شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس
شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس

مصاحبه با رهبری انقلاب پیرامون شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در سال ۶۲

مصاحبه با رهبری انقلاب پیرامون شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در سال ۶۲

لطف کنید بفرمائید شما از چه زمان و در کجا با آیت‌الله شهید آشنا شدید؟
* بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
آشنایی من با مرحوم آقای حاج آقا مصطفی آقای خمینی رحمةالله‌علیه از خیلی دیروقت هست. از اوقاتی که من هنوز قم برای تحصیل هم نرفته بودم، ایشان را می‌شناختم و با ایشان آشنا بودم. طلبه‌ی فاضلی بود و هر سال، هر سال البته شاید نه، خیلی از سالها برای زیارت، در تابستان مشهد می‌آمدند. من در مشهد ایشان را می‌دیدم و می‌شناختم ایشان را که چه شخص فاضل و مطّلع و طلبه‌ی هوشمندی است. تا بعد آمدم قم، در قم با ایشان از نزدیک آشنا شدیم و این آشنائی، حالا دقیقاً یادم نیست بالخصوص از کِی و کجا بود، اما می‌دانم که در اولین ماهها یا اولین سال ورود من به قم، این آشنائی خیلی صمیمانه و گسترده شد. بارها ایشان به اتاق من در مدرسه‌ی حجتیه می‌آمدند و یکی دو نفر از دوستان ایشان هم غالباً در این دیدارها بودند و من همیشه از فضل و معنویت و اخلاق این بزرگوار محظوظ می‌شدم و از ایشان استفاده می‌بردم.

* ایشان از نظر سجایای اخلاقی چگونه بودند؟
* اخلاقیات ایشان یک اخلاقیات جالب و مخصوصی بود. اولاً یک فرد خیلی پارسا و بی‌اعتنا به این ظواهر دنیوی و زخارف و اینها بود. معمولاً کسانی که مثل ایشان مثلاً در حوزه از یک معروفیتی برخوردار بودند، پدرشان شخصی بود، به قول معروفِ بین طلبه‌ها آقازاده بودند، در وضعیت لباس و زى‌ّ و حرکات و منزل و اینها، یک اختصاصاتی داشتند و مشخص بود که این آقا، آقازاده است. وقتی که راه میرفت تو طلبه‌ها، از لباسش، از نشست و برخاستش معلوم میشد که این آقازاده است. مرحوم حاج آقا مصطفی مطلقاً آقازادگی نداشت. نه لباسش، نه عبایش، نه کفشش، نه زندگی خصوصیش، خانه‌اش، مطلقاً هیچ بوی آن تفاخر آقازادگی و اینها ازش نمی‌آمد.

اولی که ایشان ازدواج کرده بود، ظاهراً اوائل ازدواجش که من آن وقتها قم هم نبودم، امام از سرِ منزل خودشان یک حیاط کوچک چندمتری واقعاً باید بگویم، چهل پنجاه متری گمانم بیشتر نبود، جدا کرده بودند با دو تا اتاق کوچک، این منزل حاج آقا مصطفی بود. بعدها که امام رفت و آمدشان زیاد شده بود در اوقات مبارزه و این حیاط به عنوان بیرونىِ امام مورد استفاده قرار می‌گرفت، یک خانه آن نزدیکی برای حاج آقا مصطفی اجاره کرده بودند، یعنی حاج آقا مصطفی اجاره کرده بود که حیاط خیلی متوسطی بود. زندگی ایشان خیلی زندگی محقری بود به خواست خودش. پارسا بود، بی‌اعتنا بود که این در نجف هم شنیدم همین وضع ادامه داشته تا آخر و حتی در این اواخر یعنی در هنگام بودن ایشان در نجف، این، شدت هم پیدا کرده بوده.

یک خصوصیت دیگر ایشان تواضع بود. بسیاری از اوقات تقدم به سلام می‌کرد نسبت به کسانی که از خودش، هم سنّاً هم علماً پائین‌تر بودند. اصلاً هیچ نشانه‌ی یک مقدار بزرگتری، در ایشان مشاهده نمیشد.

این خصوصیت را هم داشت که واقعاً فوق‌العاده بود؛ اهل معنویت و عبادت بود. اهل نماز شب بود. من بارها اتفاق افتاده بود که با ایشان بودیم و شب را مثلاً در یک جایی گذراندیم؛ من دیده بودم ایشان نماز شب می‌خواند. شاید بتوانم بگویم هیچ وقت اتفاق نیفتاده بود از دفعات بسیار مکرری که ما با ایشان با هم بودیم، مثلاً یک شب را تا صبح یک جا گذراندیم، که ایشان نماز شب نخوانده باشد. ایشان نماز شب میخواند و اعتقادش هم این بود در مورد نماز شب، یعنی فتوای فقهی خودش این بود که هشت رکعت نماز شب را می‌شود از هر یک از نمازهای مستحبی مشخص دیگر، انتخاب کرد و مشخص کرد؛ یعنی آن هشت رکعت را چون اسم مشخصی ندارد، لازم نیست ما حتماً دو رکعت دو رکعت به جا بیاوریم، مثلاً هشت رکعت نماز باید بخوانیم ولو یک نماز مستحبی مثلاً باشد، نماز مستحبی دیگری هم باشد که منطبق بر این هشت رکعت بشود، مانعی ندارد و نماز را همین‌طور میخواند. اهل نافله بود، اهل تهجد بود. خیلی خصوصیات اخلاقی ممتازی واقعاً در ایشان وجود داشت.

* شما که از نزدیک با این شهید والامقام آشنا بودید، از نظر مسائل عبادی - سیاسی چگونه بودند؟
* از لحاظ مسائل عبادی که اشاره کردم، مرد متعبدی بود و در این اواخر که من البته ایشان را سالها بود ندیده بودم، یعنی از هنگام تبعید ایشان به ترکیه و سپس به نجف، من دیگر ایشان را زیارت نکرده بودم تا هنگام شهادتشان. لکن شنیدم که در این اواخر حتی این جنبه‌های عبادی زیاد هم شده بود. ایشان روزه میگرفته مثلاً یا زهد و تقوای بیشتری در حالات ایشان مشهود بوده.

از لحاظ سیاسی، مرحوم حاج آقا مصطفی یک فرد فوق‌العاده بااستعدادی بود. در هر کاری، در هر چیزی که وارد می‌شد، آن استعداد و هوشمندی فوق‌العاده در ایشان محسوس بود و در آن کار، خودش را نشان می‌داد. در زمینه‌های سیاسی هم البته قبل از این مبارزات، من هیچ سابقه‌ای که ایشان اهل مسائل سیاسی باشند، من اطلاع ندارم. اگر بوده، در جریانی که من بدانم نبوده. بعد از آنی که همه‌ی روحانیت قم به تبع امام وارد میدان مبارزه شدند و امام محور این مبارزه بودند، خب، ایشان هم فرزند امام بودند و مثل همه وارد مقولات سیاسی و مبارزی شدند. بسیار خوب می‌فهمید. من یادم می‌آید که ایشان بعضی از اعلامیه‌های امام را تفسیر می‌کرد. در همان زمانِ سال اواخر ۴۱ و اوائل ۴۲ و اینها، بعضی از اعلامیه‌های امام را یک معانی‌ای می‌کرد، تفاسیری می‌کرد که خیلی جالب و شیوا بود. درک سیاسی خوبی داشت، البته متأسفانه دوران زندگی سیاسی ایشان در ایران کوتاه بود و من خیلی نتوانستم این دوران را درک کنم جز همان یک‌سال‌ونیم دو سال تقریباً از اول مبارزه، یعنی از اواخر سال ۴۱ تا اواسط سال ۴۳ حدود نزدیک دو سال تقریباً بود. در آن مقدار و حدودی که من می‌دانستم، بسیار درک سیاسی ایشان بالا و واقع‌بینانه و تیز بود.

* همان‌طور که بر همگان روشن است، این شهید از یک استعداد خدادادی و ارثی برخوردار بودند. چنانکه میدانیم ایشان در مدت عمر کوتاهشان ۲۶ جلد کتاب به زبان عربی نوشته‌اند. لطف کنید یک مقدار درباره بُعد علمی ایشان هم بیان کنید.
* ایشان همان‌طور که اشاره شد بسیار بااستعداد بودند. بر این استعداد افزوده شده بود، کار علمی. بین ما طلبه‌ها از قدیم گفته می‌شد که آن کسانی که استعداد زیاد دارند خیلی اهل تلاش علمی نیستند به اتکاء استعدادشان. ایشان اینجور نبود؛ هم مستعد بود، باذکاوت بود، هم کار می‌کرد. ایشان نشستهای دوستانه داشتند با یک مشت دوستان نزدیکشان، معروف بود، همه‌ی رفقا و دوستان می‌دانستند که حاج آقا مصطفی نشست دوستانه زیاد دارد. هیچ وقت اتفاق نمی‌افتاد که این نشستهای دوستانه به کار مطالعه و کارهای درسی ایشان لطمه‌ای وارد کند. شبها تا دیروقت ایشان مطالعه می‌کردند، تو اتاق خودشان مشغول مطالعه و کار بودند و لذا بود که از لحاظ علمی واقعاً یک برجستگی پیدا کرده بود. در قم، آن سالهایی که من قم رفته بودم، یعنی سال ۳۷، از ۳۷ به بعد، حاج آقا مصطفی یکی از فضلای ممتاز قم شناخته میشد و همه ایشان را به عنوان یک فرد فاضل میشناختند. در یک برهه‌ای از این زمان، ایشان درس فقه امام می‌آمدند و جزو اشکال‌کنندگان آن درس بودند و چقدر باشکوه و جالب بود مشاهده‌ی این پدر و پسر که پدر بر مسند تدریس برای حدود شاید هفتصد هشتصد نفر، هزار نفر طلبه تدریس می‌کرد و این پسر، یکی از برجسته‌ترین شاگردهای این حوزه محسوب میشد و همین‌طور که رسم حوزه‌های ما و درسهای ماهاست، طلبه هنگام درس به استاد اشکال میکند و مطالبی را که به ذهنش می‌رسد به عنوان اشکالِ بر حرفهای استاد یا به عنوان تأیید حرف استاد، غالباً اشکال ذکر می‌کند و گاهی بین استاد و شاگرد بگومگوهای طولانی و گاهی شدیدی درمی‌گیرد. همین بگومگوهای طولانی بین امام و حاج آقا مصطفی غالباً پیش می‌آمد و من گاهی آن نزدیک نشسته بودم، می‌دیدم که حاج آقا مصطفی می‌خواهد اشکال کند، هنگامی که می‌خواست اشکال کند یک‌جور مخصوصی می‌نشست روی پا و همچین بلند -چون عقب هم می‌نشست- با صدای بلند شروع می‌کرد اشکال کردن، خیلی منظره‌ی باشکوه و هیجان‌انگیزی بود.

بله، ایشان عالم بود، فاضل بود، مجتهد بود یقیناً و مدرّس بود، درس هم ایشان فقط در مقولات منقول و فقه و اصول و اینها نمی‌گفت بلکه در معقول هم ایشان استاد بود؛ فلسفه خوانده بود و درس فلسفه میگفت و یک عده شاگرد داشت و به‌هرحال در قم یکی از چهره‌های فاضل و موفق در آن دورانی که ما بودیم، مرحوم حاج آقا مصطفی بود و بعدها که ایشان نجف رفته بودند من شنیدم که توفیق کار بیشتری پیدا کرده بودند و همان‌طور که شما اشاره کردید تألیفات زیادی که حالا شما می‌گوئید ۲۶ جلد بوده، من تعداد رقم مجلدات را دقیقاً نمی‌دانم اما می‌دانم که ایشان تألیفات زیادی در فقه و اصول و در تفسیر دارند و ای کاش یک صاحب همتی این تألیفات را سر جمع کند، پیراسته کند و آن مقدارش را که برای عموم مردم قابل استفاده است به زبان فارسی برگرداند، آن مقداری که برای فضلا و علما و اهل تحقیق، مفید فایده است به زبان عربی منتشر بکند و اینها در مجامع علمی، ان‌شاءالله حضور آن شهید عزیز عالِم را تأمین کند.

* لطفاً در رابطه با مبارزات این شهید بزرگوار در ۱۵ خرداد و نقش ایشان در رابطه با قیام امام امت هم توضیح بفرمایید.
* نقش ایشان دو قسمت دارد؛ یک قسمت قبل از حوادث ۱۵ خرداد است که ایشان به عنوان یک شخصیت فاضل، باسواد، فهیم و باذکاوت در دستگاه امام بود. طبیعی است که یک شخصی که دور و بر یک شخصیت بزرگی مثل امام در این حدِ از استعداد و هوش باشد، در جهت‌گیری‌ها و روند کار مبارزه اثر می‌گذارد؛ این یک چیز طبیعی بود و وجود حاج آقا مصطفی مؤثر هم بود. مرحوم حاج آقا مصطفی در دوران مبارزه، از شروع مبارزه، در بیت امام همیشه حاضر بود. من این‌جا خیلی خوب است این را بگویم که ای کاش این را در بخش اخلاق مرحوم حاج آقا مصطفی یادم می‌آمد اما حالا هم مناسب است، ایشان در بیت امام وقتی که آشکار می‌شد و می‌نشست توی جمعیت، مثل یک طلبه می‌نشست نه انگار که این آدم، پسر برجسته‌ی این شخص صاحبِ این بیت هست که همه به خاطر او و به احترام او آمدند این جا. هنگامی که مبارزه شروع شده بود، منزل امام محل رفت و آمد بود. طلاب، فضلا، از تهران، کسبه که توی مبارزه بودند به این خانه مرتب در حال رفت و آمد بودند. اعلامیه‌های امام در این‌جا پخش می‌شد، تقسیم می‌شد، پلی‌کپی شده‌اش می‌آمد بیت امام، آن‌جا بین افراد توزیع می‌شد. خیلی فعالیت در داخل خانه‌ی امام و بیرونی امام انجام می‌گرفت. هر وقت ما میرفتیم آن‌جا که غالباً هم ما از هر فرصتی استفاده می‌کردیم، هر روز تقریباً آن‌جا منزل امام می‌رفتیم مینشستیم، محل بحث بود آن‌جا بحثهای سیاسی میشد، دو به دو با هم حرف میزدند، یک کانون مبارزه بود. البته خود امام در میان این جمع نبودند، تو اتاق خودشان بودند. ملاقاتهایی با ایشان انجام میگرفت گاهی خصوصی، گاهی هم عمومی، اما منهای ملاقات با امام، این جمع در بیرونی امام مرتب حضور داشتند. حاج آقا مصطفی توی این جمع بود و من یادم نمیرود آن منظره‌ی نشستن حاج آقا مصطفی را که در این‌گونه مواقع غالباً پسرِ مثلاً آقایان، علماء، بزرگان، یک حالت صاحب‌خانگی، همه‌کارگی و محور شدن پیدا میکنند، افراد را به خودشان جذب کردن، تحکم کردن، این را رد کردن، آن را قبول کردن، یکی را بالا آوردن، یکی را پائین بردن و خلاصه به خود رسیدن، در بین آن بیوتی که آن وقتها ما دیده بودیم یک چنین چیزهایی معمول بود و مطلقاً از حاج آقا مصطفی چنین چیزی در بیت امام با آن همه شلوغی و رفت و آمد و رونقی که این بیت داشت مشهود نبود. خب، ایشان حضورش در آن‌جا محسوس بود، خط می‌داد، رأی می‌داد، نظر می‌داد، با امام هم لابد قاعدتاً صحبت میکرد، ماها هم که میرفتیم می‌آمدیم، همیشه مرتبط بودیم و نظراتش را می‌شنیدیم، بحث می‌کردیم، بحث می‌شد، هر کسی یک چیزی می‌گفت ایشان هم صاحب‌نظر بودند.

یک نقش دیگر ایشان از بعد از حادثه‌ی ۱۵ خرداد بود که ایشان راوی و شاهد نزدیک این حادثه بود. هنگامی که امام را دستگیر کرده بودند، ایشان اولین کسی بود که این فریاد را بلند کرد و مردم را در جریان گذاشت؛ مردم قم را، و مردم با فریاد برانگیزاننده‌ی حاج آقا مصطفی بود که به هوش آمدند، بیدار شدند و فهمیدند که چه حادثه‌ای واقع شد و امامشان را بردند. بعد هم -البته من آن وقت قم نبودم، من در آن حادثه‌ی ۱۵ خرداد در مأموریت منبر بودم که مسائل قم را در منبر بیان کنم، شرح این را یک جاهایی گفتم، در قم نبودم لکن آن روز شنیدم، اطلاع یافتم- آن روز مردم جمع می‌شوند در صحن قم و چند نفر از طلبه‌های فعال و جوان و مبارز و همچنین از کسبه‌ی قم چند نفر مشخصی که به نام و نشان معلوم هستند، اینها مردم را از لحاظ اجتماعی که داشتند و شعار و این حرفها هدایت می‌کردند و کمک می‌کردند. در این بین حاج آقا مصطفی هم می‌آید روی منبر و حضور حاج آقا مصطفی در صحن، آن هم صحنی که از آن خون و آتش می‌بارید و بوی مرگ در آن‌جا می‌آمد واقعاً یک حرکت عجیبی بوده. آن‌طور که نقل می‌کنند، مردم را به هیجان آورده بوده و کانون مبارزه این‌جا شروع می‌شود که حاج آقا مصطفی می‌آید در صحن و در میان جمعیت حاضر می‌شود. مرد شجاعی بود حاج آقا مصطفی. واقعاً فرزند امام بود. حقاً و انصافاً یک کسی بود که شایسته‌ی این بود که ما او را پسر یک چنین مرد عظیم و چهره‌ی بزرگی بدانیم و شجاعتش را هم داشت که در موضع پسر امام ظاهر می‌شد. بعدها هم ایشان زندان رفت، مدتی زندان بود در همین حادثه، خب ظاهراً بعد از تبعید امام بود، الان دقیقاً یادم نیست به‌هرحال ایشان مدتی هم در زندان بودند و آن وقتی که در قم بودند دستگاه شدیداً روی ایشان حساس بود و خائف بود از وجود حاج آقا مصطفی. زندان رفتن هم تأثیری نکرد؛ حاج آقا مصطفی آدمی نبود که از زندان بشکند، بلکه زندان او را هر روز آب‌دیده‌تر و قویتر هم می‌کرد. لذا بود که مجبور شدند ایشان را تبعید کنند.

در اوقاتی که امام در تهران بودند چون می‌دانید دیگر امام بعد از ۱۵ خرداد بازداشت شدند و پس از بازداشت، بعد از این‌که دو سه ماهی در زندان بودند، ایشان را آوردند در یک منزلی بازداشت کردند که در آن منزل محصور بودند با همه‌ی خانواده‌شان تقریباً؛ یعنی هر تعدادی از خانواده‌شان که با ایشان بودند در آن منزل محصور بودند. حاج آقا مصطفی هم در خدمت امام بود و من یک خاطره‌ی خیلی لذت‌بخشی دارم از سال ۴۲، حدود اسفند ۴۲، یا شاید هم اوائل ۴۳ بود که من از زندان آزاد شده بودم -در تهران در قزل قلعه زندان بودم- آزاد شدم و خیلی مشتاق بودم که بروم امام را زیارت کنم. آمدم با زحمت منزل امام را که در یکی از این محلات شمران بود -نمی‌دانم- چیذر بود، کجا بود، الان درست یادم نیست، پیدا کردم و آمدم آن‌جا دیدم بله پاسبانها آن‌جا هستند و نمی‌گذارند آدم برود خدمت امام. گفتم به پاسبانها، خیلی ساده گفتم من زندان بودم، از زندان آزاد شدم، امام را مدتهاست ندیدم و شاگرد ایشانم، به ایشان ارادتمندم و می‌خواهم بروم ببینم و اصرار کردم که بروم خدمت امام. یکی‌شان مخالفت کرد، یکی‌شان موافقت کرد، بالاخره با یک مناظری وادارشان کردیم که موافقت کنند. گفتند پس ۱۰ دقیقه، گفتم باشد. با عجله دویدم یک زمینِ افتاده‌ای بود طرف بیت امام و درِ منزل ایشان را زدم یک وقت دیدم حاج آقا مصطفی در را باز کرد که خیلی برای من جالب بود دیدن حاج آقا مصطفی در آن‌جا که مدتی بود ایشان را هم ندیده بودم و ایشان من را برد خدمت امام و دقایقی خدمت امام بودم و آمدیم بیرون یک قدری با حاج آقا مصطفی صحبت کردیم و آمدم پهلوی پاسبانها و برگشتم. به‌هرحال ایشان در خدمت امام بود؛ یعنی جزو آن لحظات حساس زندگی امام محسوب میشود خاطره و یاد این عزیز. بعد هم که ایشان را تبعید کردند به ترکیه باز در خدمت امام بود و سالهای متمادی در خدمت امام ماند تا هنگام شهادت.

* با تشکر از شما که در این مصاحبه شرکت فرمودید.
* موفق باشید ان‌شاءالله

خط حزب‌الله ۵۵ | تا نفس دارم لحظه‌ای کوتاه نمی‌آیم

خط حزب‌الله ۵۵ | تا نفس دارم لحظه‌ای کوتاه نمی‌آیم

رهبر انقلاب:« گزارشهایی به من میرسد که بعضی از طرحهای کلان در موضوعات تحقیقاتی مهم مثل هوافضا، ماهواره و امثال اینها، دچار توقّف یا لنگی است؛ این من را نگران میکند، این را میخواهم اینجا بگویم که مطالبه‌ی عمومی باشد، من از مسئولین امر به طور جدّی درخواست میکنم به این مسائل بپردازند. این طرحها، طرحهای بسیار مهمّی است؛ حتّی بعضی از طرحهای تحقیقاتی مربوط به انرژی هسته‌ای همین طور [است‌]. اینها نبایستی مطلقاً توقّف پیدا کند. ۹۵/۷/۲۸»
پنجاه و پنجمین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی خبری - تبیینی خط حزب‌الله با سخن هفته‌‌ای درخصوص دفاع رهبر انقلاب از جامعه‌ی علمی و نخبگان کشور با عنوان «تا نفس دارم لحظه‌ای کوتاه نمی‌آیم» منتشر شد.
هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله در گزارش هفته‌ی خود؛«هم‌آورد قدرتمند» به تبیین پیام نشست بین المللی راهکار سیاسی برای بحران سوریه  پرداخته است.
عکس ویژه‌ی این هفته‌ی نشریه، تصویری از حضور رهبر انقلاب در یادمان شهدای شهر پاوه در مهرماه سال ۱۳۹۰ است.
پنجاه و پنجمین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله به روح پرفتوح شهید فتحی شقاقی، تقدیم شده است.
نسخه‌ی PDF نشریه در سه نسخه‌ی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزب‌الله می‌توانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئت‌های مذهبی و پایگاه‌های بسیج توزیع کنند.


برای دسترسی به آرشیو نشریه هم می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.
 دریافت "خط حزب‌الله" نسخه‌ی مطالعه (A۴)  دریافت نسخه‌ی چاپ (A۳)

یار صادق

یار صادق
به مناسبت سالروز درگذشت عالم مجاهد و پارسا حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنی، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR نماهنگ «یار صادق» را تهیه و منتشر کرد. در این نماهنگ فیلم‌هایی از دیدارهای رهبر انقلاب اسلامی و مرحوم حضرت آیت‌الله مهدوی کنی برای اولین بار در فضای مجازی منتشر شده است.

دیدار نخبگان علمی جوان با رهبر انقلاب

دیدار نخبگان علمی جوان با رهبر انقلاب


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان و استعدادهای برتر علمی، جوانان نخبه را هدایای نفیس الهی و امانتی در دست مسئولان خواندند و با تأکید بر اینکه حتی لحظه‌ای در دفاع از جامعه‌ی علمی و نخبگان کشور کوتاه نمی‌آیند، افزودند: با تکیه بر نخبگان و فرزانگان و در پرتو ایجاد نسلی جوان و پرتلاش، ایران بزرگ به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف، عزیز و برافرازنده‌ی پرچم تمدن نوین اسلامی تبدیل خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، نخبگان به‌خصوص جوانان نخبه را هدایایی کم‌نظیر و نفیس و امانت‌های الهی به ملت و مسئولان خواندند و گفتند: وظیفه‌ی مسئولان در قبال این هدایای گران‌قدر الهی، مراقبت از آنها و تلاش برای شناسایی و پرورش نخبگان بیشتر است.
ایشان تأکید کردند: نخبگان نیز در قبال این نعمت مسئول هستند و باید از طریق احساس مسئولیت و استفاده از این استعداد و توانایی در مسیر صحیح خود، شکر آن را به‌جا آورند.
رهبر انقلاب اسلامی دلیل اصلی تأکید مکرر بر لزوم قدر دانستن نخبگان جوان و حمایت از آنان را، تقویت باور «ما می توانیم» در جامعه خواندند و خاطرنشان کردند: متأسفانه در دوران طولانی قاجار و پهلوی، ژن «ناتوانی»، «نمی‌توانیم» و «وابستگی» را به مردم و جوانان تزریق و آن را در جامعه نهادینه کردند و درنهایت کشور بزرگ و پر از منابع انسانی و مادی و صاحب تاریخ و تمدن کهن، به‌صورت تحقیرآمیزی در ذیل غرب تعریف شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در چنین شرایطی انقلاب اسلامی ایران تحولی عظیم ایجاد کرد و درواقع، انقلابِ خودباوری و اعتماد به نفس، به جنگ وابستگی رفت.
ایشان، هشت سال دفاع مقدس را عرصه ای آشکار و غرور آفرین از «خودباوری و اعتماد به نفس» خواندند و تأکید کردند: اگرچه جنگ حادثه ای بسیار تلخ، خسارت بار و سخت بود، اما به جوان ایرانی ثابت کرد که می توان با توکل به خدا و تکیه بر استعدادها و توانایی‌های داخلی بر دشمنی که همه قدرتهای بزرگ از او حمایت می کنند، غلبه کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: با وجود آنکه انقلاب اسلامی، روحیه «ما می توانیم» را در مقابل روحیه «وابستگی» زنده کرد و خودباوری را در جامعه ترویج داد اما طرف مقابل به اقتضای طبیعت جنگهای عمیق که امروز جنگ نرم نامیده می شود، به باز تولید آفت فرهنگ وابستگی در شکل‌های جدید و به ظاهر جذاب روی آورده است.
ایشان، موضوع «جهانی شدن» و توصیه آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به ایران برای پیوستن به «خانواده جهانی» را نمونه بارزی از بازتولید فرهنگ وابستگی دانستند و خاطر نشان کردند: مخالفت با پیوستن به آنچه طرف غربی جامعه جهانی می نامد، به معنای مخالفت با ارتباطات خارجی نیست بلکه به معنای مقاومت در مقابل فرهنگ تحمیلیِ قدرتهای بزرگ بر اقتصاد، سیاست و امنیت کشور است.
رهبر انقلاب اسلامی علت لزوم توجه ویژه و جدی مسئولان به موضوع نخبگان را، اهداف بزرگ پیش روی نظام اسلامی خواندند و گفتند: نخبگان، موتور محرک رسیدن به این اهداف بزرگ هستند، و مسئولان باید به موضوع نخبگان نگاه جدی، عملیاتی، دلسوزانه و پیگیرانه داشته باشند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس به بیان اهداف بزرگ نظام اسلامی پرداختند وافزودند: جمهوری اسلامی ایران باید به کشوری پیشرفته، قدرتمند، شریف، صاحبِ حرف نو، دارای عزت، برخوردار از احساس عزت، سرشار از معنویت و ایمان و برافرازنده پرچم تمدن نوین اسلامی تبدیل شود که لازمه رسیدن به این اهداف والا، اهمیت دادن به نخبگان و قدر دانستن این نعمت الهی است.
ایشان با اشاره به مصائب و مشکلات امروز بشریت و بن بست تفکر‌های مادی، جهان را نیازمند یک حرف نو در مسائل بشری و مسائل بین المللی دانستند و گفتند: رقابت‌های انتخاباتی در آمریکا و موضوعات مطرح میان دو کاندیدا، نمونه ای بارز و آشکار از نتایج نبود معنویت و ایمان در صاحبان قدرت است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: در هفته‌های آینده، یکی از این دو کاندیدای فعلی انتخابات آمریکا که حرفها و وضعیت آنها را می بینید، رئیس جمهوری کشوری خواهد شد که دارای قدرت و ثروت و بیشترین سلاح اتمی و بزرگترین رسانه‌های دنیا است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه سخنانشان، رسیدن نظام اسلامی به اهداف بزرگ خود را نیازمند ایجاد نسلی شجاع، مؤمن، تحصیل‌کرده، مبتکر، پیشگام، خودباور، غیور، پرنشاط و پرانگیزه خواندند و افزودند: این نسل که بر خلاف برخی فضاسازی‌ ها به معنای حقیقی کلمه، نسلی انقلابی است، همه وجود خود را صرف پیشرفت ایران خواهد کرد.
ایشان، نقش نخبگان را در شکل دهی و انگیزه بخشی به این نسل جوان، بسیار مهم برشمردند و افزودند: نخبگان می توانند با تلاش نشاط آور خود به عنوان یک موتور محرکه، نسل جوان یعنی سرمایه‌های اصلی کشور را به کار و تلاش ترغیب کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تأکیدات مکررشان از پانزده سال قبل درباره نهضت علمی و نرم افزاری افزودند: این حرکت با استقبال نخبگان، اساتید و دانشجویان با نتایج خوبی همراه شده اما با موانعی روبرو است که باید آنها را شناخت و علاج کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، کارشکنی‌های دشمنان را از جمله این موانع دانستند و افزودند: عده‌ای تا کلمه دشمن تکرار می‌شود، ناراحت می‌شوند اما این تکرار و هشدار، همچون تکرار کلمه‌‌ شیطان در قرآن مجید، با هدف ایجاد هوشیاری دائم انجام می‌شود و در واقع، «شناخت توطئه» است نه «توهم توطئه».
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، توقف حرکت علمی ایران را هدف اصلی دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: اگر در تحقق این هدف ناکام ماندند، برای به انحراف کشاندن آن، تلاش می‌کنند و اگر نشد، رویِ بدنام کردن و آلوده کردن آن سرمایه گذاری خواهند کرد، بنابراین همه باید مراقب باشیم با ناشی‌گری‌های خود به تحقق این اهداف کمک نکنیم.
ایشان، انحراف کارهای تحقیقاتی و پایان نامه ها از نیازهای واقعی ایران را نمونه ای از کمک به منحرف شدن حرکت علمی کشور برشمردند و در نمونه ای دیگر در زمینه بدنام کردن این حرکت افزودند: فردی را به اسم دانشمند به کشور دعوت می کنند و او با انتشار عکس تابلوی فروش پایان نامه ها در ایران جوانان نخبه کشور را بدنام می کند؛ آیا اینگونه افراد واقعاً دانشمندند؟
رهبرانقلاب اسلامی با استناد به اطلاعات پایگاههای جهانی افزودند: سرعت پیشرفت علمی ایران در مقطعی ۱۳ برابر متوسط جهان شد، و این سرعت به هیچ وجه نباید کاهش یابد بلکه باید بیشتر شود، زیرا دچار عقب ماندگی‌های علمی فراوان هستیم.
ایشان افزودند: برخی مسئولان در مقابل کاهش سرعت پیشرفت علمی کشور می گویند جایگاه علمی ایران پایین نیامده است اما متوجه باشیم که قرار بود جایگاه علمی ایران بالاتر هم برود نه اینکه صرفاً پایین نیاید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آسیب دیدن حرکت علمی کشور را موجب یأس نخبگان و نسل جوان خواندند وافزودند: این خسارت بسیار سنگین، به راحتی و به سرعت جبران نخواهد شد و موجب اقبال فرزانگان جوان به کشورهای دیگر خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، شناسایی و جذب استعدادهای جوان را از وظایف مهم دستگاهها برشمردند و تذکر دادند: قبل از اینکه بیگانگان در نمایشگاههای علمی داخل کشور یا با روشهای دیگر، این سرمایه‌های عظیم را کشف و جذب کنند، شما این جوانان فرزانه را شناسایی کنید و مورد حمایت قرار دهید.
رهبر انقلاب اسلامی با بیان نکاتی که می تواند به حرکت پر برکت علم و فناوری شتاب دهد، افزودند: «حمایت از شرکتهای دانش بنیان»، «گسترش کمّی و ارتقاء کیفی این شرکتها» و «دخالت دادن آنها در بخش ها و طرح‌های اصلی کشور» ضرورت هایی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
ایشان، «ترویج استفاده از محصولات شرکتهای دانش بنیان» را در تقویت این شرکت ها مهم دانستند و به مسئولان دولتی گفتند: مقرر کنید که نیازهای دستگاههای دولتی از محصولات شرکت‌های دانش بنیان تأمین شود.
«جدی گرفتن تشکیل هسته‌های نخبگانی در دانشگاهها» و «مراقبت وزارت آموزش و پرورش برای حل مشکلات سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان» دو نکته دیگری بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تقویت حرکت علمی کشور مؤثر و مفید خواندند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اهمیت بنیاد ملی نخبگان، به توانایی ها و صحت عمل دکتر ستاری معاون علمی رئیس جمهور ابراز اعتماد عمیق کردند اما افزودند: درباره مشکلات موجود میان معاونت علمی و بنیاد نخبگان نگرانی وجود دارد و باید با جدا سازی آنها یا انتصاب مدیری قوی برای بنیاد، این مشکلات را حل کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گزارشهای موجود درباره کُند شدن یا توقف طرح‌های کلان تحقیقاتی در عرصه‌های مهمی همچون هوافضا، ماهواره، هسته ای و برخی زمینه‌های دیگر را مایه نگرانی خواندند و تأکید کردند: مسئولان توجه کامل کنند که این گونه طرح‌های مهم مطلقاً نباید کُند، نیمه تعطیل یا متوقف شود، زیرا با ایجاد خسارت علمی، دانشمندان جوان را مأیوس می کند و این خطر بسیار بزرگی است.
ایشان با ابراز خرسندی از تشکیل معاونت فرهنگی در بنیاد نخبگان و تأکید بر ارتقاء فعالیتهای این معاونت، برگزاری اردوهای جهادی برای نخبگان را نیز مهم و مفید دانستند.
رهبر انقلاب اسلامی در نوعی جمع بندی از سخنانشان افزودند: هدف اصلی، تشکیل جامعه و کشوری است که ضمن برخورداری از شاخصهای جهانی مانند «پیشرفت علمی و قدرت و ثروت»، از «ایمان، معنویت و شرافت» نیز لبریز باشد و با جلب دلهای ملتها، بشریت را از جهالت و ضلالت کنونی برهاند و بدون تردید تحقق این مهم، از عهده ملت بزرگ ایران و جوانان عزیز، باهوش و پر انگیزه کشور برخواهد آمد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به دشمنی قدرتهای شیطانی با هر حرکت مخالف، افزودند: چند روز قبل یکی از دولتمردان آمریکایی گفت تا حمایت و طرفداری ایران از مقاومت باقی است، معلوم نیست تحریم ها به طور اساسی تکان بخورد که این همان واقعیتی است که بارها به مسئولان گفته ایم.
ایشان با اشاره به سخنان برخی مسئولان آمریکایی در دیدار با مسئولان ایرانی مبنی بر «بدبینی رهبر انقلاب اسلامی به آمریکا» افزودند: آیا با این گونه حرفها، می شود به شما خوشبین بود؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری سخنانشان در جلسات خصوصی و عمومی به مسئولان گفتند: بارها گفته ایم که اگر در هسته ای عقب نشینی کنید آنها مسئله موشک را پیش می‌کشند، اگر باز هم عقب بروید بحث حمایت از مقاومت را مطرح می کنند، اگر به عقب نشینی ادامه دادید موضوع حقوق بشر را جلو می آورند، و بعد اگر معیارهای آنها را پذیرفتید سراغ حذف معیارهای دینی در حکومت می روند.
ایشان با اشاره به بیانیه اخیر اتحادیه اروپا که در آن به امکانات و ظرفیت‌های عظیم ایران پرداخته شده است، افزودند: سخنانی که درباره امکاناتِ پیشرفت و منابع انسانی و طبیعی ایران می گوییم، رجز خوانی نیست بلکه واقعیتی است که غربی ها هم به آن اذعان دارند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: آمریکایی ها حتماً با «ایرانی با چنین ظرفیت پیشرفت و برخوردار از حکومتی بر مبنای اسلام» مبارزه می کنند و درک و تحلیل این مهم در میان نخبگان جوان، آنها را در ایفای وظایف تاریخی شان کمک خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود، حادثه عاشورا را خورشیدی بی غروب خواندند و گفتند: حادثه عاشورا تصویری حقیقی از مبارزه نور با ظلمت، و جنگ شرافت با دنائت است که تکمیل کننده این مسیر، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و حضرت امام سجاد علیه‌السلام بودند.
ایشان با تشکر از مجموعه‌های اداره کننده هیأت‌های عزاداری عاشورا گفتند: حضور انبوه جوانان، سخنرانی‌های پر محتوا، برخی از نوحه ها و عزاداری‌های پر مغز، در مجموع سطح هیأت‌های عزاداری را ارتقا داده بود.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی آقای دکتر ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهور و رییس بنیاد ملی نخبگان با بیان گزارشی از فعالیت‌ها و برنامه‌های بنیاد ملی نخبگان، گفت: سرمایه‌های انسانی مهمترین منابع کشور هستند و برای استفاده از توان آنها باید زیرساخت‌های لازم را ایجاد کرد.
همچنین آقایان:
-    دکتر علیرضا باباخان، دکترای سیاست گذاری علم و فناوری و برگزیده جایزه تحصیلی بنیاد نخبگان
-    مجتبی فیاض بخش، دانشجوی مهندسی کامپیوتر و دارنده مدال طلای المپیاد دانش آموزی در رشته کامپیوتر
-    دکتر امیر شاملو، دکترای بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی
-    دکتر علیرضا بازارگان، دکترای مهندسی شیمی و عضو بنیاد ملی نخبگان
-    دکتر سیدجواد کاظمی‌تبار، دانش‌آموخته برق و مخابرات از دانشگاه کالیفرنیا و دارنده مدال نقره المپیاد ریاضی کشوری
و خانمها:
-    انسیه سادات منصوری، دانشجوی رشته پزشکی و دارنده مدال برنز المپیاد دانش‌آموزی
-    و دکتر زهرا داورپناه، دکترای فلسفه غرب و برگزیده جایزه تحصیلی بنیاد نخبگان
به بیان دیدگاههای خود پرداختند. نمایندگان نخبگان در این دیدار بر این محورها و مطالب تأکید کردند:
-    لزوم تشکیل شبکه‌ای از شرکتهای دانش‌بنیان و نخبگان برای حل مسائل اصلی و راهبردی کشور
-    ضرورت تأسیس ستاد اقتصاد مقاومتی در بنیاد ملی نخبگان
-    لزوم توجه ویژه به استعدادهای برتر دانش‌آموزی و بازطراحی باشگاه دانش‌پژوهان
-    انتقاد از شیوه اجرای طرح تحول سلامت و مسائلی همچون پرداختهای کلان در بخش سلامت و کم‌توجهی به درمان و طبّ سنتی
-    ضرورت آموزش و تقویت روحیه و فرهنگ کارآفرینی بر پایه شرکتهای دانش‌بنیان از مدارس و ارائه مشوقهای لازم به این شرکتها
-    نقش مؤثر زنان در تحقق اقتصاد مقاومتی از طریق مدیریت اقتصاد خانواده
-    لزوم تمرکززدایی و توزیع متعادل فرصتها و امکانات از طریق توجه بیشتر به استعدادها و ظرفیتهای استانی

بی‌بصیرت‌ها فریب می‌خورند

بی‌بصیرت‌ها فریب می‌خورند

پنجاه سال بیشتر از رحلت پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نگذشته است که کار حکومت مسلمین به یزید می‌رسد. چگونه ممکن است مسلمین تن به حکومت یزید بدهند؟ چه آفتی بر سر این درخت تناور جامعه اسلامی نشست که راهی برای زدودن آن نماند جز فداکاری حسین‌بن‌علی (علیه‌السلام) و بذل جان پربهایش در راه اصلاح امت؟


پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت ایام سالروز شهادت سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) کلیپ صوتی «بی‌بصیرت‌ها فریب می‌خورند» را درباره‌ی عواقب پیروی کردن از شهوات و چرب و شیرین دنیا و دوری از یاد خدا بر فریب خوردن در برهه‌های حساس و دور شدن از بصیرت منتشر می‌کند.


 سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:

* عاشورا پیامها و درسهایی دارد. عاشورا درس میدهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس میدهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس میدهد که در میدان نبرد حقّ و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیّت، با هم‌ در یک صف قرار میگیرند. درس میدهد که جبهه‌ی دشمن با همه‌ی تواناییهای ظاهری، بسیار آسیب‌پذیر است -همچنان‌که جبهه‌ی بنی‌امیه، به‌وسیله‌ی کاروان اسیران عاشورا، در کوفه آسیب دید، در شام آسیب دید، در مدینه آسیب دید، و بالأخره هم این ماجرا، به فنای جبهه‌ی سفیانی منتهی شد- درس میدهد که در ماجرای دفاع از دین، از همه چیز بیشتر، برای انسان، بصیرت لازم است. بی‌بصیرتها فریب میخورند. بی‌بصیرتها در جبهه‌ی باطل قرار میگیرند؛ بدون این‌که خود بدانند. همچنان‌که در جبهه‌ی ابن‌زیاد، کسانی بودند که از فسّاق و فجّار نبودند، ولی از بی‌بصیرتها بودند.
بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا ۱۳۷۱/۴/۲۲

* ما امروز یک جامعه‌‌ی اسلامی هستیم. باید ببینیم آن جامعه‌‌ی اسلامی، چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید؟ چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) در همان شهری که او حکومت میکرد، سرهای پسرانش را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند!؟ کوفه یک نقطه‌ی بیگانه از دین نبود! کوفه همان جایی بود که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در بازارهای آن راه میرفت؛ تازیانه بر دوش می‌انداخت؛ مردم را امر به معروف و نهی از منکر میکرد؛ فریاد تلاوت قرآن در «آناءاللیل و اطراف النهار» از آن مسجد و آن تشکیلات بلند بود. این، همان شهر بود که پس از گذشت سالهایی نه‌چندان طولانی در بازارش دختران و حرم امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را، با اسارت میگرداندند. در ظرف بیست سال چه شد که به آن‌جا رسیدند؟ اگر بیماری‌ای وجود دارد که میتواند جامعه‌ای را که در رأسش کسانی مثل پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین (علیهماالسّلام) بوده‌اند، در ظرف چند ده سال به آن وضعیت برساند، این بیماری، بیماری خطرناکی است و ما هم باید از آن بترسیم. امام بزرگوار ما، اگر خود را شاگردی از شاگردان پیغمبر اکرم (صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه) محسوب میکرد، سرِ فخر به آسمان میسود. امام، افتخارش به این بود که بتواند احکام پیغمبر را درک، عمل و تبلیغ کند. امام ما کجا، پیغمبر کجا!؟ آن جامعه را پیغمبر ساخته بود و بعد از چند سال به آن وضع دچار شد. این جامعه‌ی ما خیلی باید مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود. عبرت، این‌جا است! ما باید آن بیماری را بشناسیم؛ آن را یک خطر بزرگ بدانیم و از آن اجتناب کنیم.
بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا ۱۳۷۱/۴/۲۲

* عبرت ماجرای امام حسین این است که انسان فکر کند در تاریخ و جامعه اسلامی؛ آن هم جامعه‌ای که در رأس آن، شخصی مثل پیامبر خدا - نه یک بشر معمولی - قرار دارد و این پیامبر، ده سال با آن قدرت فوق تصوّر بشری و با اتّصال به اقیانوس لایزال وحی الهی و با حکمت بیانتها و بیمثالی که از آن برخوردار بود، در جامعه حکومت کرده است و بعد باز در فاصله‌ای، حکومت علی بن ابی‌طالب بر همین جامعه جریان داشته است و مدینه و کوفه، به نوبت پایگاه این حکومت عظیم قرار گرفته‌اند؛ چه حادثه‌ای اتّفاق افتاده و چه میکروبی وارد کالبد این جامعه شده است که بعد از گذشت نیم قرن از وفات پیامبر و بیست سال از شهادت امیرالمؤمنین علیهما السّلام، در همین جامعه و بین همین مردم، کسی مثل حسین بن علی را با آن وضع به شهادت میرسانند؟!
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران ۱۳۷۴/۱۰/۵

* امروز، بحمدالله خدای متعال، قداست و معنویّت این انقلاب را حفظ کرده است. جوانانْ پاک و طاهرند؛ اما بدانید زیور و عیش و شیرینی دنیا، چیز خطرناکی است و دلهای سخت را میلرزاند، انسانهای قوی را میلغزاند. باید در مقابل این وسوسه‌ها، ایستادگی کرد. جهاد اکبری که فرمودند، همین است. شما که جهاد اصغرتان را خوب انجام دادید و امروز به این مرحله رسیده‌اید، باید بتوانید جهاد اکبر را نیز خوب انجام دهید.
بیانات در دیدار جمعی از پاسداران ۱۳۷۴/۱۰/۵

ابلاغ سیاست‌های کلی «انتخابات»

ابلاغ سیاست‌های کلی «انتخابات»


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی، سیاست‌های کلی «انتخابات» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند.



متن سیاست‌های کلی انتخابات که به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، به این شرح است:

بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحیم
سیاست‌های کلی انتخابات

۱ـ تعیین حوزه‌های انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی بر مبنای جمعیت و مقتضیات اجتناب‌ناپذیر به‌گونه‌ای که حداکثر عدالت انتخاباتی و همچنین شناخت مردم از نامزدها فراهم گردد.

۲ـ برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی به صورت دو مرحله‌ای در صورت عدم کسب نصاب قانونی در مرحله اول.

۳ـ بهره‌مندی داوطلبان در تبلیغات انتخاباتی با تقسیم برابر متناسب با امکانات در هر انتخابات حسب مورد از صدا و سیما و فضای مجازی و دیگر رسانه‌ها و امکانات دولتی و عمومی کشور.

۴ـ تعیین حدود و نوع هزینه‌ها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی، شفاف‌سازی منابع و هزینه‌های انتخاباتی داوطلبان و تشکل‌های سیاسی و اعلام به مراجع ذی‌صلاح و اعمال نظارت دقیق بر آن و تعیین شیوه و چگونگی برخورد با تخلفات مالی.

۵ـ ممنوعیت هرگونه تخریب، تهدید، تطمیع، فریب و وعده‌های خارج از اختیارات قانونی و هرگونه اقدام مغایر امنیت ملی نظیر تفرقه قومی و مذهبی در تبلیغات انتخاباتی.

۶ـ ممنوعیت استفاده از حمایت و امکانات بیگانگان اعم از مالی و تبلیغاتی توسط نامزدها و احزاب و برخورد به‌موقع دستگاه‌های ذی‌ربط.

۷ـ پیشگیری از جرایم و تخلفات انتخاباتی و هرگونه اقدام مغایر قانون، منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی و رسیدگی سریع و خارج از نوبت حسب مورد به آنها به‌ویژه جرایم امنیتی، مالی و تبلیغاتی و اقدامات تخریبی ضد داوطلبان.

۸ـ ارتقاء سطح شناخت و آگاهی و آموزش‌های عمومی و ترویج هنجارهای انتخاباتی و نهادینه کردن آن در فرهنگ عمومی و تعیین قواعد و ضوابط رقابت سیاسی سالم به منظور افزایش مشارکت و حضور آگاهانه و با نشاط مردم و کمک به انتخاب اصلح.

۹ـ تعیین چارچوب‌ها و قواعد لازم برای فعالیت قانونمند و مسؤولانه احزاب و تشکل‌های سیاسی و اشخاص حقیقی در عرصه انتخابات مبتنی بر اصول و مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران به نحوی که رقابت‌های انتخاباتی منجر به افزایش مشارکت آگاهانه، اعتماد، ثبات و اقتدار نظام شود.

۱۰ـ ارتقاء شایسته‌گزینی -همراه با زمینه‌سازی مناسب- در انتخاب داوطلبان تراز شایسته جمهوری اسلامی ایران و دارای ویژگی‌هایی متناسب با جایگاه مربوط از طریق:
۱ـ۱۰ـ تعیین دقیق معیارها و شاخص‌ها و شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان در چارچوب قانون اساسی با تأکید بر کارآمدی علمی، جسمی و شایستگی متناسب با مسؤولیت‌های مربوط و تعهد به اسلام، انقلاب و نظام اسلامی و قانون اساسی به‌ویژه التزام به ولایت فقیه و سلامت اخلاقی - اقتصادی.
۲ـ۱۰ـ شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت‌نام به شیوه‌های مناسب قانونی و متناسب با هر انتخابات.
۳ـ۱۰ـ بررسی دقیق و احراز شرایط لازم برای صلاحیت نامزدها با پیش‌بینی زمان کافی در چارچوب قانون هر انتخابات از طریق استعلام از مراجع ذی‌صلاح و پاسخگویی مسؤولانه و به‌موقع آنها.
۴ـ۱۰ـ اتخاذ ترتیبات لازم برای به حداقل رساندن ممنوعیت حضور داوطلبان شاغل.
۵ـ۱۰ـ تعریف و اعلام معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان.

۱۱ـ نظارت شورای نگهبان بر فرایندها، ابعاد و مراحل انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری از جمله تأیید نهایی صلاحیت داوطلبان، رسیدگی به شکایات و تأیید یا ابطال انتخابات به منظور تأمین سلامت انتخابات، جلب مشارکت حداکثری و تأمین حقوق داوطلبان و رأی‌دهندگان با:
۱ـ۱۱ـ تعیین سازوکارهای شفاف، زمان‌بندی‌شده و اطمینان‌بخش و فراهم کردن حضور داوطلبان یا نمایندگان آنها در تمام مراحل.
۲ـ۱۱ـ پاسخگویی مکتوب در خصوص دلایل ابطال انتخابات و رد صلاحیت داوطلبان در صورت درخواست آنان.

۱۲ـ بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در جهت حداکثرسازی شفافیت، سرعت و سلامت در اخذ و شمارش آراء و اعلام نتایج.

۱۳ـ تعیین سازوکار لازم برای حسن اجرای وظایف نمایندگی، رعایت قسم‌نامه، جلوگیری از سوءاستفاده مالی، اقتصادی و اخلاقی و انجام اقدامات لازم در صورت زوال یا کشف فقدان شرایط نمایندگی مجلس در منتخبان.

۱۴ـ ثبات نسبی قوانین انتخابات در چارچوب سیاست‌های کلی و تغییر ندادن آن برای مدت معتنابه، مگر به ضرورت و با تصویب تغییرات با رأی حداقل دوسوم نمایندگان مجلس شورای اسلامی.

۱۵ـ پاسداری از آزادی و سلامت انتخابات و حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس در قانون‌گذاری، نظارت و اجرا و نیز رعایت کامل بی‌طرفی از سوی مجریان و ناظران و برخورد مؤثر با خاطیان.

۱۶ـ ممنوعیت ورود نیروهای مسلح، قوای سه‌گانه اعم از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های تابعه آنها، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخاباتی و جانبداری از داوطلبان.

۱۷ـ اجرای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا توسط وزارت کشور و زیرنظر هیأت اجرایی مرکزی انتخابات به ریاست وزیر کشور، که ترکیب این هیأت و وظایف آن و همچنین ترکیب و وظایف هیأت‌های اجرایی استانی و شهرستانی را قانون مشخص می‌کند.

۱۸ـ تنظیم تاریخ و همزمانی برگزاری انتخابات‌های عمومی به‌گونه‌ای که فاصله برگزاری آنها حدود دو سال باشد و مراحل و سازوکار اجرایی آن تا حد امکان یکسان و متحد صورت پذیرد.

انسان ۲۵۰ ساله | چهره حقیقی امام سجاد علیه‌السلام

انسان ۲۵۰ ساله | چهره حقیقی امام سجاد علیه‌السلام

رهبر انقلاب اسلامی: «آن چهره‌ی مظلوم بیصدای سربه‌زیرِ منفعلی که از امام سجاد درست کردند به کلی برخلاف واقع است؛ چهره‌ی حقیقی امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ی یک مبارزِ قهرمانِ خستگیناپذیرِ آشتیناپذیرِ پیگیری است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را میشناسد و انتخاب میکند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را میپیماید، خودش خسته نمیشود و دشمن را خسته میکند.» ۱۳۶۵/۷/۴