امام حسن به معاویه، امیرالمؤمنین نگوید، با او بیعت نکند، معاویه حق تعیین جانشین نداشته باشد، در بعضى از روایات معاویه بعد از خودش امام حسن را به خلافت بگذارد، بعد امام حسین را بگذارد، این چقدر متفاوت است با او. خب بله اگر امام حسن هم زیر فشار قرار مىگرفت، که باید بیعت کنى وضع فرق مىکرد، این هم فرق سوم. ۱۳۶۸/۰۲/۱۱
۴) امام حسین (علیهالسلام) با حاکم ظالم و ضدّ اسلام مقابله کرد ولی در زمان امام حسن (علیهالسلام)، ادعای معاویه عمل براساس اسلام بود
تفاوت چهارم این است که در زمان امام حسین این روایت پیغمبر که فرمود «من راى سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله ناکثاً لعهدالله یعمل فى عبادالله بالجور و الطغیان و لم یغیر علیه بفعل و لاقول کان حقاً على الله ان یدخله مدخله» یعنى کسى که ببیند یک حاکمى دارد ظلم مىکند، جور مىکند، به حقوق مردم تجاوز مىکند، حرام خدا را حلال مىکند، احکام الهى را دگرگون مىکند و چه و چه، بر این واجب است که با این حاکم مقابله کند، این در زمان امام حسین بطور کامل وجود داشت. یزیدی بر سرکار بود که مصداق کامل همهى اینها بود مجسمهى فساد و شرارت و فسق و ظلم و ناحق را حق کردن و مقابله و مبارزهى با اسلام. خب دیگر منتظر چى باشد امام حسین، باید با او مقابله مىکرد، باید علیه او تغیُّر مىکرد و کرد، در زمان امام حسن اینجورى نبود.
امام حسن البته مىدانست یا به علم امامت یا به حدس صائب هوشمندانهى یک انسان بزرگ، که معاویه یک روزى این کارها را خواهد کرد. اما در آن زمان قضیه این نبود، قضیه این بود که معاویه ادعا مىکرد که دارد خونخواهى عثمان را مىکند و ادعا مىکرد که مىخواهد بر طبق احکام الهى عمل بکند و امام حسن هم در همان صلحنامه نوشته که باید تو براساس حکم خدا و سنت پیغمبر عمل بکنى او هم قبول کرده که بر طبق همانها عمل خواهد کرد. ظاهر قضیه این است، این خیلى تفاوت دارد با آنچه که در زمان امام حسین بود. بنابراین حدیث پیغمبر در اینجا مصداق پیدا نمىکند این هم فرق چهارم. ۱۳۶۸/۰۲/۱۱
۵) مردم و تاریخ، امام حسین (علیهالسلام) را تمجید کردند ولی اگر امام حسن (علیهالسلام) کشته میشد، سؤالات زیادی باقی میماند
فرق پنجم زمینههاى متفاوت قضاوت، براى مردم آن زمان و مردم تاریخ. این یک واقعیت است ایشان مىگویند که امام حسین که قیام کرد و به شهادت رسید در زمان خودش هم همه او را تمجید کردند. بعد از خودش هم در طول هزاروسیصدواندى سال همه امام حسین را تمجید کردند چه کسانى که او را به امامت قبول داشتند و حتى کسانى که اورا به امامت قبول نداشتند، چون زمینه، زمینهاى بود که هیچ بحثى نبود که باید همینجور عمل بکند. اما امام حسن اگر مىجنگید تا کشته مىشد سؤالهاى زیادى باقى مىماند. یک عدهاى مىگفتند که خب آقا -که حالا ایشان مفصل شرح مىدهند در این کتاب- شما مگر نمىخواستید که دین در جامعه حاکمیت داشته باشد، خب معاویه که گفت من دین را حاکمیت خواهم داد، داد. معاویه که ادعا مىکرد که من حاضرم به کتاب خدا عمل کنم. چرا شما قبول نکردید؟ اگر کسى مىگفت که خب معاویه بعد از شهادت امام حسن خودش را لو مىداد با رفتار خلافش، همان معترضین باز مىگفتند بله خب وقتى امام حسن نباشد او حضرت را از میدان خارج کند، خب بله همین کارها را هم مىکند، افسارگسیخته مىشد. شما مىخواستید خودتان را زنده نگهدارید مىماندید و نمىگذاشتید و جاى سؤال باقى بود. ۱۳۶۸/۰۲/۱۱
نقشه سیاه - قسمت اول
گزیده ای از سخنان امام خامنه ای پیرامون حوادث انتخابات ۸۸ و فتنه دشمنان انقلاب اسلامی
اطلاعنگاشت | قاچاق، بلای تولید داخلی
قاچاق از عواملی است که به تولید داخلی ضربه اساسی وارد میکند و در پی آن مسأله اشتغال در کشور دچار آسیب جدی میشود، لذا مبارزه با قاچاق کالا از مطالبات مهم رهبر انقلاب است. به همین مناسبت پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR براساس نظرات حضرت آیتالله خامنهای اطلاع نگاشت «قاچاق بلای تولید داخلی» را منتشر میکند.
خط حزبالله ۶۲ | تکیهگاه دشمن شدند
رهبر انقلاب:«اگر خدای متعال به این ملت کمک نمیکرد، گروههای مردم به جان هم میافتادند، میدانید چه اتفاقی میافتاد؟... کشور را لب یک چنین پرتگاهی بردند.۹۲/۵/۶»
شصت و دومین شمارهی هفتهنامهی خبری-تبیینی خط حزبالله با سخن هفتهای در خصوص چگونگی پدید آمدن فتنه۸۸، با عنوان «تکیهگاه دشمن شدند» منتشر شد.
هفتهنامهی خط حزبالله در گزارش هفتهی خود با عنوان «بیشرمی از نوع انگلیسی» به بررسی گستاخی نخست وزیر انگلیس در سفر اخیر وی به منطقه، پرداخته است.
عکس ویژهی این هفتهی نشریه، تصویری از دیدار روحانیون مسیحی با رهبر انقلاب به مناسبت میلاد حضرت مسیح است.
شصتودومین شمارهی هفتهنامهی خط حزبالله به روح پرفتوح شهید مدافع حرم سید حمید تقویفر، تقدیم شده است.
نسخهی PDF نشریه در سه نسخهی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزبالله میتوانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئتهای مذهبی و پایگاههای بسیج توزیع کنند.
برای دسترسی به آرشیو نشریه هم میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
نسخه تابلو اعلانات | دریافت "خط حزبالله" نسخهی مطالعه (A۴) | دریافت نسخهی چاپ (A۳)
نماهنگ | سیاست انگلیسی
رهبر انقلاب اسلامی، روز شنبه (۱۳۹۵/۹/۲۷) در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی با اشاره به اظهارات اخیر یکی از مقامات دولتی انگلستان مبنی بر تهدید بودن ایران برای منطقه، فرمودند: «از قدیم، به سیاست انگلیسیها گفته میشد سیاستِ تفرقه بینداز و آقایی کن؛ فَرِّق تَسُد، آقایی کن به برکت تفرقه انداختن؛ آنوقتی که انگلیس قدرتی داشت، این سیاست آنها بود؛ امروز هم این سیاست را قدرتمندان امروز مادّی دنیا دارند؛ چه آمریکا، چه اخیراً باز انگلیس. انگلیسها در منطقهی ما همیشه منبع شر بودند، همیشه منبع نکبت برای ملّتها بودند؛ ضربههایی که اینها به حیات ملّتها در این منطقه زدند، شاید در کمتر نقطهای در دنیا از سوی یک قدرتی نظیر داشته باشد. در شبه قارّهی هند -که امروز هند و بنگلادش و پاکستان است- آنجور ضربه زدند، آنجور مردم را فشار دادند؛ در افغانستان یکجور، در ایران یکجور، در منطقهی عراق یکجور؛ بالاخره در فلسطین هم که آن حرکت مشئوم و خباثتآلود را انجام دادند و مسلمانها را و در واقع یک ملّت را آواره کردند و از خانهی خودش دور کردند؛ یک کشور تاریخی ثبتشدهی از چند هزار سال پیش -به نام فلسطین- با سیاست انگلیسیها از بین رفت. در این منطقه از دو قرن پیش به این طرف -دو قرن و اندکی، از حدود ۱۸۰۰ [میلادی] به این طرف- هرچه از انگلیسها سر زده است، شرّ و فساد و تهدید بوده؛ آنوقت این مسئول انگلیسی میآید اینجا و میگوید ایران تهدید منطقه است؛ ایران تهدید منطقه است؟ این خیلی بیشرمی میخواهد که کسانی که خودشان در طول زمان، تهدید و خطر و نکبت برای منطقه بودهاند، بیایند کشور مظلوم و عزیز ما را متّهم کنند؛ اینها اینجوری هستند.»
به همین مناسبت پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR نماهنگ «سیاست انگلیسی» را دربارهی سیاست قدرتهای استکباری برای تسلط بر کشورهای مستقل، منتشر میکند.
دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى با رهبر انقلاب

حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار مسئولان نظام، میهمانان سیامین کنفرانس وحدت اسلامی، سفرای کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم تأکید کردند: امروز دو اراده در منطقه در تعارض با یکدیگر قرار گرفته است: «ارادهی وحدت» و «ارادهی تفرقه»؛ و در این اوضاع حساس، «تکیه بر قرآن و تعالیم الهی پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)» بهعنوان داروی وحدتبخش، راهحل محنتهای دنیای اسلام است.
رهبر انقلاب اسلامی با تبریک میلاد مسعود حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و ولادت باسعادت امام جعفر صادق (علیهالسلام) افزودند: اهمیت وجود مقدس پیامبر اسلام به حدی است که پروردگار کریم در قرآن مجید بهخاطر دادن این نعمت بیبدیل، بر بشریت منّت میگذارد.
حضرت آیتالله خامنهای با استناد به تعبیر قرآنی «رحمةً لِلعالمین»، تعالیم پیامبر اعظم را راهی برای نجات همهی بشریت خواندند و افزودند: دشمنان بشریت و صاحبان زر و زور با این تعالیم سعادتبخش مخالفند و به همین علت، خداوند به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دستور میدهد ضمن خودداری از پیروی و سازش با کفار و منافقین، با آنان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر.
ایشان افزودند: جهاد با دشمنان اسلام و بشریت، البته به تناسب شرایط مختلف، گاه نظامی، گاه سیاسی و در شرایطی فرهنگی یا حتی علمی است و ملتهای مسلمان بهخصوص مبلغان دینی و جوانان باید با مطالعه و شناخت تعالیم الهی به پیامبر خاتم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، این مجموعهی حیاتبخش را مورد استفاده قرار دهند.
رهبر انقلاب با یادآوری تلاش روزافزون استکبار و استعمار برای تفرقه و تضعیف مسلمانان افزودند: دنیای اسلام، امروز دچار گرفتاریها و رنجهای فراوانی است که «اتحاد، همافزایی، تعاون و عبور از اختلافات مذهبی و فکری در زیر سایهی مشترکات فراوان اسلامی»، راهحل این مشکلات و مصائب است.
حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: در صورت وحدت ملتها و دولتهای اسلامی، آمریکاییها و صهیونیستها، توان تحمیل خواستههای خود بر مسلمانان را از دست میدهند و توطئهی به فراموشی سپرده شدن فلسطین ناکام خواهد ماند.
ایشان، حمله و کشتار مسلمانان از میانمار در شرق آسیا تا نیجریه در غرب آفریقا و رویارویی مسلمانان در منطقهی بسیار مهم غرب آسیا را از نتایج توطئههای تفرقهانگیز مستکبران خواندند و افزودند: در این اوضاع و احوال، شیعهی انگلیسی و سنّی آمریکایی مثل دو لبهی یک قیچی به آتشافروزی و اختلافافکنی مشغولند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به رویارویی ارادهی شیطانی «تفرقه» با ارادهی عزتبخش «وحدت» گفتند: سیاست قدیمی انگلیسیها مبنی بر تفرقه بینداز و آقایی کن، در دستور کار جدی دشمنان اسلام قرار دارد.
حضرت آیتالله خامنهای، سیاستها و اقدامات انگلیسیها در دو قرن اخیر را بهعنوان منبع شر و نکبت برای ملتهای منطقه، مورد اشاره قرار دادند و یادآوری کردند: در روزهای اخیر، انگلیسیها در نهایت بیشرمی، ایرانِ مظلوم و عزیز را تهدید منطقه نامیدهاند اما همه میدانند که برخلاف این اتهامات، این انگلیسیها هستند که همیشه منشأ و منبع تهدید و فساد و خطر و نکبت بودهاند.
رهبر انقلاب اسلامی، افزایش فعالیتهای ضد اسلامی مستکبران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را نشانهی ترس آنها از استقرار و استمرار یک نظام اسلامی قدرتمند، پیشرو و الگو دانستند و افزودند: دشمنان حتی اگر ادعای نرمش داشته و ظاهری آراسته هم داشته باشند، در باطن به تمام معنا وحشی و خشن هستند و ملتها باید برای مواجهه با این دشمنان بیاخلاق، بیدین و بیانصاف آماده باشند.
حضرت آیتالله خامنهای، «اتحاد» را مهمترین آمادگی مورد نیاز دنیای اسلام برشمردند و افزودند: همهی فرَق اسلامی چه شیعه و چه سنّی، از ایجاد اختلاف حذر کنند و وجود نازنین پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، قرآن مجید و کعبهی شریف را محور وحدت و همبستگی قرار دهند.
رهبر انقلاب اسلامی، هوشیاری ملتها و دولتها در مقابل شیطنتهای سلطهگران را خواستار شدند و افزودند: چرا کشورهایی با ظواهر اسلامی حرف دشمنان را دربارهی تهدیدات و دشمنیهای درونی جهان اسلامی قبول و بهصراحت از سیاستهای آنها تبعیت میکنند؟
ایشان در پایان سخنانشان خطاب به ملت عزیز و امتحاندادهی ایران گفتند: «تداوم راه پرافتخار امام و انقلاب»، «ایستادگی در مقابل دشمنان» و «دفاع بدون ملاحظه از حق و حقیقت»، بیتردید عزت و سعادت دنیا و آخرت را به ارمغان خواهد آورد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای روحانی رئیسجمهور سالروز ولادت شریف و نورانی پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را روز دعوت به حق و همهی فضائل اخلاقی دانست و افزود: سیرهی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، وسطگزینی بین حق و باطل نبود، بلکه ایشان در عرصهی حق، یعنی بهترین مسیر را انتخاب میکرد و معنای اعتدال نیز همین است.
رئیسجمهور با تأکید بر لزوم افزایش پیشرفت مادی و معنوی در کنار یکدیگر گفت: امروز اقبال جوانان کشور به معنویت و حضور پرشور آنان در عرصههای معنوی بیش از گذشته شده و در عرصهی پیشرفت مادی نیز بر اساس گزارش بانک مرکزی، رشد اقتصادی کشور در شش ماههی اول سال به ۷.۴ درصد رسیده است.
آقای روحانی همچنین درخصوص اوضاع منطقه با اشاره به برخی گروهها و جریانها که بهنام پیامبر رحمت، چهرهی دین را به ترور و خشونت آلوده کردهاند، گفت: جمهوری اسلامی ایران همواره در کنار ملتهای مظلوم منطقه در مقابل تروریسم ایستاده و خواهد ایستاد.
رئیسجمهور با انتقاد از برخی دولتهای اسلامی که از موفقیتهای مردم و ارتش در عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم اظهار نگرانی و ناراحتی میکنند، افزود: متأسفانه برخی دولتهای اسلامی بهجای آنکه نگران مردم مظلوم سوریه و زنان و کودکان و مجروحان و آوارگان در حلب باشند، نگران سرنوشت تروریستها و بهدنبال سالم خارج شدن آنها از حلب هستند.
آقای روحانی، سیره و راه پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) را مبارزه با ظلم و تجاوز خواند و گفت: واگرایی کشورهای اسلامی، آنها را از عظمت و پیشرفت بازمیدارد و تنها راه نجات دنیای اسلام، همگرایی و اتحاد است.
در پایان این دیدار، جمعی از میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار و گفتوگو کردند.
تربیت الهی پیامبر اعظم(ص)
«خدای متعال شخصیت روحی و اخلاقی آن بزرگوار را در ظرفی تربیت کرد و به وجود آورد که بتواند آن بار عظیم امانت را بر دوش حمل کند.» رهبر انقلاب ۷۹/۲/۲۳
در آستانه ولادت پیامبر اعظم(ص) پایگاه اطلاعرسانی KAHMENEI.IR پوستر «تربیت الهی» را که به بیانات رهبر انقلاب درباره شخصیت روحی و اخلاقی حضرت محمد مصطفی(ص) میپردازد، تهیه و منتشر میکند.